دشمنی شیعه نمایان (چنل بت شناسی، غلو پژوهی، سراب اخباری گری) با روضه ها ●و قال عليه السلام: أَلنَّا…
انتشار: 2026/07/24 08:32 UTC
دشمنی شیعه نمایان (چنل بت شناسی، غلو پژوهی، سراب اخباری گری) با روضه ها ●و قال عليه السلام: أَلنَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا ●امیرالمومنین علیه السلام: مردم دشمن چيزى هستند كه نمى دانند 📓نهج البلاغه حکمت 172 در اینکه گاهی نقد فقیهانه لازم است شکی نیست…قابل توجه چنل غلو پژوهی و سراب اخباری گری و بت شناسی و امثالهم که خیلی راحت فضائل اهل بیت علیهم السلام و مصائب و مقتل ایشان را تکذیب می کنند●ورأيت في بعض مؤلفات أصحابنا أنه حكي عن السيد علي الحسيني قال: كنت مجاورا في مشهد مولاي علي بن موسى الرضا علیه السلام مع جماعة من المؤمنين ، فلما كان اليوم العاشر من شهر عاشورا ابتدأ رجل من أصحابنا يقرء مقتل الحسين علیه السلام فوردت رواية عن الباقر علیه السلام أنه قال : من ذرفت عيناه على مصاب الحسين ولو مثل جناح البعوضة غفر الله له ذنوبه ، ولو كانت مثل زبد البحر. وكان في المجلس معنا جاهل مركب يدعي العلم ، ولا يعرفه ، فقال : ليس هذا بصحيح والعقل لا يعتقده وكثر البحث بيننا وافترقنا عن ذلك المجلس ، وهو مصر على العناد في تكذيب الحديث ، فنام ذلك الرجل تلك الليلة فرأى في منامه كأن القيامة قد قامت ، وحشر الناس في صعيد صفصف لا ترى فيها عوجا ولا أمتا وقد نصبت الموازين ، وامتد الصراط ، ووضع الحساب ، ونشرت الكتب ، واسعرت النيران ، وزخرفت الجنان ، واشتد الحر عليه ، وإذا هو قد عطش عطشا شديدا وبقي يطلب الماء ، فلا يجده ، فالتفت يمينا وشمالا وإذا هو بحوض عظيم الطول والعرض ، قال : قلت في نفسي : هذا هو الكوثر فإذا فيه ماء أبرد من الثلج وأحلى من العذب ، وإذا عند الحوض رجلان وامرأة أنوارهم تشرق على الخلائق ، ومع ذلك لبسهم السواد وهم باكون محزونون فقلت : من هؤلاء؟ فقيل لي : هذا محمد المصطفى ، وهذا الامام علي المرتضى ، وهذه الطاهرة فاطمة الزهراء فقلت : ما لي أراهم لا بسين السواد وباكين ومحزونين؟ فقيل لي : أليس هذا يوم عاشورا ، يوم مقتل الحسين؟ فهم محزونون لاجل ذلك.قال : فدنوت إلى سيدة النساء فاطمة وقلت لها : يا بنت رسول الله إني عطشان ، فنظرت إلي شزرا وقالت لي : أنت الذي تنكر فضل البكاء على مصاب ولدي الحسين ومهجة قلبي وقرة عيني الشهيد المقتول ظلما وعدوانا؟ لعن الله قاتليه وظالميه ومانيعه من شرب الماء؟ قال الرجل : فانتبهت من نومي فزعا مرعوبا واستغفرت الله كثيرا ، وندمت على ما كان مني وأتيت إلى أصحابي الذين كنت معهم ، وخبرت برؤياي ، وتبت إلى الله عزوجل.●در بعضی از کتاب های علمای شیعه از سید علی حسینی حکایت شده که گفت: من با گروهی از مؤمنین در جوار حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام بودم. وقتی روز عاشورا فرا رسید، یکی از یاران ما کتاب مقتل امام حسین علیه السّلام را می خواند تا رسید به این روایت که: امام محمّد باقر علیه السّلام می فرماید: کسی که چشمانش در مصیبت امام حسین اشک بریزد و لو اینکه به اندازه بال یک مگس باشد، خدا گناهان او را می آمرزد و لو اینکه به اندازه کف دریا باشند.در آن مجلس شخصی بود که دارای جهل مرکب بود و ادعای علم می کرد ولی علم و دانشی نداشت. وی گفت: این صحیح نیست و عقل آن را نمی پذیرد. درباره این موضوع بحث بسیار کردیم تا اینکه از آن مجلس پراکنده شدیم، ولی آن شخص در تکذیب این حدیث اصرار داشت.آن مرد شب خوابید و در عالم خواب دید که گویا قیامت بر پا شده است و مردم همه محشور شده اند، میزان ها نصب گردیده، صراط گسترده شده، محاسبات آماده اند. نامه های اعمال گشوده شده و دوزخ شعله ور گردیده، بهشت زینت شده، حرارت بر او (آن مرد) شدید شده، او در این بین شدیداً تشنه و طالب آب بود ولی آبی نبود.وقتی او به طرف راست و چپ خود توجهی نمود با حوضی مواجه شد که فوق العاده طویل و عریض بود. می گوید: من با خودم گفتم: این همان حوض کوثر است و دارای آبی است که از برف سردتر و از عسل شیرین تر است. ناگاه دید دو نفر مرد و یک زن کنار آن حوض هستند که نور آنان بر همه خلق می درخشد و با این حال ایشان سیاه پوش و گریان و محزون بودند. راوی می گوید: من گفتم: اینان که هستند؟ در جوابم گفته شد: این آقا محمّد مصطفی و این آقا امام علی مرتضی و این طاهره فاطمه زهرا صلّی اللّه علیهم اجمعین هستند. گفتم: پس چرا من آن ها را با لباس سیاه و گریان و محزون می بینم؟ به من گفته شد: آیا امروز روز عاشورا نیست که روز قتل امام حسین علیه السّلام است؟ ایشان به این خاطر محزون هستند.گوید: من به حضرت زهرا نزدیک شدم و به او گفتم: ای دختر رسول خدا! من تشنه ام. ناگاه دیدم آن حضرت با حالتی خشمناک به من نگریست و فرمود: تو آن شخصی هستی که منکر فضیلت گریه کردن در عزای فرزندم حسین شدی؟ همان حسینی که جان و قلب من و نور چشم من است، همان حسینی که ظالمانه و با دشمنی به شهادت رسید. خدا آن افرادی را که در حق حسین ستم کردند و او را شهید نمودند و مانع آب آشامیدن او شدند لعنت کند! آن مرد می گوید: من در حالی از خواب بیدار شدم که دچار ترس شده بودم و بسیار استغفار می کردم و از تکذیب آن حدیث پشیمان شدم. آنگاه نزد آن رفقایی آمدم که با آنان بودم و پس از اینکه خواب خود را نقل کردم، از خداوند عز و جل تقاضای توبه نمودم.📓بحار الأنوار جلد 44 صفحه 293