✅نکته ای از دریای شاهنامه📌آیا در شاهنامه به عرب ها، توهین نژادی شده است؟🔹برای پاسخ دقیق، علمی و به دور از تعصب، باید چند نکته را بگویم:✳️بخش مثبت ماجرا : بسیاری از اعراب داخل شاهنامه شخصیت مثبت دارند و حتی گاهی با ایرانیان وصلت کرده اند، مثال: ✔️رودابه عرب تبار، همسر و معشوقه زال است. ✔️سودابه عرب تبار (اهل هاماوران، تقریبا یمن کنونی) همسر پادشاه ایران کیکاووس است.✔️دختران پادشاه یمن (سرو) با پسران فریدون ازدواج میکنند.✔️در بعضی جنگها، سپاهیان و بزرگان عرب به کمک سپاه ایران آمده اند.⛔️بخش منفی ماجرا : ✔️ضحاک عرب تبار هزار سال بر ایران حکومت میکند و بزرگترین جنایات دوره اساطیری مربوط به اوست (مغز سر مردان را خوراک ماران کردن، انواع ظلم و پلیدی، برعکس شدن ارزش ها و ...)✔️همکاری سپاه عرب با تورانیان و حمله به ایران✔️و چندین مورد دیگر⬅️ یک اتفاق عجیب و جالب : در دوره شاپور ساسانی که اعراب به تیسفون حمله میکنند و عمه ی او را اسیر میکنند، شاپور استخوان های کتف اعراب رو جدا میکند و انتقام میگیرد و به همین دلیل به او «شاپور ذوالاکتاف» میگویند:«عرابی ذوالاکتاف کردش لقب چون از مهره بگشاد کفت عرب»(شاهنامه؛ پادشاهی شاپور ذوالاکتاف)🚫 مهمترین و بدترین اتفاق :✔️✔️حمله اعراب مسلمان در دوره عمر به ایران و شکست یزدگرد سوم و نابودی حکومت ساسانیان : تاثیر این حمله ی ویرانگر به قدری وسیع بوده که تا قرنها، ظلم مهاجمان و فضای رعب و وحشت و غارت و شمشیر و بی فرهنگی و واژگونی ارزش ها و ... در ایران زمین جاری بوده. (برای آگاهی از جزییات بیشتر ویرانگری اعراب مهاجم میتوانید کتاب «دو قرن سکوت» دکتر عبدالحسین زرین کوب را بخوانید.)🔹فردوسی با اینکه خود مسلمان بوده اما موقع سرودن این قسمت، بسیار ناراحت و پریشان است و بر اعراب مهاجم میتازد (با اینکه این داستان در منبع فردوسی بوده اما ملی گرایی و ایران دوستی فردوسی در سرایش کاملا مشهود است و شاید اینکه آثار ویرانگر این حمله را به دلیل نزدیکی زمانی کاملا احساس میکرده بر ناراحتی او می افزوده)▫️به این ابیات در مورد اعراب مهاجم به ایران توجه کنید:«از این مارخوار اهرمن چهرگانز دانایی و شرم بی بهرگاناز این زاغ ساران بی آب و رنگ نه هوش و نه دانش نه نام و نه ننگ» (شاهنامه؛ پادشاهی یزدگرد)در اینجا شاهنامه اعراب مهاجم را «مارخوار اهرمن چهره» و «زاغ سار بی آب و رنگ» میداند که از «دانایی و شرم و هوش و دانش و نام و ننگ (آبرو)» بی بهره هستند.▫️در نامه رستم فرخزاد (از سرداران بزرگ ایرانی دوره ی یزدگرد که مقابل تهاجم اعراب ایستاد) به برادرش، این ابیات درباره اعراب و خلق و خوی آنها و تاثیرات حمله آنها در آینده، به چشم میخورد و نشان میدهد شاهنامه و فردوسی چقدر از این مهاجمان بی فرهنگ خسته و ناراحتند و آینده ای نامیمون را برای ایران زمین میبینند:«چو با تخت منبر برابر کنندهمه نام بوبکر و عمّر كنندتبه گردد این رنج های درازنشیبی دراز است، پیش فرازبپوشند از ایشان گروهی سیاهز دیبا نهند از برِ سر کلاهبرنجد یکی، دیگری برخوردبه داد و به بخشش کسی ننگردز پیمان بگردند و از راستیگرامی شود کژّی و کاستیرباید همی این از آن، آن از اینز نفرین ندانند باز، آفریننهان، بتّر از آشکارا شوددل شاهشان، سنگ خارا شودبداندیش گردد پدر بر پسرپسر بر پدر همچنین چاره گرشود بنده ی بی هنر، شهریارنژاد و بزرگی نیاید به کاربه گیتی کسی را نماند وفاروان و زبان ها شود پرجفازیانِ کسان از پیِ سود خویشبجویند و دین اندر آرند پیشبریزند خون از پی خواستهشود روزگار بد آراسته»(شاهنامه؛ پادشاهی یزدگرد؛ قسمت نامه رستم فرخزاد به برادرش)البته به قدری ایرانیان وطن دوست از این حادثه در طول تاریخ ناراحت بوده اند که بسیاری از ابیات ضد اعراب را به اشتباه فردوسی نسبت داده اند و وارد شاهنامه کرده اند مثل این دو بیت :«ز شیر شتر خوردن و سوسمارعرب را به جایی رسیده است کارکه مُلک عجمشان کند آرزوتفو بر تو ای چرخ گردان، تفو»🔵نتیجه اینکه:در شاهنامه، هم عربهای خوب و خویشاوند و یاریگر ایرانیان داشته ایم و هم عرب تبارهای پلید مثل ضحاک. اما فردوسی و منبع او به دلیل نزدیکی به حمله اعراب و سرنگونی یزدگرد و ساسانیان، از این حمله بسیار اندوهگین و خشمناک بوده و بر اعرابِ مهاجم میتازد و هم کارشان و هم تاثیرات کارشان را برای ایران ویرانگر میداند.البته نمیتوان این توهینها را نژادپرستانه ی مطلق دانست چرا که از بعضی از اعراب دیگر در جاهای دیگر شاهنامه به نیکی یاد شده است.دکتر عبدالمحمدیt.me/+_VEQdy8e6-JlYjlk