گمان میکنم سروش روحبخش بود که زمانی درباره دستهای چلمن نوشته بود، دستهای ناتوان که به هنگام انجام…
انتشار: 2026/07/27 18:24 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
گمان میکنم سروش روحبخش بود که زمانی درباره دستهای چلمن نوشته بود، دستهای ناتوان که به هنگام انجام کارهای معمولی به هم گره میخورند و خرابکاری به بار میآورند، کارهایی ساده مانند باز کردن لامپ، گره زدن کراوات و لابد ریختن سرم شستشوی بینی داخل سرنگ.دکتر که دستور داد باید دو بار در روز با سرم بینیات را شستشو بدهی، یکی درونم گفت یا حضرت عباس. علیامخدره خیلی خونسرد فرمودند"بریز توی سرنگ بیست بعد بکش بالا". رویم نشد از استاد فوق تخصص سینوزیت از زوریخ، بپرسم این لامسب را چه جوری بریزم توی سرنگ. سری تکان داده، فکر کردم "یه کاریش میکنم".راستش باید برای تماشای اتفاقهای بعدش بلیت فروشی میکردم. . سرم پاشیده بود به در، به دیوار، با سرنگ نوک انگشت اشاره دست چپم را سوراخ کردم که خون قشنگی آمد، وسطش داشتم خفه میشدم-شبیه آن اپیزود سریال شرلوک جوان که معما این بود:چطور یک نفر در خشکی با علائم خفگی در دریا مرده است؟- اگر برای تماشای این عملیات پیجیده بلیت خریده بودید گمانم به اندازه تماشای فیلمی از برادران مارکس میخندیدید.به طور واضح خوششانس بودهام که در اواخر قرن بیستم به دنیا آمدم، زمانی که کارها تخصصی شده و آدمها لازم نیست به توانایی خودشان در دستورزی اتکا کنند. کمی قبلترش اگر متولد شده بودم احتمالا تا بیست سال هم دوام نمیاوردم. در شرح علت مرگ هم مامور مربوطه روی کاغذ مینوشت یا بر لوح گلی حک میکرد:مرگ به دلیل دستهای چلمن.#اژدها_بیرون_غار_میخندد
