عزت و ذلت واقعی در کلام امام حسن مجتبی صلوات الله علیه ●عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَا…
انتشار: 2026/08/12 12:31 UTCدریافت: 2026/08/14 18:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 18:31 UTC
عزت و ذلت واقعی در کلام امام حسن مجتبی صلوات الله علیه ●عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ فِی حَدِیثٍ: وَ إِذا أَرَدْتَ عِزّاً بِلا عَشيرَةٍ، وَ هَيْبَةً بِلا سُلْطانٍ، فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِيَةِ اللَّهِ…امام حسن مجتبی صلوات الله علیه در سنین کودکی برای مادرش فاطمه زهرا صلوات الله علیها مسائل دینی را بیان میکرد 🥰💚●أَبُو السَّعَادَاتِ فِي الْفَضَائِلِ أَنَّهُ أَمْلَأَ الشَّيْخُ أَبُو الْفُتُوحِ فِي مَدْرَسَةِ النَّاجِيَةِ أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ (سلام اللّه علیه) كَانَ يَحْضُرُ مَجْلِسَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی اللّه علیه و آله) وَ هُوَ ابْنُ سَبْعِ سِنِينَ فَيَسْمَعُ الْوَحْيَ فَيَحْفَظُهُ فَيَأْتِي أُمَّهُ فَيُلْقِي إِلَيْهَا مَا حَفِظَهُ فَلَمَّا دَخَلَ عَلِيٌّ (سلام اللّه علیه) وَجَدَ عِنْدَهَا عِلْماً فَيَسْأَلُهَا عَنْ ذَلِكَ فَقَالَتْ مِنْ وَلَدِكَ الْحَسَنِ (سلام اللّه علیه) فَتَخَفَّى يَوْماً فِي الدَّارِ وَ قَدْ دَخَلَ الْحَسَنُ (سلام اللّه علیه) وَ قَدْ سَمِعَ الْوَحْيَ فَأَرَادَ أَنْ يُلْقِيَهُ إِلَيْهَا فَأُرْتِجَ عَلَيْهِ فَعَجِبَتْ أُمُّهُ مِنْ ذَلِكَ فَقَالَ لَا تَعْجَبِينَ يَا أُمَّاهْ فَإِنَّ كَبِيراً يَسْمَعُنِي وَ اسْتِمَاعُهُ قَدْ أَوْقَفَنِي فَخَرَجَ عَلِيٌّ (سلام اللّه علیه) فَقَبَّلَهُ وَ فِي رِوَايَةٍ- يَا أُمَّاهْ قَلَّ بَيَانِي وَ كَلَّ لِسَانِي لَعَلَّ سَيِّداً يَرْعَانِي.●ابوالسعادات در کتاب فضائل می گوید: «شیخ ابوالفتوح در مدرسه ناجیه گفت: «امام حسن بن علی (سلام الله علیه) در سن هفت سالگی در مجلس پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) حاضر می شد، وحی را می شنید و حفظ می کرد، آنگاه نزد مادرش می آمد و آنچه را که حفظ کرده بود شرح می داد. هر وقت امیرالمؤمنین علی (سلام الله علیه) نزد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) می آمد، آگاهی نسبت به وحی خدا را نزد آن بانو می یافت، پس علت را جویا میشد. حضرت فاطمه (صلوات الله علیها) می فرمود: «از نزد پسرت حسن (سلام الله علیه) (مطلع شدم)»یک روز امیرالمومنین (صلوات الله علیه) در خانه پنهان شد. امام حسن (صلوات الله علیه) مطابق معمول نزد مادرش فاطمه (صلوات الله علیها) آمد تا آنچه را که از وحی شنیده بود برای ایشان شرح دهد، ولی نتوانست سخن بگوید. مادرش فاطمه (صلوات الله علیها) از این مسئله متعجب شد. امام حسن (صلوات الله علیه) فرمود: «مادر جان! تعجب نکن! حتما شخص بزرگواری مشغول گوش دادن به سخن من است. و گوش دادن او باعث شده که سخن گفتنم قطع شود.» همان وقت حضرت علی (صلوات الله علیه) بیرون آمد و امام حسن (صلوات الله علیه) را بوسید.»و در روایتی آمده: ای مادر! بیانم نارسا و زبانم ناتوان گردیده است گویا آقای بزرگواری مراقب من است.مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) جلد 4 صفحه 7 و 8بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار عليهم السلام جلد 43 صفحه 338