#سفرنامه_کاروان پردهی بیست و سوم: خرابهی شام. لطفاً با حال مناسب بخوانید. دروازه و شلوغی بازار…
انتشار: 2026/08/10 21:42 UTCدریافت: 2026/08/15 06:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 06:37 UTC
#سفرنامه_کاروان پردهی بیست و سوم: خرابهی شام. لطفاً با حال مناسب بخوانید. دروازه و شلوغی بازار و بزمِ مِی، با روضهی خرابه برابر نمیشود. در نقلهایی آمده که مجلس یزید یک جلسه نبود و چند جلسه در چند روز بود، اما نقل متواتر یک الی دو جلسه را تائید میکند،…#سفرنامه_کاروان پردهی بیست و چهارم: خروج از شام.روز ما در شامتان جز شام ظلمانی نبود،ای زنان شهر شام، این رسم مهمانی نبود...در منابع آمده است که اهلبیت حدود هفت روز در دمشق به عزاداری پرداختند. در روز هشتم، یزید آنها را فراخواند و پیشنهاد ماندن در دمشق را به آنان مطرح کرد، اما اهلبیت خواستار مراجعت به مدینه بودند. در برخی از منابع آمده است: «یزید با احضار امام سجاد، اسرا را در رفتن به مدینه و یا ماندن با اکرام و احترام در شام، مخیر ساخت و اهلبیت خواستار بازگشت شدند.» طبق نقلی دیگر، یزید وقتی میخواست کاروان اسرا را به طرف مدینه حرکت دهد، امام سجاد را نزد خود فرا خواند و با او خلوت کرد و به حضرت گفت: «خدا لعنت کند پسر مرجانه (عبیدالله) را. آگاه باش اگر من با پدرت برخورد کرده بودم، هیچچیز از من نمیخواست جز آن که به او میدادم و به هر نیرویی از مرگ او جلوگیری میکردم، ولی خدا چنین مقدر کرده بود که دیدی. هر حاجتی داری برای من بنویس تا اجابت شود.» در واقع یزید میخواست با رفع اتهام از خودش، از طرفی عبیدالله را مقصر معرفی کند و از طرفی این امر را، خواست خدا (جبر) جلوه دهد. (یزید و پدرش معاویه، در صدد گسترش اندیشه جبر گرایی بودند.) این در حالی بود که یزید پس از واقعه کربلا، به ابن زیاد جایزه داد و او را از حاکمیت بصره و کوفه عزل نکرد. یزید نه تنها عبیدالله را برکنار نکرد، بلکه او را تشویق هم کرد. مسعودی مینویسد: «یزید روزی به شراب نشسته بود و ابن زیاد طرف راست او بود و این بعد از قتل امام حسین بود، رو به ساقی خود کرد و شعری بدین مضمون خواند: جرعهای بده که جان مرا سیراب کند و نظیر آن را به ابن زیاد بده که رازدار و امین من است و همه جهاد و غنیمت من به او وابسته است. سپس به خوانندگان گفت که شعر او را با آواز و ساز بخوانند.» وقتی کاروان آماده سفر شد، یزید، نعمان بن بشیر را به ریاست گروهی، مامور بازگرداندن آنها به مدینه کرد. نعمان بن بشیر و همراهانش موظف شدند با اسرا برخورد شایستهای داشته باشند و احترام آنها رعایت کرده و هنگام استراحت از کاروان آنها فاصله بگیرند. یزید به نعمان بن بشیر دستور داد به همراه عدهای دیگر (گفته شده تعداد آنها ۳۰ نفر بوده است) اسرای کربلا را به مدینه بازگردانند. یزید دستور داده بود که هر کجا کاروان آنها برای استراحت توقف کرد، آنان از ایشان دور شوند و خود و همراهانش مانند نگهبانانی در اطراف آنان پراکنده شوند و جای خود را چنان قرار دهند که اگر یکی از آنان خواست وضو بگیرد یا قضای حاجت کند، از آنان شرم نکند. آنها نیز چنانچه یزید سفارش کرده بود با اسرا مدارا کرده و مراعاتشان نمودند تا به مدینه رسیدند. در مسیر شام به کربلا یا مدینه، ماموان یزید با اهلبیت با خوبی رفتار کردند. طبری از ابی مخنف نقل میکند که حارث بن کعب به نقل از فاطمه بنت علی میگوید به خواهرم زینب گفتم: خواهر جان این مرد شامی در همراهی ما نیک رفتار بود، میخواهی چیزی به او بدهیم؟ او گفت: به خدا ما چیزی جز زیور و زینت خویش نداریم. من گفتم: زیورهایمان را به او میدهیم. دستبند و ساقبند خویش را درآوردم، خواهرم نیز دستبند و ساقبند خویش را بیرون آورد و پیش او فرستادیم و از او به خاطر رفتار نیکویش تشکر کردیم. مرد شامی گفت: «من به خدا این کار را جز برای رضایت خدا و به خاطر قرابت شما به رسول الله انجام ندادم.»- ادامه دارد.- منابع: الرکب الحسینی، المنتظم، بحارالانوار، الطبقات الکبری، انساب اشراف، تاریخ طبری، الارشاد، الکامل، مروج الذهب، وقعة الطف، اخبار الطوال، اعلام الوری.- گِرد آورنده: پوریا روحنواز.
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 6 بازدید تازه در ساعت در این نمونهچرخه عمر مشاهدهشده پست
فقط نزدیکترین اسنپشات واقعی در محدوده هر نقطه زمانی استفاده میشود؛ هیچ مقداری درونیابی نمیشود.
برای رسم منحنی دستکم دو مشاهده واقعی لازم است.
| الگو | عملکرد نسبی ۲۴ ساعته |
|---|---|
| ناکافی | — |
پوشش: ناکافی · ۳ اسنپشات واقعی · دسترسپذیری حداکثر هفتروزه · post-lifecycle-natural-7d-v1