معماران تباهی ایران؛ حزب توده، یک عمرخیانتتاریخ حزب توده را میتوان تاریخِ یک عمر خیانت دانست. حزب…
انتشار: 2026/07/30 17:14 UTCدریافت: 2026/08/15 01:19 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:19 UTC
معماران تباهی ایران؛ حزب توده، یک عمرخیانتتاریخ حزب توده را میتوان تاریخِ یک عمر خیانت دانست. حزب توده از بقایای گروه ۵۳ نفر در سال ۱۳۲۰ تشکیل شد. نام اولیهای که برای آن در نظر گرفته بودند، «حزب کمونیست ایران» بود، اما به دلیل حساسیتهای مذهبی جامعه، آن را کنار نهادند و «توده» را برگزیدند.در جامعه عقبافتاده آن زمان، با شعارهای فریبندهای چون عدالت و برابری، در ابتدا توانستند اقبال عمومی را به خود جلب کنند، ولی هرچه به پیش رفتند، ریزشها از این حزب بیشتر شد. در ابتدا، با پافشاری بر اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی، عیار سرسپردگی خود را نشان دادند و سپس با حمایت از فرقه تجزیهطلب پیشهوری به دستور شوروی، باعث استعفای شمار بسیاری از اعضا، از جمله خلیل ملکی، شدند.به هنگام تشکیل دولت دستنشانده پیشهوری در آذربایجان، حزب توده کمیته محلی خود در آذربایجان را منحل کرد و به تمام اعضایش دستور داد به دولت پیشهوری بپیوندند. کسی چون جهانشاهلو افشار که معاون پیشهوری بود، بدین ترتیب عضو دولت پیشهوری شده بود.یکی از سمپاتهای حزب در سال ۱۳۲۷ اقدام به ترور شاه کرد و پس از آن، حزب غیرقانونی شد. حزب، بنیانگذار ترور شخصیت در فضای سیاسی ایران بود. منتقدان و حتی دوستان سابق خود، چون خلیل ملکی، را آماج سخیفترین حملات قرار میداد. پس از استعفای خلیل ملکی از حزب، به دلیل حمایت حزب توده از حرکت جداییطلبانه پیشهوری، اعضای حزب شخصیت او را آماج تهمتهای فراوان قرار دادند.احسان طبری درباره ملکی چنین گفت: «ملکی جاسوس و خائنی است که سرانجام به زبالهدان تاریخ افتاد.»البته این رفتارهای تودهایها ناشی از ایدئولوژیای بود که بدان باور داشتند. آنان به مارکسیسم ـ لنینیسم باورمند بودند. لنین درباره نقد و شیوه آن میگوید:«زبان بخشهای نقدشده میباید در خواننده نسبت به کسانی که به اینگونه اقدامات دست میزنند، نفرت، دلزدگی و خشم برانگیزد. این زبان برای متقاعد کردن نیست؛ میخواهد صف دشمن را از هم بپاشاند. نمیخواهد خطای مخالفان را اصلاح کند؛ میخواهد آنان را نابود کند و زمین را از لوث وجودشان پاک کند. سرشت این زبان چنان است که بدترین اندیشهها و بدترین شک و تردیدها را نسبت به مخالفان در خواننده برمیانگیزد.»خلیل ملکی از رنج و آلامی میگوید که به واسطه ترور شخصیتش توسط دوستان سابق خود متحمل شده است:«رنج و شکنجه روحی که همرزمان سابق من (یعنی تودهایها) بر من تحمیل کردهاند، بسیار کشندهتر از شکنجههای جسمانی است که در زندان به من دادهاند یا میتوانند بدهند.»و آنجا که ترور شخصیت کارساز نبود، دست به حذف فیزیکی آنان میزدند.خسرو روزبه در اعترافاتش به قتل محمد مسعود و چهار تن دیگر، از جمله حسام لنکرانی که از رفقای خودشان بود، اعتراف کرد؛ این در حالی بود که سالها روزنامههای حزب، از جمله روزنامه مردم، این قتل را به دربار نسبت میدادند.حزب توده جنایت را به آن حد رسانده بود که چند قتل را صرفاً به عنوان آزمایشی برای کارهای بزرگتر انجام داد. پیرامون قتل محمد مسعود، نورالدین کیانوری، از رهبران حزب، در جلسهای حزبی بیان داشته است:«راستش این است که ما میخواستیم آزمایش کنیم که اگر روزی حزب توده بخواهد دشمنان خود را از میان بردارد، میتوانیم بدون آنکه حزب بدنام شود، بدان دست بزنیم یا نه؛ وگرنه با محمد مسعود دشمنی و کینهای نداشتیم. از این رو، این تنها یک آزمایش بود.»حزب سازمان نظامی داشت که پس از ۲۸ مرداد مشخص شد ۶۰۰ افسر در آن عضو هستند و هر لحظه مترصد فرصتی بودند تا با کودتا، ایران را تقدیم شوروی کنند. حسین فاطمی، وزیر خارجه فراری مصدق، نیز در خانه یکی از همین افسران تودهای بازداشت شد.نفوذ سازمان نظامی حزب توده در بدنه ارتش و شهربانی باورنکردنی بود؛ به طوری که سروان ماشاءالله ورقا ـ عضو سازمان افسران حزب توده و رئیس بخش مراقبت اداره اطلاعات شهربانی ـ مأمور حفظ و نگهبانی جان شاه و افراد خانواده سلطنتی در تشریفات رسمی و دیگر بازدیدها بود. همچنین ستوان یکم عبدالله مهاجرانی، از اعضای سازمان افسری، با واحد تحت فرماندهی خود محافظ سرلشکر زاهدی بود و شخص او را اسکورت میکرد.زیرکزاده، از رهبران جبهه ملی، در این باره میگوید: «از اواخر سال ۱۳۲۴ تا مرداد ۱۳۳۲، حزب توده هر وقت میخواست، میتوانست با یک کودتا تهران را تصرف کند.»اگر سرکوب بهموقع سازمان افسران نظامی حزب توده توسط فرمانداری نظامی انجام نمیشد، تودهایها در همان دهه ۳۰ ایران را به دامان شوروی انداخته بودند.ادامه👇👇👇


