⭕️ گزارش یک گزارش؛ روایت تحریف حقیقت ✍ علی ربیعی"بخش دوم"دوم؛ شناخت اجتماعی به خود جامعه نیز کمک می…
انتشار: 2026/07/19 17:20 UTCدریافت: 2026/08/06 06:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 06:42 UTC
⭕️ گزارش یک گزارش؛ روایت تحریف حقیقت ✍ علی ربیعی"بخش دوم"دوم؛ شناخت اجتماعی به خود جامعه نیز کمک میکند. جامعهای که همزمان با ارزشهای سنتی، دینی، ملی، مدرن، فردگرایانه، جمعگرایانه و جهانی مواجه است، برای فهم خود به مفهوم، زبان و داده نیاز دارد. شناخت تنوعهای درونی جامعه میتواند از کلیشهسازی، دوقطبیسازی و تعمیم دیدگاه یا رفتار یک گروه به همه مردم جلوگیری کند.جامعهای که بتواند ارزشها، نگرانیها، تعارضها و ظرفیتهای خود را بهتر بشناسد، امکان بیشتری برای گفتوگو، اصلاح و حل مسالمتآمیز اختلافها خواهد داشت.سوم؛ این مطالعات میان دانشگاه، پژوهشکدهها و مراکز سنجش افکار با سیاستگذاری پیوند ایجاد میکنند. یکی از مشکلات دیرینه ما، باقیماندن انبوه تحقیقات اجتماعی در کتابخانهها و کماثر بودن آنها بر تصمیمهای اجرایی است. تحلیل ثانویه میتواند یافتههای مطالعات مختلف را در کنار یکدیگر قرار دهد و آنها را به زبان قابل استفاده برای مدیران و سیاستگذاران تبدیل کند.نمونههای جهانی این رویکرد فراواناند. در چند دهه قبل "گرت هافستد" با مطالعه تطبیقی فرهنگها از جمله ایران، ابعادی مانند فاصله قدرت، فردگرایی و جمعگرایی، جنسیت، مواجهه با عدمقطعیت، جهتگیری بلندمدت و برداشتهای فرهنگی از نقشهای اجتماعی را بررسی کرد. هدف چنین مطالعاتی صدور حکم قطعی درباره همه افراد یک کشور نیست؛ بلکه شناخت گرایشهای عمومی و تفاوتهای فرهنگی میان جوامع است."رونالد اینگلهارت" و همکارانش نیز در پیمایش جهانی ارزشها، دگرگونی جوامع از غلبه ارزشهای بقا به سوی ارزشهای ابراز وجود و ارزشهای فرامادی را بررسی کردهاند. ایران نیز در دورههای مختلف در این مطالعات حضور داشته و تحولات ارزشی جامعه ایرانی در چارچوب این پیمایشها تحلیل شده است.طبیعی است که درباره روش، طبقهبندیها و نتایج هافستد، اینگلهارت یا هر پژوهشگر دیگری نقدهای علمی وجود داشته باشد. اما وجود نقد علمی، ضرورت شناخت جامعه از طریق دادههای منظم، مطالعات تطبیقی و تحلیل روندهای بلندمدت را نفی نمیکند. علم اجتماعی با نقد رشد میکند، نه با انکار داده و تخریب پژوهش.رسانههای ایرانستیز و مصادره یک متن علمیرسانههایی که این گزارش را منتشر کردند، رسانههایی بیطرف، مستقل و دغدغهمند نسبت به علم و جامعه ایران نیستند. بخش مهمی از آنان رسانههایی ضدایرانی، ایرانستیز و علمستیزند که دادههای اجتماعی را نه برای فهم جامعه، بلکه برای تخریب اعتماد عمومی، تضعیف انسجام ملی و القای فروپاشی ایران به کار میگیرند.این رسانهها در جریان جنگ چهلروزه نیز، بهجای ایستادن در کنار مردم ایران و دفاع از جان، امنیت و تمامیت سرزمینی کشور، در موارد متعدد روایتهای مطلوب دشمنان و متجاوزان را بازتاب دادند. آنان مرز میان فعالیت رسانهای و همراهی تبلیغاتی با دشمنان ایران را مخدوش کردند و به همین دلیل، سرمایه اعتماد خود را در میان جامعه ایران از دست دادهاند.برخی از این رسانهها با تامین مالی از سمت رژیم اسراییل، در روزهای جنگ، رنج مردم ایران را نادیده گرفته، تجاوز به کشور را عادیسازی میکنند یا روایت متجاوز را بر تجربه زیسته ایرانیان ترجیح میدهند.این رسانهها، صرفا جملههایی از متن را گزینش و در چارچوب یک هدف سیاسی از پیش تعیینشده بازتفسیر کردند. این شیوه، روزنامهنگاری حرفهای نیست؛ مصادره یک متن علمی برای عملیات روانی است.علمستیزی فقط به معنای انکار دانشگاه یا پژوهش نیست. خارجکردن داده از زمینه، تبدیل احتمالات به گزارههای قطعی، حذف محدودیتهای روششناختی و استفاده گزینشی از یافتهها برای اثبات یک نتیجه سیاسی از پیش تعیینشده نیز صورتهایی از علمستیزی است.@alirabiei_ir

