⭕️ هنرمندان؛ حافظان حافظه جمعی و آرامش ملی✍ علی ربیعیرئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطاتهفت…
انتشار: 2026/07/24 20:19 UTCدریافت: 2026/08/13 06:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 06:45 UTC
⭕️ هنرمندان؛ حافظان حافظه جمعی و آرامش ملی✍ علی ربیعیرئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطاتهفته گذشته در جلسه اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی، گفتگویی پیرامون هنر در گرفت و در پیآن غروب جمعه این هفته، به دعوت انجمن علمی هنرهای تجسمی و فرهنگسرای ارسباران، فرصتی فراهم شد تا در میان جمعی از هنرمندان این سرزمین، از نزدیک با آثاری روبهرو شویم که فراتر از یک تجربه زیباشناختی، بازتابی از تاریخ، هویت و زیست اجتماعی ما بودند و با آنان پیرامون وضعیت هنر به گفتگو بنشینم.این نمایشگاه را نمیشد صرفاً گردهمایی چند اثر تجسمی دانست. آنچه در برابر مخاطب قرار داشت، مجموعهای از روایتهای فشرده از ایران بود؛ از فرهنگ عاشورایی و مفهوم مقاومت گرفته تا جنگ، رنج اجتماعی و دغدغههای عمومی. هر تابلو، روایتی از بخشی از حافظه تاریخی و تجربه جمعی این سرزمین را با خود حمل میکرد؛ گویی هنرمندان این مجموعه، در مقام یک ناظر حساس اجتماعی، آنچه را در متن جامعه جاری است، به زبان تصویر ترجمه کرده بودند.به باور من، هنر در چنین موقعیتی فقط ابزار بیان فردی نیست، بلکه یکی از مهمترین بسترهای بازنمایی حقیقت اجتماعی و صیانت از حافظه جمعی است. در روزگاری که برخی رسانههای برخوردار از پشتیبانی بیرونی، میکوشند با روایتهای تحریفشده، روان جمعی جامعه ایرانی را مخدوش کنند، این هنرمندان هستند که با زبان تصویر، شعر، صدا و ادبیات، در کنار مردم میایستند و به حفظ تعادل روانی، آرامش ملی و انسجام فرهنگی یاری میرسانند.در میان حاضران، حضور "حسین نوری" یکی از استادان برجسته، معنایی ویژه به این جمع بخشیده بود؛ هنرمندی دارای درجه دکترا و صاحب کارنامهای ارزشمند از آثار جهانی که با وجود مشکلات جسمی (که به علت نوشتن یک نمایشنامه در راه مبارزه برای آزادی در دهه پنجاه از سوی ساواک براي هميشه از نعمت دست و پا محروم شد) ، با دندان نقاشی میکند و آثاری بزرگ و تأثیرگذار میآفریند. چنین چهرهای، تنها یک هنرمند موفق نیست؛ بلکه نماد پیروزی اراده، دانایی و خلاقیت بر محدودیت است. او یادآور این حقیقت است که هنر، پیش از آنکه به امکانات مادی یا توان جسمانی وابسته باشد، به جوهره انسانی، عمق اندیشه و استواری روح متکی است.زندگی شخصی او نیز به همان اندازه الهامبخش است. اینکه همسرش، که خود نیز استاد فلسفه دانشگاه است، برای آغاز این زندگی مشترک پیشقدم شده، صرفاً یک روایت شخصی نیست؛ بلکه نشانهای از منزلت انسانی و فرهیختگی شخصیتی است که توانسته فراتر از محدودیتهای ظاهری، بر مدار اندیشه، وقار و شأن انسانی شناخته شود.معتقدم تشکلهای هنری، علمی، صنفی و فرهنگی در این دوران، به عنوان میانجیهای بین جامعه، هنر و ساخت قدرت میتواند به ایجاد توازن و شکوفا شدن روح جمعی و بلوغ هنر کمک کند.در نهایت، آنچه در چنین محافلی بیش از هر چیز خود را نشان میدهد، نقش بیبدیل هنرمندان در حفظ روح جامعه است. آنان فقط خالق اثر نیستند؛ راویان رنج، حافظان هویت و پاسداران آرامش یک ملتاند. در زمانهای که جامعه بیش از همیشه به معنا، امید و بازشناسی خویش نیاز دارد، هنر همچنان یکی از اصیلترین پناهگاههای حقیقت است.@alirabiei_ir

