در نثر از چه کسانی پیروی کنیم؟هنگامی که سخن از بهبود نثر میشود، برخی پیشنهاد میدهند نوشتههای است…
انتشار: 2026/07/27 15:52 UTCویرایش: 2026/08/01 00:05 UTCدریافت: 2026/08/08 00:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 00:10 UTC
در نثر از چه کسانی پیروی کنیم؟هنگامی که سخن از بهبود نثر میشود، برخی پیشنهاد میدهند نوشتههای استادانی مانند مجتبی مینوی و محمدعلی فروغی را بخوانیم. به گمان نگارنده، کسانی که چنین پیشنهادهایی میدهند نکتهای را از نظر دور داشتهاند؛ زبان فارسی در این پنجاه شصت سال بسیار تغییر کرده و خواننده باید هشیار باشد که انس گرفتن با نثرهای نیمۀ نخست سدۀ پیشین او را از شناخت ویژگیهای زبان امروز بازندارد. در فارسی امروز واژههای عربی کمتر از نوشتههای پیش از انقلاب به کار میرود و روزبهروز از بسامد واژههای عربی کاسته میشود. این تحولِ طبیعیِ زبان با گرایش بیشترِ فارسیزبانان همسو است و نمیتوان و نباید آن را با سرهگرایی یکسان دانست. بزرگانی مانند مجتبی مینوی و محمدعلی فروغی، که به شیوانویسی نامبردارند، فرزند زمان خود بودهاند و بهناگزیر نثرشان دنبالۀ نثر قاجاری است. اگر زبانِ امروز را اصل و معیار قرار دهیم، این بزرگان، به پیروی از زمانۀ خود، واژههای عربی را بسیار بیش از امروز به کار میبردهاند. بایسته و شایسته است که جوان امروز نوشتههای آنان را بخواند و از کتابها و مقالههایشان بیاموزد و بهرهها ببرد، ولی شاید پسندیدهتر آن باشد که در عربیگرایی از شیوۀ نگارش استادان آن روزگاران پیروی نکند و در نوشتن به پیش بنگرد، نه به پس. هرچند که میتواند نحو بهکاررفته در نوشتههای این دانشمندان را سرمشق قرار دهد. از میان ناماورانِ اهل قلم، چند نفری هم هستند که به شیوانویسی شهرتی ندارند و کسی به گردۀ آنها نمینویسد، ولی باید محتاط بود که قلمشان ناخواسته بر نوشتارمان تأثیر نگذارد. اگر بخواهم از میان این سروران چند نفر را نام ببرم، ناگزیرم با سری افکنده و زبانی عذرخواه به ذبیحالله منصوری و جعفر شهری و احمد مهدوی دامغانی اشاره کنم. منصوری پرنویسی را به پیراستهنویسی برتری میداد، شهری لگام قلم را رها میکرد و به نحو توجهی نداشت، و مهدوی دامغانی از عربیگراترین نویسندههای معاصر بود (خاک بر همۀ آنان خوش باد). حال ممکن است کسی بخواهد بداند که دیدگاه این کمترین دربارۀ نویسندگانی که نثرشان میتواند الگوی جوانان قرار گیرد چیست (هرچند که دیدگاه این دانشجو اهمیتی ندارد). به گمان نگارنده، نثر دانشورانی مانند جلال خالقی مطلق و علی رواقی (در پیشگفتارهای کتابهایشان و در مقالههایشان) و داریوش آشوری نثری است که آینده را پیش چشم دارد و گمان میکنم هفتاد هشتاد سال بعد نیز نوشتههایشان برای مردمان آن دوران تازه و بهروز به نظر خواهد رسید. بهجز این بزرگان، نثر استادان میلاد عظیمی و وحید عیدگاه و محمد دهقانی و الوند بهاری نیز مرا مجذوب خود میکند. اگر هم بخواهم اصطلاحات مردم کوچه و خیابان را بیاموزم، کتابهای داستانی سلمان امین را میگشایم.١۴۰۵/۰۵/۰۵▫️فرهاد قربانزاده@azvirayesh