مرگ دموکراسی به روایت عجماوغلو، راه نجات چیست؟ علی افشاری ✍️ پروفسور دارون عجماوغلو، برندهٔ نوبل…
انتشار: 2026/08/15 12:55 UTCدریافت: 2026/08/17 21:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 21:56 UTC
مرگ دموکراسی به روایت عجماوغلو، راه نجات چیست؟ علی افشاری ✍️ پروفسور دارون عجماوغلو، برندهٔ نوبل اقتصاد ۲۰۲۴ و استاد دانشگاه امآیتی هشدار میدهد که ترامپ خطرات جدی ایجاد کرده است– از جمله پایان دموکراسی آمریکا، فروپاشی نظم جهانی، جنگها و گسترش بیضابطه هوش مصنوعی. به نگره او نظم لیبرال در حال میدان دادن به واقعیتی دوقطبی است که چین قدرتمندتر و آمریکا ضعیفتر میشود. همچنین هشدار میدهد که مدل رشد مبتنی بر هوش مصنوعی نابرابری را عمیقتر، همبستگی اجتماعی را آسیبپذیر و دموکراسی را تضعیف میکند. راهحل او نه استبداد ترامپ یا هژمونیطلبی نتانیاهو، بلکه بازآفرینی لیبرالیسم با تمرکز بر طبقهٔ کارگر و بنیانهای اجتماعی دموکراسی است.✍️ اما این سخنان صرفاً یک هشدار اقتصادی نیست؛ بلکه نقشهای از بحرانی است که در آن سیاست، فناوری و معیشت مردم در هم تنیده شدهاند. اگر هشدار عجماوغلو را به اجزای کوچکتر بشکنیم، به سه بحران موازی میرسیم: بحران ژئوپلیتیک (افول آمریکا در برابر چین)، بحران فناوری (هوش مصنوعی بدون نظارت)، و بحران مشروعیت (گسست بین نخبگان و طبقه کارگر). نکتهٔ مهم این است که این سه بحران همدیگر را تغذیه میکنند؛ چرا که نابرابری اقتصادی ناشی از انقلاب دیجیتال، زمینه را برای ظهور سیاستمداران پوپولیست و جنگافروز فراهم کرده و در همان حال، با درگیر شدن کشورها به منازعات نظامی، نظارت مؤثر بر هوش مصنوعی را به حاشیه رانده شده است. گسترش هوش مصنوعی در چارچوب پارادایم فراانسات ذینفعان نوظهور و قوی دارد. ✍️ بخش کلیدی تحلیل عجماوغلو رد «میانبرِ اقتدارگرایانه» است. در وضعیت فعلی، بسیاری از رهبران سیاسی وسوسه میشوند که برای مقابله با چالش چین یا مهار تورم و انرژی، اهرمهای دموکراتیک را کنار بگذارند و تصمیمات را به نهادهای غیرانتخابی یا قوهٔ مجریهٔ خودکامه بسپارند. اما بهگمان او، این دقیقاً همان دام بزرگی است که لیبرالیسم را به پایان میرساند؛ زیرا بدون مشارکت طبقه کارگر و مزدبگیر و تقویت طبقه متوسط و بدون تضمین رفاه حداقلی، دموکراسی به یک پوستهٔ خالی تبدیل میشود که فقط در زمان انتخابات رنگوبویی از مشروعیت دارد. از این منظر، نتانیاهو و ترامپ نه دو راهیِ «شر کمتر»، بلکه دو روی یک سکهاند؛ هر دو بازنمایندهٔ نوعی ناسیونالیسم انحصارگرا هستند که پایگاه اجتماعی خود را بر ناامیدی اقتصادی و ترس از آینده استوار کردهاند.✍️ از سوی دیگر، تأکید عجماوغلو بر هوش مصنوعی فراتر از مباحث معمول «از دست رفتن شغلها»ست. او هشدار میدهد که اگر این فناوری بهصورت انحصاری در اختیار غولهای فناوری و نظامیان باقی بماند، نه تنها شکاف درآمدی را عمیقتر میکند، بلکه «همبستگی اجتماعی» را که سرمایهٔ اصلی هر جامعۀ دموکراتیک است، نابود میسازد. وقتی الگوریتمها تصمیم بگیرند چه کسی وام بگیرد، چه کسی شغل پیدا کند و چه کسی زیر نظارت باشد، دیگر شهروندان با یکدیگر احساس برابری نخواهند کرد و اعتماد اجتماعی جای خود را به پارانویای جمعی میدهد.✍️ پس راهحل «بازآفرینی لیبرالیسم» دقیقاً یعنی چه؟ یعنی گذار از لیبرالیسمِ بازارمحورِ دهههای اخیر به لیبرالیسمِ شهروندمحور؛ سیاستی که در آن مالیات بر ثروتهای دیجیتال، سرمایهگذاری کلان در مهارتآموزیِ نیروی کار (نه صرفاً تحصیلات آکادمیک)، و بازتعریف «آزادی» به مثابه «توانایی مقاومت در برابر شوکهای فناورانه و ژئوپلیتیکی» در اولویت قرار میگیرد. به بیان سادهتر، آزادی امروز یعنی این که یک کارگر معمولی بتواند در برابر موج اتوماسیون دوام بیاورد، مهندسهاو جراحها به سادگی با رباتها جایگزین نشود، جهان عاری از ارزشهای انسانی نشود و یک کشور متوسط بتواند در مناقشهٔ ابرقدرتها بیطرفی هوشمندانه داشته باشد.✍️ در نهایت، پیام عجماغلو برای ما ایرانیان و منطقهٔ خاورمیانه نیز عبرتآموز است؛ در جهانی که نظم کهن آن در حال فروپاشی است، تکیه بر استبدادِ ملی یا وابستگی محض به یکی از قطبها، نه راهی به امنیت دارد و نه به توسعه. آنچه او توصیه میکند، «مدیریت هوشمندانهٔ آشفتگی و بینظمی» از طریق نهادهای فراگیر و پاسخگوست؛ نهادهایی که بتوانند همزمان جلوی زیادهخواهی الگوریتمها، زیادهخواهی دولتهای زورگو، و زیادهخواهی سرمایههای فراملی را بگیرند. شاید امروز این حرفها رویایی به نظر برسد، اما به قول خود عجماغلو، اگر به فکر بازآفرینی نباشیم، باید منتظر «مرگ تدریجی» همهچیز باشیم؛ مرگی که نه با یک انفجار، بلکه با خاموشکردن آرامِ امیدِ طبقهٔ کارگر و اقشار مزدبگیر آغاز میشود.@Aliafshari52


