مرغ خوشخوانم ، دریغا کز زبان افتاده امیوسفم ، در خاک غربت بی نشان افتاده ام همت بازوی فرهادم ، که پ…
انتشار: 2026/08/04 09:18 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
مرغ خوشخوانم ، دریغا کز زبان افتاده امیوسفم ، در خاک غربت بی نشان افتاده ام همت بازوی فرهادم ، که پای بیستون از پریشان خاطری ، بس ناتوان افتاده ام آرشم کز فرط پیری قامتم شد چون کمانآن کمانگیرم که خود ، گیر کمان افتاده ام آخرین سلطان قاجارم ولی دور از وطن غافل ازآن خان ومان،بی خانمان افتاده ام روز شادی هیچکس از من نمی گیرد سراغ من سرشک حسرتم ، از دیدگان افتاده ام کاروان خاطرات عمر شیرین رفت و منچون غباری در پی این کاروان افتاده ام سنگم اما جای من در پهنه ی صحرا نبود من شهابی بوده ام کز آسمان افتاده ام روی زردم ،،فاخر،، از بی مهری گلکار نیست سر گل باغم ، ولی دست خزان افتاده ام علی عمرانی ، فاخر. ۷۶/۴/۱۱لینک پیوستن به کانالt.me/ashaar_ali_omrani





