#سفرنامه_کاروان پردۀ بیست و یکم: مجلس یزید. (قسمت دوم) (به دلیل حجم بالای جسارت به اهلبیت، از با…
انتشار: 2026/08/09 22:54 UTCدریافت: 2026/08/13 08:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 08:20 UTC
#سفرنامه_کاروان پردۀ بیست و یکم: مجلس یزید. (قسمت دوم) (به دلیل حجم بالای جسارت به اهلبیت، از بازگو کردن برخی مطالب معذوریم.) - لطفاً با حال مناسب بخوانید. هیچکس این چنین پلید نشد، خیزران خسته شد، یزید نشد... یزید، زنان و کودکان اهلبیت را پیش خوانده،…#سفرنامه_کاروان پردۀ بیست و دوم: مجلس یزید. (قسمت آخر)لطفاً با حال مناسب بخوانید.خطبهٔ آن مستطاب، کرد عدو را مُجاب، کاخ ستم شد خراب، این هنرِ زینب است.در روایتی از امام رضا آمده که یزید، سر امام را در تشتی گذاشت و میز غذا را بر تشت نهاد، آنگاه با یارانش سرگرم خوردن غذا و شراب شد، سپس میزِ بازی شطرنج را روی آن تشت گذاشت و با یارانش به بازی مشغول شد. وی هنگامیکه از همبازیانش میبرد، جام شراب را برمیداشت و مینوشید و تهمانده آن را کنار تشتی که سر بریده امام در آن بود، میریخت. حضرت زینب، مظلومانه با این که در دست یزید اسیر است و حامى و پشتیبانى ندارد، اما با یک شجاعت بینظیر، بیاناتى ایراد میفرمود که بینی یزید را به خاک میمالید تا آنجا که میفرمود: «من تو را انسانى بیقدر و بیارزش میدانم و سخت تو را میکوبم و بسیار تو را توبیخ و سرزنش میکنم. تو هر چه تلاش کنی و مکر و حیله بکار برى، نمیتوانى نام ما را از سر زبانها بردارى، محبت ما را از دلها خارج کنی و احکام دین را از بین ببرى، لیکن عار و ننگ کار تو هرگز و با هیچ آبى شسته نمیشود.» او در برابر همۀ حضار مجلس، پس از حمد و ثناى پروردگار و درود بر پیامبر و دودمان او فرمود: «اظننت یا یزید حیث اخذت علینا اقطار الارض و آفاق السّماء فاصبحنا نساق کما تساق الاسارى انّ بنا على اللّه هوانا و بک علیه کرامة؟ و ان ذلک لعظم خطرک عنده؟ فشمخت بانفک و نظرت فى عطفک جذلان مسرورا حین راءیت الدّنیا لک مستوثقه و الامور متسقة و حین صفى لک ملکنا و سلطاننا فمهلا مهلا لاتطش جهلا انسیت قول اللّه تعالى: و لا یحسبنّ الّذین کفروا انّما نُملى لهم خیرٌ لانفسهم انّما نُملى لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب الیم؛ یزید گمان میکنی از این که همه راههاى زمین و آسمان را به روى ما بستی و ما را مانند اسیران شهر به شهر میگردانى، نزد خدا خوار و بیمقدار میشویم و تو مورد عنایت الهى گردیدهاى و مقامت نزد خدا فزون گشته که این چنین باد به دماغ افکنده و اظهار خوشحالى و شادمانى میکنی؟ چون میبینى دنیا به کام تو است و کارها بر وفق مرادت جریان دارد و حکومتِ ما در دست تو قرار گرفته؟ نه چنین نیست، آرام باش. به جهل و نادانى اتکا مکن. مگر گفته خدا را فراموش کردهای که فرمود: کفار گمان نکنند که مهلت دادن به آنها به خیر آنها است، بلکه به آنها مهلت میدهیم تا بر گناهانشان بیفزایند که براى آنان عذابى دردناک است.»«أمِن العدل یابن الطلقاء تخدیرک حرائرک و اماءک و سوقک بنات رسول اللّه سبایا؛ اى پسر آزادشدگان، آیا از عدالت است که زنان و کنیزان خود را در پس پرده نگهدارى و دختران رسول خدا به اسارت بروند و پرده حجاب آنها دریده و صورتهاشان در برابر دشمنان باز باشد تا افراد دور و نزدیک چهره آنان را بنگرند، در حالی که مرد و محرمى ندارند تا از آنها حمایت کند؟!آرى چگونه انتظار حمایت داشته باشیم از کسی که جگر پاکان را به دندان میکشد و گوشت او از خون شهدا روئیده است و چگونه ممکن است از دشمنی با ما کوتاهى کند کسی که از روى بغض و کینه به ما نگاه میکند و در مقام افتخار به کشتن مردان الهى میگوید: و اهلوا و استهلوا فرحا * ثمّ قالوا یا یزید لاتشل؛ و با چوب خیزران بر لبان و دندان سید جوانان اهل بهشت مىزند؟ چرا چنین نگویی که به خیال خود فتنه را با کشتن ذریه رسول خدا و ستارگان زمین ریشهکن کردهاى، آنگاه پدران خود را میخوانى؟ بزودى به آنان ملحق خواهى شد، در حالی که آرزو میکنی کاش فلج بودم و لال میشدم و چنین جملاتى را نمیگفتم و چنان کارهایی را انجام نمیدادم. خدایا، حق ما را بستان و انتقام ما را از دشمنان بگیر و آنها را که خون ما را ریختند، مورد غضب خود قرار ده. هر چند سخن گفتن با تو مصیبتم را تشدید و اندوهم را افزون مىسازد، لیکن باید تو را از این گردن فرازى فرود آورم و تو را کوچک سازم و ملامت بسیار گویم، هر چند چشم ها اشکبار و سینه سوزان است و چقدر شگفت آور است که افراد حزب اللّه به دست آزادشدگان حزب شیطان کشته شوند و فرمود: «فکِد کَیدک واسعَ سعیک و ناصِب جُهدک فواللّه لاتمحُو ذکرَنا و لاتمیتَ وحینا و لاترحض عنک عارها و هل راءیک الّا فند و ایامک الا عدد و جمعک الا بدد یوم ینادى المنادى الا لعنة اللّه على الظالمین، مکر خود را بکار گیر و کوشش خود را انجام ده ولى به خدا قسم نمىتوانى یاد ما را از میان مردم محو و نابود کنی و احکام الهى را نمیتوانى از بین ببرى، اما ننگ عمل زشت تو هرگز شسته نمىشود، زیرا راى تو، ضعیف و مدت زندگانیت، کوتاه و جمعیت و همدستانت، اندک و در روز قیامت منادى پروردگار ندا مىدهد: آگاه باش که لعنت خدا بر ستمکاران محقق است.