⚡️سمت دیگر سپیده...کسیسالهاستدر استخوان افقمیخ میکوبد؛و خورشید،هر بامداد،با رد میخی تازهاز پهلوی…
انتشار: 2026/07/28 10:55 UTC
⚡️سمت دیگر سپیده...کسیسالهاستدر استخوان افقمیخ میکوبد؛و خورشید،هر بامداد،با رد میخی تازهاز پهلوی نورسر برمیآورد.کدام محکمهبرای روشناییحکم صادر کرده است؟و کدام قاضیچکش خود رابر جمجمه سپیدهفرود میآورد؟نور،موجود عجیبیست؛هرچه بیشتردر دهان واژههابمانی،کمتربه روشناییشباهت خواهی داشت.شایدتاریکی،انبوهِ نورهایی باشدکه نام خود رافراموش کردهاند.جهانبر مدار سایهنمیچرخد؛این چشمها هستندکه سالهاستجهت گردش خود راگم کردهاند.نام خداآنقدربر سنگها تکرار شدکه پرندگانآوازشان رااز یاد بردند.و خدا...بیصدااز دهانهاکوچ کرد؛در سکوت پرسشیپناه گرفتکه هیچ معبدیتاب شنیدنش را نداشت.از آن پس،طنینهادیگرراهی به آسمان نبودند؛ریسمانهایی بودندکه آرامآرامبر گلوی سپیدهگره میخوردند.آینههانخستمه را باور کردند؛بعد،چهرهها را؛و سرانجامخود انعکاس راانکار کردند.جهنم،آتش نبود.جهنم،لحظهای بودکه حقیقتاز ترس نامهانام دیگریبرای خود برگزید.و کفر...شایدنه انکار خدا،کهبستن پنجرهای باشدکه سالهاخورشیدبیصداپشت آنایستاده است.دیگربه طلوعاعتماد نمیکنم.هر صبحنخستزخم افق راتماشا میکنم؛اگراز آن زخمنوریچکه کند،میفهممخورشیدبار دیگراز اعدام خویشجان به در برده است.به یاد جاویدنامانی که سپیده را از فراز چوبه دار نظاره کردند.😥#ایران_معبد_ماست #نور_بر_تاریکی_پیروز_است #گرامیباد_یاد_جاویدنامان_وطن


