#سفرنامه_کاروان پردهی نوزدهم: شهر شام. (به دلیل حجم گستردهی جسارت به اهلبیت، از بازگو کردن برخ…
انتشار: 2026/08/09 22:26 UTCدریافت: 2026/08/12 09:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 09:20 UTC
#سفرنامه_کاروان پردهی نوزدهم: شهر شام. (به دلیل حجم گستردهی جسارت به اهلبیت، از بازگو کردن برخی مطالب معذوریم. ) لطفاً با حال مناسب بخوانید. به تازیانه و دشنام و سنگ و زخمِ زبان، به شهر شام شد از عترت تو استقبال... قبل از اینکه مطلب را شروع کنیم،…#سفرنامه_کاروان پردهی بیستم: مجلس یزید. (قسمت اول)(به دلیل حجم بالای جسارت به اهلبیت، از بازگو کردن برخی مطالب معذوریم.لطفاً با حال مناسب بخوانید.اشک سرِ بریده درآمد که پا گذاشت،زینب میان سلسله در مجلس یزید...داغِ رباب تازه شد آن لحظهای که دید،بالا نشسته حرمله در مجلس یزید...بالاخره پس از وقایع ورود به شام و معطلی بر در کاخ یزید ملعون، کاروان را وارد کاخ یزید کردند. نقل شده که امام سجاد، اولین نفر از اسرا بود که بر یزید بن معاویه وارد شد. افرادِ یزید درحالیکه دستانِ امام را به گردنش بسته بودند، ایشان را وارد قصر کردند. سپس سایر اسرا و زنان اهلبیت را در حالیکه با ریسمان به هم بسته بودند، وارد مجلس کردند. پس از ورود اهلبیت به مجلس یزید، امام سجاد خطاب به او فرمود: «ای یزید، تو را به خدا قسم چه گمان میبری اگر رسول خدا ما را چنین به بند میدید؟» نقل شده که فاطمه، دختر امام حسین، نیز فریاد زد: «ای یزید، آیا دختران رسول خدا باید چنین به اسیری بروند؟» پس یزید به ناچار فرمان داد ریسمان را از گردن آنان برداشتند. هنگامی که اسرا وارد مجلس شدند، خدمتگزارانِ یزید، سر امام حسین را در تشتی از طلا قرار دادند و روبهروی یزید نهادند. یزید با دیدن سر گفت: «نُفَلِّقُ هاماً مِن رِجالٍ أعِزَّةٍ عَلَينا وهُم كانوا أَعَقّ وأظلَما؛ سرهایی را شکافتیم از کسانی که عزیز بودند و آنها آزاردهندهتر و ستمکارتر بودند.» یحیی بن حکم، برادر مروان بن حکم، که نزد یزید نشسته بود، گفت: «لَهامٌ بِجَنبِ الطَّفِّ أدنى قَرابَةً مِنِ ابنِ زِيادِ العَبدِ ذِي الحَسَبِ الوَغلَ امیه أمسى نَسلُها عَدَدَ الحَصى وبِنتُ رَسولِ اللّه ِ لَيسَ لَها نَسل؛ به درستی که سرهایی که در کنار طف (از بدن جدا شدند) در خویشاوندی از پسر زیاد، بندهای که دارای نژاد پستی است، به ما نزدیکتر بودند. امیه، دودمانش به شماره ریگها است، اما از دختر رسول خدا نسلی باقی نمانده است.» یزید بر سینۀ یحیی کوبید و گفت: «خاموش باش (در چنین وقتی، بر کمی فرزندان فاطمه دریغ و افسوس میخوری؟)» سپس یزید رو به اهل مجلس کرد و گفت: «میدانید از چه روی این حادثه برای صاحب این سر اتفاق افتاد؟ این سر بر من فخر میفروشد و میگوید: «پدرم بهتر از پدر یزید و مادرم بهتر از مادر او و جدم بهتر از جد یزید است و خودم بهتر از یزیدم و همین امر او را به کشتن داده است، اما اینکه میگوید پدرم بهتر از پدر یزید است، پدرم با پدرش احتجاج کرد و خداوند به نفع پدر من و زیان پدر او حکم داد، اما اینکه مادرش بهتر از مادرم است، به خدا سوگند راست میگوید! فاطمه، دختر رسول خدا از مادر من بهتر است، اما سخن او که جدش بهتر از جد یزید است، هیچ کس نیست که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد و بگوید که او از پیامبر بهتر است، اما اینکه میگوید او خود بهتر از من است، شاید این آیه قرآن را نخوانده است که: «قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ بگو: بارالها مالک حکومتها تویی به هر کس بخواهی حکومت میبخشی و از هر کس بخواهی حکومت را میگیری، هر کس را بخواهی عزت میدهی و هر که را بخواهی خوار میکنی، تمام خوبیها به دست توست، تو بر هر چیزی قادری.» سپس رو به امام سجاد کرد و گفت: «ای پسر حسین، پدرت رابطه خویشاوندی خود را نادیده گرفت و توجهی به مقام و منزلت من نکرد و در سلطنت با من به نزاع برخاست، پس خدا با او چنان کرد که دیدی.» امام سجاد فرمود: «مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ؛ هیچ مصیبتی (ناخواسته) نه در زمین و نه در وجود شما روی نمیدهد، مگر اینکه همه آنها قبل از آنکه زمین را بیآفرینیم، در لوح محفوظ ثبت است و این امر برای خدا آسان است.» یزید به پسرش خالد گفت: «پاسخش را بده.» خالد نمیدانست چه بگوید، پس یزید گفت: «وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ؛ هر مصیبتی که به شما میرسد به خاطر اعمالی است که انجام دادهاید و بسیاری را نیز خداوند عفو میکند.» در این هنگام مردی شامی از جای برخاست و گفت: «بگذارید او را بکشم.» حضرت زینب، امام را در آغوش گرفت تا مانع از انجام احتمالی این عمل شود.- ادامه دارد.- گِرد آورنده: پوریا روحنواز.