ایران و آمریکا: از جنگ هوایی تا جنگ زیرزمینیاز آنجا که جمهوری اسلامی نیروی هوایی ایران را عملا از ب…
انتشار: 2026/07/28 13:10 UTCدریافت: 2026/08/04 18:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 18:47 UTC
ایران و آمریکا: از جنگ هوایی تا جنگ زیرزمینیاز آنجا که جمهوری اسلامی نیروی هوایی ایران را عملا از بین برده بود، ایران نمیتوانست حتی بخشی از آسمان خود را مصون نگاه داردامیر طاهری جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶ ۸:۳۰ترکیبی از تصویر دونالد ترامپ، تنگه هرمز، کوه کلنگ و بمب افکن آمریکایی/ AFP-Irnaیکی از نصایح، یا بهتر بگوییم رهنمودهای نویسندگان کلاسیک، درباره هنر جنگ این است که هرگز ابتکار عمل را به حریف نسپارید. به عبارت دیگر، انفعالی عمل نکنید. اما این درست کاری است که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در یکی از تازهترین تیراندازیهای لفظی خود در تروثسوشال انجام داده است. او میگوید: از این پس، هرگاه جمهوری اسلامی دانسته یا ندانسته به یک کشتی در تنگه هرمز شلیک کندــ با موشک، پهپاد یا هر وسیله دیگرــ ما یک پل یا یک نیروگاه برق را در ایران، حتی در خود تهران، هدف قرار خواهیم داد.اگر این موضعگیری جدی باشد، میتوان گفت که ابتکار آغاز یا توقف به بقایای جمهوری اسلامی تفویض شده است. آنان میتوانند آتش را با یک حمله به یک کشتی روشن کنند یا با خودداری از حمله، خاموش سازند. بدینسان کل این جنگ که ظاهرا برای جلوگیری از اتمی شدن ایران آغاز شده بود، اکنون خلاصه میشود در شلیک به کشتیها در تنگه هرمز.اظهارات اخیر پرزیدنت میتواند نتیجهای حتی بدتر داشته باشد. ایشان به جای آنکه بگویند جمهوری اسلامی با شلیک به کشتیهای غیرنظامی که حق عبور «معصومانه» از تنگه را دارند، احتمالا مرتکب جنایت جنگی است، میگویند: من هم در پاسخ همان کار را خواهم کرد! بدینسان یک اقدام احتمالا جنایتکارانه غسل تعمید قانونی مییابد.بمباران هدفهای غیرنظامی در تمامی جنگهای ۱۰۰ سال گذشته نتیجه مطلوبی برای بمبارانگران نداشته است. رایش سوم جنگ با بریتانیا را با بمباران گسترده یا «پهن کردن فرش از بمب» در لندن آغاز کرد و جنگندههای لوفت وافه به جای حمله به هدفهای نظامی، بهویژه پایگاههای نیروی هوایی بریتانیا و کارخانههای اسلحهسازی، خانههای مردم لندن را ویران میکردند، به این امید که حملات آنان به شورش مردمی و سقوط دولت منجر خواهد شد.این سیاست رایش نتیجه عکس داشت. مردم بریتانیا که حتی در نخستین مراحل جنگ، اکثرا خواستار صلح و سازش بودند، به اردوگاه جنگطلبان به رهبری وینستون چرچیل پیوستند و او را که سالها منفورترین چهره سیاسی کشور بود، به نخستوزیری رساندند. سربازانی که در جریان فرار از دانکرک در فرانسه نشان داده بودند که نمیخواهند بجنگند، در صف اول رزمندگان قرار گرفتند. یک سال طول کشید تا رهبران رایش فهمیدند که حمله به هدفهای غیرنظامی اشتباه استراتژیک بوده است، اما در آن زمان دیگر دیر شده بود و جنگ مردم بریتانیا را زیر پرچمشان متحد کرد. تنشهای اجتماعی که در طی دههها به حوادث بزرگی که مانند راهپیمایی گرسنگان جرو (Jarrow March) اعتصاب معدنچیان زغالسنگ، کشتار اعتصابیون در نیوپورت ولز و چندین شورش بومیان در امپراتوریــ از جمله هندوستان و غناــ منجر شده بود، فروکش کرد.همان سناریو در هندوچین، البته با تفاوتهایی، اجرا شد. بمباران گسترده هدفهای غیرنظامی در ویتنام و پس از آن لائوس و کامبوج، نتیجهای جز متحد کردن قربانیان نداشت. در سالهای پایانی آن جنگ ۲۵ سالهــ که فرانسویان آغازگر آن بودندــ دهها هزار ویتنامی کاتولیک در جنوب به پارتیزانهای «ویت کونگ» در شمال میپیوستند، یعنی کسانی که پیش از بمبارانهای کور و گسترده وطنشان، دشمن خونی یکدیگر بودند، ناگهان احساس میکردند که رنج مشترک مهمتر از اختلاف مرام و مسلک و حتی منافع اقتصادی است.البته از آنجا که پرزیدنت ترامپ میتواند با سرعت بیش از بادسنج به این سو و آن سو بگردد، نمیتوان گفت که او در حال تکرار همان خطای فرابردی است. یک نکته مهم دیگر این است که نفرت مردم ایران از بقایای جمهوری اسلامی احتمالا مانع از آن خواهد شد که بخش بزرگی از ملت ایران برای ادامه جنگ به هر قیمت متحد شوند. این نکته نیز مهم است که بقایای جمهوری اسلامی چنان آشفتهسرند که احتمالا نخواهند توانست خود را متحد سازند و سپس دیگران را به وحدت بخوانند.بیشتر بخوانیدترامپ: اقدام بیهدف و نتایج ناخواسته آنباقیماندگان در تشییع باقیماندهایران و آمریکا: دوستان دیروز، دشمنان امروز و چشمانداز فرداجنگی که تازهترین بخش آن یک سال پیش آغاز شد، در آغاز، آسمان ایران را زیر سلطه گرفت. از آنجا که جمهوری اسلامی نیروی هوایی ایران را عملا از بین برده بود، ایران نمیتوانست حتی بخشی از آسمان خود را مصون نگاه دارد.