دیگر نامت را صدا نمیزنماز یک جایی به بعد،آدمنه میبخشد،نه انتقام میگیردفقطدلش را برمیداردو میرو…
انتشار: 2026/08/02 11:28 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
دیگر نامت را صدا نمیزنماز یک جایی به بعد،آدمنه میبخشد،نه انتقام میگیردفقطدلش را برمیداردو میرود.منتمام راههای رسیدن به تو رایکییکی خاموش کردم؛مثل چراغهای خانهایکه دیگرکسی قرار نیستبه آن برگردد.گمان میکردیبا چند سایهمیتوانی آسمان مراتیره کنی.نمیدانستیخورشید،با رفتنِ پرندههاخاموش نمیشود.روزهایی بودکه برای ماندنتتمام خودم راخرج میکردم؛امروز اماحتی خاطرهاتتوانِ مکثی کوتاهدر ذهنم ندارد.آینهدیگرتو را به یادم نمیآورد.هرچه از من رفت،اندوه بود؛و هرچه ماند،خودِ من بود.چه دیر فهمیدمبعضی آدمهابرای دوست داشتن نمیآیند،میآیندتا آدمدوست داشتنِ خودش رادوباره یاد بگیرد.اکنوننه پرسشی مانده است،نه گلایهای،نه حتیآرزوی بازگشت.فقطهر بار که از کنار گذشته میگذرم،لبخندی آرام میزنمو با خودم میگویم:چقدر خوبکه دیگرمهم نیستی#شیدا_التیام