دربارهٔ مسمومیتِ پیامبر(ص) در خیبر پس از انتشارِ یادداشتِ "نقد انتساب شهادت پیامبر(ص) به همسران ایش…
انتشار: 2026/08/13 05:58 UTCدریافت: 2026/08/15 03:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:10 UTC
دربارهٔ مسمومیتِ پیامبر(ص) در خیبر پس از انتشارِ یادداشتِ "نقد انتساب شهادت پیامبر(ص) به همسران ایشان"، شماری از دوستان دربارهٔ ماجرای زنِ یهودی پرسیدهاند. توضیح کوتاه: ۱) اصلِ واقعه پس از فتحِ خیبر، زنی از یهود گوشتی زهرآلود برای پیامبر(ص) آورد. حضرت لقمهای برداشتند و بیرون افکندند، اما یکی از صحابه — بِشر بن بَراء بن مَعرور — از همان غذا خورد و درگذشت. این واقعه در منابعِ اصلیِ فریقین آمده است، مثل: صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ابیداود، طبقاتِ ابنسعد، سیرهٔ ابنهشام و منابعِ متعددِ شیعی مثل کافی، امالی صدوق، بصائرالدرجات، محاسن برقی و.... پس بحث بر سرِ یک نقلِ نادر نیست؛ گزارشی است با شواهدِ فراوان که یک قربانیِ محرَز هم دارد. ۲) چرا برخی عالمان مطلق سخن گفتهاند؟ گاه در کلامِ عالمانِ شیعه و سنی، «شهادتِ پیامبر(ص) بر اثرِ سم» بدون ذکرِ جزئیات آمده است. علتش کثرتِ همین نقلهاست، نه اشاره به ماجرایی دیگر. شیخ صدوق تصریح میکند: «و اعتقادِ ما دربارهٔ پیامبر آن است که ایشان در جنگِ خیبر مسموم شدند و پیوسته [اثرِ] آن خوراک به ایشان بازمیگشت تا آنکه رگِ قلبشان را برید و به همان سبب رحلت فرمودند.» (الاعتقادات، ص ۹۸) در منابعِ اهلسنت نیز همین تحلیل آمده است؛ چنانکه در صحیح بخاری از عایشه نقل شده که پیامبر(ص) در بیماریِ آخر میفرمودند: «همچنان دردِ آن غذایی را که در خیبر خوردم احساس میکنم؛ اکنون هنگامِ آن است که از آن سم، رگِ قلبم بریده شود.» (کتاب المغازی، ح ۴۴۲۸) پس این سخنانِ بهظاهر مطلق، مطلق نیستند؛ مقیّدند و قیدشان در همان کتابها تصریح شده است. بازگرداندنِ آنها به ادعایی دیگر، تقطیعِ کلام است. ۳) تا کجا میتوان قاطع بود؟ کثرتِ گزارشها اطمینان میآورد که اصلِ توطئه واقع شده؛ اما جزئیاتِ آن (نامِ زن، سرنوشتِ او، شمارِ حاضران) در نقلها مختلف است و در آنها نمیتوان قاطع بود. همچنین نمیتوان با قطعیت گفت رحلتِ پیامبر(ص) پس از چند سال، معلولِ همان سم بوده است؛ این یک احتمالِ معتبر است، نه یک یقین. در مقابل، استبعادِ برخی نیز پذیرفتنی نیست که «مگر سم چند سال در بدن میماند؟». پاسخ روشن است: لازم نیست خودِ سم باقی بماند؛ آسیبی که بر کبد یا کلیه یا قلب وارد کرده میتواند سالها بعد ظاهر شود. سمومِ گیاهیِ آن روزگار دقیقاً چنین اثری داشتهاند، و مرگِ بشر بن براء نشان میدهد آن سم تا چه اندازه قوی بوده است. ۴) و اما نکتهٔ اصلی بعضی میکوشند در اصلِ ماجرای خیبر تشکیک کنند تا سخنانِ عالمانی را که گفتهاند «پیامبر(ص) با سم به شهادت رسید» به ادعای خود، یعنی مسمومیت به دستِ همسرانِ پیامبر، نسبت دهند. اما دقت کنید که این راه، هر دو سرش بسته است: حالتِ اول: بپذیریم که ماجرای خیبر رخ داده است. در این صورت، معلوم است آن عالمان وقتی از «مسمومیتِ پیامبر» سخن گفتهاند، به همین حادثه نظر داشتهاند؛ چون منبعشان همین روایات بوده است و بسیاری از آنها نیز در همان کتاب، خیبر را صریحاً نام بردهاند. پس این سخنان هیچ ربطی به ادعای مسمومیت به دستِ همسران ندارد. حالتِ دوم: ماجرای خیبر را انکار کنیم. در این صورت، سخنِ آن عالمان تکیهگاهِ خود را از دست میدهد و اساساً بیاعتبار میشود؛ زیرا تنها مستندِ آنها همین روایات بوده است. و سخنی که خودِ ما پایهاش را فروریختهایم، دیگر برای ما نیز حجّت نیست. پس نتیجه در هر دو حالت یکی است: این استنادات به کارِ اثباتِ آن ادعا نمیآید. یا خود گزارشی از همان خیبرند، یا با انکارِ خیبر از اعتبار میافتند. نمیتوان شاخهای را برید و همچنان بر آن نشست. افزون بر این، در سراسرِ میراثِ تاریخیِ اهلسنت حتی یک گزارش دربارهٔ مسمومیتِ پیامبر(ص) به دستِ همسرانشان وجود ندارد. بنابراین نسبتدادنِ چنین باوری به عالمانِ اهلسنت، کلیگویی و فراتر از حدِّ انصافِ علمی است.........@azadpajooh