🔴چرا روایت آمریکا درهیروشیما پیروز شد و در میناب شکست خورد؟ 📝روزبه کردونی ششم آگوست، سالروزیکی از ت…
انتشار: 2026/08/07 13:07 UTCدریافت: 2026/08/13 06:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 06:45 UTC
🔴چرا روایت آمریکا درهیروشیما پیروز شد و در میناب شکست خورد؟ 📝روزبه کردونی ششم آگوست، سالروزیکی از تلخترین و همچنان مناقشهبرانگیزترین لحظات تاریخ معاصر است: بمباران اتمیهیروشیما؛ رویدادی که جهان را نهفقط با قدرت ویرانگر سلاح هستهای، بلکه با قدرتروایت پس از ویرانی روبهرو کرد.هیروشیما از همان روزدر میان دو روایت متفاوت قرار گرفت.🛑در روایت آمریکایی، ماجرا درست از همانجا پایان میگیرد که بمبفرود میآید: روایت پیروزی تکنولوژی، شکوه تصمیمات بزرگ، و نجات میلیونها نفر بایک اقدام «شجاعانه». این روایت داستانیست دربارهی دانشمندان نابغه، فرماندهان کاردان، و سیاستمدارانی که با ساخت بمب، به جنگ پایان دادند و جهان را نجات دادند.در همان سالها ۸۵ درصد پاسخدهندگان آمریکایی در نظرسنجی هااستفاده از بمب اتمی را تأیید میکردند و تنها ۱۰ درصد مخالف بودند.🛑اما در ژاپن، روایت ازهمان لحظهای آغاز میشود که بمب فرود میآید: از صدای انفجار، از شعلههایی که دریک لحظه، شهر را به جهنم بدل کردند. از انسانهایی که در کسری از ثانیه خاکسترشدند. از کودکانی که خانهشان را از دست دادند، و مادرانی که تنها پوست سوختهی فرزندانشان را در آغوش داشتند. قدرت سیاسی آمریکا تنها به انداختن بمب محدود نبود؛ این کشور در جایگاه دولت پیروز، امکان تعیین معنای واقعه را نیز در اختیار داشت. هری ترومن در بیانیه رسمی ششم آگوست، هیروشیمارا «یک پایگاه مهم ارتش ژاپن» نامید. در این زبان، یک شهر به «هدف نظامی»، مرکزغیرنظامیان به «هزینه اجتنابناپذیر جنگ» و بمب اتمی به «ابزار پایان جنگ» تبدیل شد.تسلیم ژاپن درپانزدهم آگوست، به این روایت قدرت بیشتری بخشید. نتیجه جنگ بهعنوان شاهد درستی تصمیم عرضه شد: چون اندکی پس از بمباران، ژاپن تسلیم شد، پس بمب برای پایاندادن به جنگ ضروری بوده است.۸۱ سال بعد روز ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، در نخستین روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، موشکها به مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب اصابت کردند؛ مدرسهای که در زمان حمله فعال بود و دانشآموزان،معلمان و تعدادی از والدین در آن حضور داشتند. مدرسهای پر از کودک در جریان یک عملیات نظامی ویران و کودکان پرپر شدند.مقایسه هیروشیما ومیناب،البته به معنای یکساندانستن نوع سلاح، وسعت تخریب یا شمار قربانیان نیست. موضوع این مقایسه، دو سازوکار متفاوت تولید معنا پس از خشونت است: اینکه قدرت مهاجم چگونه میکوشد ویرانی را به ضرورت، قربانیان را به هزینه و حمله را به مقدمه یکپیروزی بزرگ تبدیل کند.بر این اساس درمیناب، ترتیب شکلگیری روایت متفاوت بود. اما تفاوت اصلی، تنها به جهان شبکهای وسرعت گردش تصاویر مربوط نبود.👈نکته مهم آن بود که ایران شکست نخورده بود.آمریکا نتوانست نتیجهای مشابه سال ۱۹۴۵ به افکار عمومی عرضه کند. نه تسلیمی در کار بود، نه ساختار سیاسی ایران فروپاشیدُ نه نیروهای مسلح و نه مردم ایران تسلیم شدند و نه اهداف اعلامشده مهاجم تحقق یافت.در هیروشیما، دولت آمریکا توانست بگوید بمب، جنگ را پایان داد. حتی اگر این ادعا همچنان از نظرتاریخی محل اختلاف باشد، تسلیم ژاپن امکان تثبیت آن را فراهم کرد. اما در میناب،پرسش بیپاسخ باقی ماند: کشتهشدن کودکان یک مدرسه، چه هدف نظامی یا دستاورد سیاسی قابلدفاعی ایجاد کرد؟ در هیروشیما، پیروزی نظامی و پایان جنگ برای سالها روایت قدرت را بر روایت قربانیان مسلط کرد. در میناب، چنین پایانی وجود نداشت.ایران شکست نخورد؛ ازهمین رو، روایت مهاجم نیز نتوانست پیروز شود. 👈نکته نهایی آنکه آمریکا با گذشت بیش از هشت دهه، هنوز بابت بمباران اتمی هیروشیما عذرخواهی رسمی نکرده است. از این منظر، تداوم پیروزی ایران در میدان و دیپلماسی، افزون بر دستاوردهای امنیتی و سیاسی، مانعی در برابر تکرار جنایت و توجیه آن به نام پیروزی است. ایران باید پیروز بماند تا قدرت تخریب، به قدرت تحریف حقیقت تبدیل نشود..............🔵متن کامل یادداشت در شرق sharghdaily.com/fa/tiny/news-1118795%D9%8… یادداشت دیگر در جماران jamaran.news/fa/tiny/news-1677441


