🍃حمایت از مادرمادر پسری زاد و بهگرمی، نظرشکردیاد از رخ و اندام و جمال پدرش کردبگرفت درآغوشو به…
انتشار: 2026/07/30 23:55 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
🍃حمایت از مادرمادر پسری زاد و بهگرمی، نظرشکردیاد از رخ و اندام و جمال پدرش کردبگرفت درآغوشو بهقلبش،تپش افتاداز نغمۀ موسیقیِ هستی، خبرش کردپوشاند تنش را به لباسی نو و هم نرموز بافتۀ خویش، کلاهی به سرش کرداز شیرۀ جان، داد به او شیر- پیاپی؛بس بوسه نثارِلبِهمچونشکرش کردآن غنچۀ خُردی که نهان بود به شاخهپرورد و دراطرافِچمن،جلوهگرشکردآن جوجۀ یکروزۀ ریزه، شده لرزانباپرورشِخویش، پُراز بالوپرش کردچون کوکب خُردی به مدارِ دل مادر، بگرفتبهبر محکمو قرصقمرش کردآن هستۀخرمایضعیفیکه بهبر داشتچون نخلتنومند،بهجان، بارورش کرداو «زالِ زر»- افکنده به دامان دماوندسیمرغصفت،چون یل بایالوبرش کردبا واکسن و دارو و درمانِ بههنگام،بهداشتیو پاکو مصونازخطرش کردبنشاند سر سفره و بنشست کنارش دستیبهسر و دستدگر درکمرش کردپس،داد بهاو بسخورش ازمایعوجامددر وزن بدن، بیشتر از پیشترش کردتا راه بیفتد، شده خود، پای به پایشهرمرحله، تسلیمِ قضا وُ قدَرش کردتا آنکه زبان باز کند بر الف و لام،بر درگهِ الله، دعای دگرش کردچون رفتدبستان پسر،اوهمچو معلّم،تعلیم بدو با دل پر شور و شرش کردشد تازهجوانیّو برومند وقوی گشتمادر، طلب میوه زشاخِ شجرش کردآورد عروسیّ و در و بام بیاراستخود،صرفِهمانزوج همهسیموزرشکردشد خاطر او جمع چو میدید عروسش یارپسرش گشتو چو او،خشکوترش کردمی دید که دارد صنمی نادره دربرزانچهرهکه خود قبلهنمایدگرش کردخم شد قدمادر که پساز موی سپیدش، حاکیست زعمریکه بهزحمت،هدرش کردحالا، شده محتاج به فرزند و عروسشبایدکه حمایت به سفر یا حضرش کردحکم پسر امروز چنین است که مادرباید بهبرش بود؛ نه ازدر،بهدرش کرد«الهام» بخوانْد این به سرِ تربت مادر ازدیده،دوید اشکغمو شعلهورشکرد#دکترسیدمحمود_الهامبخش ۱۴۰۵/۵/۶