بدفهمی حاکمیت قانون: پاسخ به یک نقد⭕✳️دوستی نقد بالا را در پاسخ به نوشته من به مناسبت سالگرد مشروطه…
انتشار: 2026/08/08 18:31 UTCدریافت: 2026/08/11 21:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 21:25 UTC
بدفهمی حاکمیت قانون: پاسخ به یک نقد⭕✳️دوستی نقد بالا را در پاسخ به نوشته من به مناسبت سالگرد مشروطه نوشته است. در پاسخ نکاتی را عرض می کنم:1- وقتی قانون اساسی توسط خبرگان منتخب ملت تدوین شد که در آن روحانیهای برجسته ای حضور داشتند، دیگر هیچ دلیل و ضرورتی برای بحث دین و ملاحظات دینی در مسائل جمعی وجود ندارد. هر چه از دین لازم بوده است در قانون اساسی تدارک دیده شده است. لذا ملاک ما برای قضاوت و تصمیم گیری در زندگی جمعی تنها قانون اساسی است! 2- اینکه کسانی دائم کلمه دین را به زبان می آورند یا شناخت درستی از قانون ندارند و یا نمی خواهند زیر بار قانون مداری بروند. برای اینکه بفهمیم مسئولان ما چقدر قانون گرا بوده اند کافی است ببینیم چقدر کلمه قانون را به کار برده اند و چقدر کلمه دین را. 3- نوشته من نگفته بود که دینی بودن حکومت نقطه ضعف یا قدرت است! که ایشان در صدد پاسخ برآمده است. اما جمله آخر ایشان این است که «الزام انطباق قوانین با دین موجب می شود جلوی سوء استفاده قدرتمندان و ثروتمندان بهتر گرفته شود». تجربه دوره جمهوری اسلامی خلاف این ادعا را نشان می دهد.4- گفته اند اینکه قدرت حاکمان را با حدود شرعی محدود کنیم خودش بهترین سپر در برابر تمامیت خواهی بشر است. در پاسخ باید گفت کدام ابزار مهار بهتری برای تمامیت خواهی بشر فراهم می کند: قانون یا دین؟ تجربه ما نشان داد که امید به اینکه تقوای شخصی مانعی برای سوءاستفاده از قدرت فراهم کند امید باطلی بود. این راهکار ضمانت اجرا ندارد و چون دین تفسربردار است، هر کس تمامیت خواهی خود را به نوعی توجیه دینی می کند. تجربه غربیها نشان داد که سازوکارهای قانونی بهتر می توانند این حس تمامیت خواهی بشر را مهار کند.5- گفته اند که قانون اگر صرفا توسط حزب پیروز در انتخابات نوشته بشه .... . روشن است که قوانین اساسی توسط حزب پیروز نوشته نمی شود بلکه به رای عمومی گذاشته می شود و مصوبات مهم مجلس نیازمند دو سوم آراء است. این تدابیر برای پرهیز از همین وسوسه است. کشورهایی که مجلس سنا را در کنار مجلس نمایندگان گذاشته اند همین ملاحظات را داشته اند. آیا این قضیه واضح و بدیهی نیست؟6- در مورد کشورهایی که ایشان به طعنه گفته اند «قبله آمال شما» روشن است که قانون مجری می خواهد. در برخی کشورها نخست وزیر و در برخی دیگر رئیس جمهور. در کشورهایی که نظام ریاستی دارند یعنی رئیس جمهور دارند اختیارات رئیس جمهور نسبتا زیاد است اما در کشورهایی که نخست وزیر دارند اختیارات نخست وزیر نسبتا محدود است. در هر دو حالت، قدرت مقام اجرایی با سازوکارهای مختلف مورد کنترل قرار می گیرد (که به آن check and balance می گویند).7- در فراز آخر مقایسه ای بین ترامپ و ولی فقیه کرده اند که بی معناست. اینکه رئیس جمهور آمریکا از اختیارش استفاده کند و اعلام جنگ کند تا وقتی خلاف قانون آمریکا نباشد، قانونی است ولو اینکه به مصلحت مردم آمریکا نباشد. سازوکارهای قانونی دیگری هست که باید ترامپ را در قبال این سوءاستفاده از قدرت پاسخگو کند. ولی فقیه در ایران هم اگر در چارچوب قانون عمل کند، تصمیماتش قانونی است اما به مصلحت بودنش در سازوکارهای قانونی باید مشخص و نقد شود. سوالی که الان مجال طرح و گفتگو نیست این است که آیا در عمل تصمیمات ولی فقیه در چارچوب قانون و اختیاراتش بوده یا نه و آیا این تصمیمات به مصلحت بوده است یا نه. 8- اینکه ترامپ پولدار است و احتمالا با فرار مالیات و کلک ثروتمند شده ولی رهبران ایران ساده زیست بوده اند اهمیت چندانی ندارد. برای مردم این مهم است که مسئولان موجب بهروزی مادی و معنوی آنها شوند. اگر کسی مسئولان کشور ولخرج باشند ولی موجبات توسعه و رفاه مردم را فراهم کنند، بعید است مردم با آن مشکلی داشته باشند. ولی اگر ساده زیست باشند و موجبات فقر مردم را فراهم کنند، بعید است مردم با ساده زیستی آنها قانع شوند و از وضعیتشان راضی شوند.9- نکته جالب توجه این است که ترامپ فرصتی در اختیار مخالفان حاکمیت قانون، مردم سالاری و لیبرال دمکراسی فراهم کرده تا ترامپ را سمبل این امور قلمداد کنند و گزینه خود را موجه سازند. چه کسی است که نداند ترامپ سمبل حاکمیت قانون، مردم سالاری و نظم لیبرال دمکراسی نیست؟ چه کسی است که نداند طرفدارانش به او king Trump می گویند؟ چه کسی است که نداند ترامپ با عملکردش نظام سیاسی آمریکا را تخریب کرده است؟ چه کسی است که نداند ترامپ یک استثنای بزرگ در تاریخ آمریکاست نه یک قاعده. 10- اگر می خواهید اطلاعاتتان بیشتر از مطالب فضای مجازی، روزنامه یا حرفهای سخنرانی باشد، بد نیست به کتاب های زیر مراجعه کنید تا ببینید نظام سیاسی آمریکا دستخوش چه دگرگونهایی است:a. مردم علیه دمکراسی، نوشته یاشا مونک، (ترجمه دیگر عنوان را مردم در برابر دمکراسی گذاشته)

