گاهی در میانهی زندگی، لحظهای ناب از راه میرسد؛ لحظهای که دیگر به دنبال کشف خودت در نگاهها و رو…
انتشار: 2026/07/26 08:39 UTCدریافت: 2026/08/01 00:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:06 UTC
گاهی در میانهی زندگی، لحظهای ناب از راه میرسد؛ لحظهای که دیگر به دنبال کشف خودت در نگاهها و روایتهای دیگران نیستی، بلکه بیواسطه خودت را میبینی؛ خودت را ملاقات میکنی،این دیدار ساده نیست؛ شبیه رودخانهایست که سالها در ژرفای زمین خاموش مانده و ناگهان به سطح میآید؛ با زخمهای کهنه، احساسات پنهان و رؤیاهای فراموششده و در همین لحظه، تصمیمی تازه شکل میگیرد:«از خودم مراقبت می کنم؛ دستکم به همان اندازه که سالها از دیگران مراقبت کردهام.»مراقبت از خود یعنی:در سختترین لحظهها، رفیق خودت بمانی،به صداهای آرام و گاه فراموششدهی درونت گوش بسپاری، ترسها، اندوهها و امیدهایت را انکار نکنی؛ آنها را در آغوش بگیری،به خودت حق آرامش، حق استراحت، حق بازی و رهایی بدهی، این راه، راهی تازه است؛این راه، آغاز احترام دوباره به حیات درونی و دوستی با خویشتن است.آنجا که خودت را ملاقات میکنی، دست خودت را بگیر و آرام زمزمه کن:«من تو را رها نمیکنم.من تو را طرد نمیکنم کنم.من تو را فراموش نمیکنم.»و این پیمان، شاید عمیقترین هدیهای باشد که میتوانی به خودت ببخشی...

