لینک پیوستن @ashaar_ali_omrani کانال
انتشار: 2026/08/12 15:50 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
لینک پیوستن @ashaar_ali_omrani کانال
پستهای تلگرام — اشعار علی عمرانی (فاخر)
مرغ خوشخوانم ، دریغا کز زبان افتاده امیوسفم ، در خاک غربت بی نشان افتاده ام همت بازوی فرهادم ، که پای بیستون از پریشان خاطری ، بس ناتوان افتاده ام آرشم کز فرط پیری قامتم شد چون کمانآن کمانگیرم که خود ، گیر کمان افتاده ام آخرین سلطان قاجارم ولی دور از وطن غافل ازآن خان ومان،بی خانمان افتاده ام روز شادی هیچکس از من نمی گیرد سراغ من سرشک حسرتم ، از دیدگان افتاده ام کاروان خاطرات عمر شیرین رفت و منچون غباری در پی این کاروان افتاده ام سنگم اما جای من در پهنه ی صحرا نبود من شهابی بوده ام کز آسمان افتاده ام روی زردم ،،فاخر،، از بی مهری گلکار نیست سر گل باغم ، ولی دست خزان افتاده ام علی عمرانی ، فاخر. ۷۶/۴/۱۱لینک پیوستن به کانالt.me/ashaar_ali_omrani
#باغ_حساسباغ حساسم و از نرده دلم میگیردمثل یک پنجره از پرده دلم میگیردسرو آزادهام ای خاک ، به پایم تو مپیچ!که از این ماندن چون برده دلم میگیردباز کن پنجرهها را ، که هوا تازه شود !در هوای نمِ دم کرده ، دلم میگیردبرو ای ابرِ سیاه از بر خورشید ، که من !زیر این ظلمت گسترده دلم میگیردمن که چون آیینه مشتاق به نور است دلمدر فضای پر از گرده دلم میگیردچیست سوغات خزان ، تفرقه درشاخه و برگآه از این تحفه که آورده دلم میگیرد#علی_عمرانی #فاخرلینڪ پیوسٺن بہ ڪانال :t.me/folkoreomrani
راد مردی از مروت پیشه می ماند به جا نیکنامی در جهان ، همیشه می ماند به جا روشن از اندیشمندان می شود راه بشر می روند و پرتو اندیشه می ماند به جا تا شرابت صاف گردد ، رنج بردی ساقیامیگساران می خورند و شیشه می ماند به جا کوه را از تیشه ی فرهاد ، بر دل کینه نیستبر تنش اما نشان تیشه می ماند به جادر بهاران برگ و بار آید سراغت ای درختدرخزان اما به پایت ، ریشه می ماند به جاشاخ و برگ بیشه را ، شاید بسوزاند شررباز "فاخر " ریشه ها در بیشه می ماند به جا علی عمرانی ،فاخر ۱۴۰۴/۷/۳لینک پیوستن به کانال@ashaar_ali_omrani
لینک پیوستن به t.me/ashaar_ali_omrani
#قدر_محبت لطف بی حد ارزش مهر و وفا را بشکند هر متاعی از فراوانی ، بها را بشکند دستگیری گر کنی از هر کسی ، هشیار باشکور اگر بینا شود اول عصا را بشکند ناسپاسی گر بماند در خماری بهتر است ورنه چون سرمست شد پیمانه ها را بشکند حد و مرز خویش را با جان و دل محفوظ دار یک تجاوز گر گهی ، جغرافیا را بشکند گر در دیزی بماند باز ، روزی عاقبت گربه ای پیدا شود ، مرز حیا را بشکند گاهگاهی دور باش از دیدهٔ بد گوهران روز قحطی نرخ نان ، قدر طلا را بشکند گر قبای "#فاخر" شاهان بپوشد سائلیشه نخواهد شد ولی ، قدر قبا را بشکند📝شاعر : #علی_عمرانی#فاخر اجرای دکلمه ،، خانم هلیا اکبریان لینڪ پیوسٺن بہ ڪانال :t.me/ashaar_ali_omrani
#چراغ_جامچراغ جام روشن کن ، دلم تنگ است ای ساقینوایم ناله ی مرغی شباهنگ است ای ساقی ندارد آسمان با من سر یاری و همراهی سری با من اگر دارد ، سر جنگ است ای ساقیره تزویر هموار و دریغ از من در این وادی که پای رفتنم اینجا بسی لنگ است ای ساقیچه جای وصلت شیرین برای تیشه زن ماند مگر فرهاد با پرویز ، همسنگ است ای ساقینه تنها بیستون ما ، سپهری تیره گون داردکه هر جا آسمان آری همین رنگ است ای ساقییک امشب را مروت کن که در کنجی بیاسایم که راهم تا به منزلگه به فرسنگ است ای ساقی#علی_عمرانی #فاخر۱۳۸۳/۴/۱۴لینڪ پیوسٺن بہ ڪانال t.me/ashaar_ali_omrani





