🎥 *ماجرای توصیه جنجالی امام درباره آمریکا!*🔺گاهی یک تصمیم تاریخی، بیش از آنچه تصور میشود، محل اختل…
انتشار: 2026/08/10 14:45 UTCدریافت: 2026/08/15 01:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:04 UTC
🎥 *ماجرای توصیه جنجالی امام درباره آمریکا!*🔺گاهی یک تصمیم تاریخی، بیش از آنچه تصور میشود، محل اختلاف نظر میان مسئولان و رهبران یک کشور بوده است.👤 حجتالاسلام والمسلمین «علی مهدیان»؛ نویسنده و فعال فرهنگی📜 در این روایت، به یکی از مهمترین چالشهای سالهای ابتدایی انقلاب و دوران بنیصدر پرداخته میشود؛ جایی که حضرت امام خمینی(ره) بر حفظ ساختار نظام و همکاری مسئولان تأکید داشتند، در حالی که برخی از نیروهای انقلابی، از جمله رهبر معظم انقلاب، نظر متفاوتی درباره ادامه مسئولیت بنیصدر داشتند.💬 همچنین در بخشی از این روایت، به نقل از مرحوم حاج احمد آقا، خاطرهای بیان میشود که حضرت امام فرمودند: «اگر جای شما بودم، آمریکایی را میزدم.» اما در نهایت، با وجود بیان نظر خود، تصمیم را به مسئولان وقت واگذار کردند و فرمودند: «نظر خودتان را عمل کنید.»⚠️ روایتی کمتر شنیدهشده از شیوه تصمیمگیری حضرت امام؛ جایی که میان بیان دیدگاه شخصی و واگذاری تصمیم نهایی به مسئولان، تفاوت قائل میشدند.◀️ برای مشاهده کامل این گفتگو میتوانید به صفحات آپارات و یوتیوب گود مراجعه کنید.🌐 #گود_مدیا🆔 @goadmedia1
پستهای تلگرام — بر پا
ترکیه ای ها🔺اقتصاد لیبرال را اشتباها اقتصاد آزاد تعریف میکنند. ترجمه درست اقتصاد لیبرال، اقتصاد برده است. باید به اقتصاد جهانی بپیوندی، پس باید اصلی ترین و قدرتمندترین بازیگران صحنه اقتصاد را به رسمیت بشناسی و برای تاب آوردن، تحت هژمونی آنها دکه خود را بسازی. قدرتهایی که محوریتشان ، بیشتر عادت ذهنی و محصول محاسبات ذهن شرطی شده است و اعتبارشان بیشتر در عالم اعتبار و خیال است تا روی زمین. فرقی ندارد چه در خیال چه واقعی، لیبرالیسم یعنی بردگی طبیعی قدرتهای جهانی اقتصاد. 🔺اقتصاد لیبرال اولا یک امر اقتصادی نیست بلکه مقوله ای از جنس سیاست و حاکمیت است. پذیرش حکمرانی اقتصادی آمریکا است. ما بقی سخنانشان از نسبت آزادی و تابعیت عدالت و غیره و غیره حرف مفت است. ترکیه مدتها است تصمیم خود را گرفته. روی زمین پیوستن به ناتو و سپس اتحادیه اروپا و هضم اقتصاد جهانی شدن و همراهی اقتصادی با اسراییل و عدم درگیری با آمریکا. یعنی اقتصاد برده.🔺ترکیه شدن آرزوی بسیاری از آقایان است. یعنی مثل اردوغان صدا را کلفت کردن و الدرم بلدرم کردن ولی روی زمین توسعه به سبک اقتصاد برده(لیبرالیسم) را پیش بردن. شاخ و شانه کشیدن زبانی و هضم شدن و تبعیت عملی. مردم شعار بدهند و تو تایید کنی ، در عمل همان باشی که لازمه بردگی است.🔺ترکیه شدن یعنی خانم چادری و دختر سر لخت با ناف بیرون و پر و پاچه مکشوف کنار هم در خیابانها در یک صف باشند. هیچ یک هم احساس نکنند دیگری به او زور میگوید. هیچ کس هم فکر نکند عمل نکردن با شریعت اجتماعی دین، نفی آزادی دیگران است. تصویر مطلوبی است، نه؟ خیلی ها همینند در سبک زندگی و فرهنگ.🔺ترکیه شدن یعنی آخوندهایی که دینشان ربطی به خیابان ندارد ربطی به قدرت هم ندارد. ربطی به مبارزه هم ندارد. آخوند اخلاق فردی و خانوادگی نیک. آخوند ایده آلی که آغوش باز کند برای سبک زندگی غربی، آخوند صورتی و گوگولی مگولی، همراه با سگ گردانی، عرق خوری، و دیپس دیپس ، لختی بازی. آخوند همراه با بردگی و تحقیر فرهنگی مقابل غرب. ترکیه شدن یعنی دستگاه شناختی و نظام توجهات جوانان را به دستگاه حکمرانی استکبار سپردن، اینترنت بستر بردگی فرهنگی و شناختی باشد نه آقایی فرهنگی. اسم اینرنت آزاد میآورند ولی دروغ میگویند همانطور که در اقتصاد هم. ترکیه شدن یعنی دروغ یعنی نفاق در فرهنگ و اقتصاد و سیاست. 🔺ترکیه شدن یعنی فرمان کار به دست اردوغان صفتها داده شود، جولانی اتوکشیده کراواتی سر به زیر مقابل اسراییل و وحشی با مردم را پسندیدن، شعار و ادعا را آزاد گذاشتن، دین و سیاست را جدا کردن، التقاط را تبدیل به مسیر زیست کشور کردن، جنگ را به سمت تبعیت از ساختار استکبار سوق دادن، با نیت مقدس و الهی، غربی شدن. خلاصه در یک کلام در حرف و شعار و ادعا استقلال طلب بودن و مسلمان بودن، ولی در عمل بردگی فرهنگی و بردگی اقتصادی و بردگی سیاسی. اف بر ترکیه ای های ایرانی، اف بر اردوغانیسم.@ali_mahdiyan
ذوالقدر🔺میگویند بین نماینده رهبری و منصوب رهبری تفاوت است، نماینده رهبری حق ندارد نظر خود را داشته باشد اما منصوب رهبری میتواند. ذوالقدر هم نماینده رهبری است که نظر مخالف ایشان داشته برای همین برش داشتند.🔺اولا مفهوم نماینده که در غرب معادل پرسونال هابز است در فضای حقوقی ما معادل وکیل یا نائب قانونی است. وکیل بر پایه قرارداد و نائب قانونی بر پایه قانون به جای منوب عنه یا موکل مینشیند. در وکالت و نیابت هر دو، شخص اختیاراتی دارد تا هدف خاصی را محقق کند. خصوصا در امور فکری و کارشناسی، من وقتی شما را وکیل میکنم مثلا که درباره فلان امر فکر کنید، مگر میتوانم بگویم چرا مثل من فکر نکردی؟ مگر امکان دارد شخص وکیل و نائب نظر خود را برای پیگیری غرض موکل نداشته باشد و دنبال نکند؟ 🔺واقعا لوازم این سخن را توجه کنید، یعنی در شعام رهبری دو نماینده دارد معنایش این است که دو حق رای دارد؟ یعنی آن دو نفر در شعام کارشان این است فقط دست بالا ببرند به جای رهبری؟ خوب یک نفر بگذارند با رایی که دو برابر حساب شود. بعلاوه که رهبری خودش باید در نهایت نظر شعام را رد یا امضا کند. کل شعام اساسا جایگاهش امتداد دادن به ولایت رهبری است و شورایی فکری و تصمیم ساز برای رهبری است.🔺در طول ادوار شعام کجا اینطور بوده که نمایندگان رهبری نظر ایشان را در شعام اعلام کنند و رای بدهند؟ نمایندگانی که معمولا هم از دو جریان سیاسی فکری کاملا مختلف بوده اند؟ در برخی مواقع رهبری با نماینده خود بحث میکرده و اختلاف داشته و علنی کرده مثل قصه رابطه با آمریکا و اختلاف با روحانی و هاشمی. در مورد منصوبهای رهبری نیز اینگونه نیست که بر پایه فقه خود عمل کنند، مثلا شورای نگهبان در برخی موارد رهبری از آنها میخواهد بر پایه نظر فقهی ایشان عمل کنند یا منصوبین رهبری در نیروهای نظامی و...🔺پس تفاوت نماینده رهبری و منصوب رهبری در چیست؟ در نمایندگی تمرکز بر فعل است در نصب تمرکز بر جایگاه شخص است. این باعث تفاوتهای حقوقی میشود اما در این موضوعی که ما درگیرش هستیم هیچ اثری ندارد. مثل تفاوت بیع و هبه معوضه و صلح و معاطاه و.. که در انتقال ملکیت مشترکند ولو تفاوتهای حقوقی دیگری دارند. 🔺ذوالقدر موظف بوده است نظر کارشناسی خود را بدهد و رای خود را داشته باشد. اگر چنین نمیکرد خطا بود. اصلا شما از کجا میدانید موافقت ذوالقدر با آن مساله مثل موافقت مشروط رهبری نبوده باشد با این پیش فرض که معتقد بوده آن شرط به احتمال بالا محقق خواهد شد. از کجا میدانید نظر رهبری را میدانسته و مخصوصا در مقابل رهبری نظر دیگری داده شاید قبل از ایشان نظر داده باشد؟ از کجا میدانید آن نماینده دیگر رهبری که مخالفت کرده نیز همان نظر رهبری را داشته و به همان علت مخالفت کرده؟ و مگر رهبری خودش نظرش در نهایت نظر علی الاصولش بوده؟ اگر این نظر را بهتر میدانست که مجبورش نکرده بودند همان را انتخاب میکرد، حتما در اینموافقت مشروط مصالح بیشتری دیده است. مثل ایجاد عزم عمومی در نخبگان و مردم برای فشار بیشتر به دشمن. 🔺بعد شما چه جالبید که محسن رضایی را که تا دیروز هزار و یک نقدش میکردید و در فاصله های فکری و عملیش با رهبری سخن میگفتید الان از ذوالقدر وضع بهتری برایش قائلید.چه جالبتر آنکه فرماندهان سپاه و ارتش که نظر آنها هم در شعام با نظر علی الاصول رهبری متفاوت بوده (البته با وجود احتمالی که دادم) در جایگاه خود ابقا میشوند، میبینید و سخن نمیگویید. مگر اینکه این بحث تفاوت نماینده و منصوب را برای حل همین تناقض دوم بافته باشید. بحث تخصصی که از آن بی اطلاعید و درباره اش سخن میگویید. 🔺من مثل افشاگریهای جوانهای خام که از برخی اطلاعات پشت پرده نتایج کلی میگرفتند، درباره چیزی که جزییاتش را نمیدانم سخن نمیگویم. اما این را میفهمم که محسن رضایی با توجه به تجربیات و سوابقش برای دورانی که مساله "تاب آوری مردم" و "جنگ ترکیبی" و "خطای محاسباتی مسوولین و مجریان" جدی تر است ، مفیدتر از سردار ذوالقدر است که برای دوران شدت جنگ و زمان دسترسیهای کمتر مسوولین و نیاز به تصمیمهای قاطع جنگی، مناسب تر بود.🔺متعجبم از دوستانی که این نمایش تدبیر و وحدت بین مسوولین را تبدیل به بی اعتمادی و اتهام میکنند. واقعا نمیدانم به چه زبانی و با چه میزان صراحتی و چند بار باید از رهبری تذکر بگیرند بابت بی اعتماد کردن مردم و اختلاف افکنی و ظلم به مسوولین، تا تغییر رویه دهند و پازل دشمن را تکمیل نکنند. @ali_mahdiyan
*چرا امام خمینی(ره) از بنیصدر حمایت میکرد؟!*🔺 یکی از مهمترین اصول رهبری در جبهه انقلاب، «ایجاد و حفظ نظام» بوده؛ اصلی که در طول سالهای نخست انقلاب، حتی میان امام خمینی(ره) و برجستهترین چهرههای انقلابی نیز محل بحث و اختلافنظر بود.شیخ علی مهدیان؛ نویسنده و فعال فرهنگیدر این روایت، به یکی از چالشبرانگیزترین مقاطع تاریخ انقلاب پرداخته میشود؛ جایی که امام خمینی(ره) با وجود آگاهی از ضعفها و خطاهای برخی مسئولان، بر حفظ ساختار نظام و همکاری با مسئول مستقر تأکید داشتند. در بخشی از این گفتگو بیان میشود که در دوران ریاستجمهوری بنیصدر، بسیاری از نیروهای انقلابی معتقد بودند باید او سریعتر کنار گذاشته شود؛ اما امام خمینی(ره) تلاش میکردند تا زمانی که مسیر قانونی طی نشده، نظام دچار آسیب و بیثباتی نشود. همچنین اشاره میشود که این نگاه، یکی از مهمترین موضوعات اختلافنظر میان امام و برخی از شخصیتهای برجسته انقلاب، از جمله شهید بهشتی، شهید باهنر، رهبر معظم انقلاب و آیتالله هاشمی رفسنجانی در آن مقطع بود.◀️ برای مشاهده کامل این گفتگو میتوانید به صفحات آپارات و یوتیوب گود مراجعه کنید.🆔 @goadmedia1
🎥 *چرا رهبر انقلاب مقابل همه خواص ایستاد؟!*🔺گاهی در بزنگاههای تاریخی، میان نگاه نخبگان و خواست عمومی مردم، یک انتخاب سرنوشتساز شکل میگیرد؛ انتخابی که مسیر آینده یک کشور را تعیین میکند.👤 حجتالاسلام والمسلمین «علی مهدیان»؛ نویسنده و فعال فرهنگی📜 در این روایت، به یکی از مهمترین مباحث تاریخ جمهوری اسلامی پرداخته میشود؛ جایی که نسبت میان رأی مردم، نقش نخبگان و جایگاه رهبری در تصمیمهای کلان کشور مورد بررسی قرار میگیرد.💬 در بخشی از این گفتگو، با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب درباره حوادث سال ۱۳۸۸ بیان میشود که در شرایطی که بخشی از خواص و نخبگان در برابر نتیجه انتخابات موضع گرفتند یا سکوت کردند، رهبر انقلاب بر اجرای قانون و صیانت از رأی مردم تأکید کردند.📖 همچنین روایتی از حضرت امام خمینی(ره) درباره ماجرای تدوین قانون اساسی نقل میشود؛ زمانی که برخی تلاش داشتند اصل ولایت فقیه را تغییر دهند و امام در پاسخ تأکید کردند که هیچکس نباید مقابل رأی و اراده مردم قرار بگیرد.◀️ برای مشاهده کامل این گفتگو میتوانید به صفحات آپارات و یوتیوب گود مراجعه کنید.🌐 #گود_مدیا🆔 @goadmedia1
*🎥 #ببینید | تیزر روایت حجتالاسلام والمسلمین «علی مهدیان»؛ نویسنده و فعال فرهنگی*🔻 موضوع روایت: چرا رهبر شهید خود را فدای ساختار میکرد؟🔹رهبر قرار نیست جای همه مسئولان تصمیم بگیرد.🔹برای رهبر، ساختار از افراد مهمتر است.🔹ساختار، با حذف افراد از بین نمیرود؛ با بیاعتمادی از بین میرود.🔹رهبری، مدیر اجرایی کشور نیست؛ راهبر حرکت کشور است.🔹رهبر از افراد عبور میکند؛ اما از ساختار عبور نمیکند.🔹مهمترین وظیفه رهبر، حفظ مسیر انقلاب است؛ نه مدیریت روزمره کشور.🔹گاهی رهبر هزینه یک تصمیم را میپذیرد تا ساختار آسیب نبیند…◀️ برای مشاهده کامل این روایت میتوانید به صفحات آپارات و یوتیوب گود مراجعه کنید.🌐 #گود_مدیا🆔 @goadmedia1
مگر عهد نکردیم با هم؟ ☘من با شما قرار گذاشته بودم، کارهایی که من برایتان کردم را یادتان هست؟ شما محتاج این یادآوری مداومید. بیایید با هم مرور کنیم.☘یادتان هست شما را پیشرو و سرآمد همه دنیا قرار دادم؟ در حالیکه قبلش تمدن و قدرت فرعونی داشت له میکردتان. پسران معصومتان را میکشتند، به زنان و دخترانتان تعرض میکردند. یادتان هست چه مصیبت و بلای فراگیر و گسترده ای بود؟ بعد آمدید لب آن دریای آب، دریا را برایتان باز کردم، کل فرعون و قدرتش را پیش چشمتان نابود کردم، غرق کردم، دیدید چطور مددتان دادم؟ ☘بعدش شما چه کردید؟ چهل روز رهبرتان نبود برای ماموریتی معنوی و الهی، رفتید سراغ جنس بدلی، رفتید سراغ گوساله سامری. نه از سر جهلتان، نه، بلکه از سر ظلم. از سر نامردی. ☘باز بخشیدمتان، شاید اهل شکر کردن شوید. نعمتها را درست ببینید و درست به کار بگیرید. رهبرتان را ارتقا دادم، به او راه را کاملا نشان دادم، او به شما یادداد چطور توبه کنید و به راه برگردید، با چه مکافاتی دوباره به مسیر اصلی برگشتید، من هم بخشیدمتان. ☘دوباره آمدید گفتید میخواهیم ببینیم آن منشا اصلی قدرت مان را و الا قبول نمیکنیم، صاعقه ای آمد کشتتان، بعد باز به شما لطف کردم و زنده تان کردم، شاید اهل شکر کردن شوید، نعمتها را درست ببینید و درست به کار ببرید. ☘بعد رشد اقتصادی و رفاه به شما دادم، گفتم به شرط آنکه از راه برنگردید، ظلم نکنید، اما ظلم کردید، از مسیر برگشتید. به شما گفتم در شهری آباد و رشد یافته به لحاظ مادی و اقتصادی از آن وضع فلاکت بار نجاتتان میدهم. به شرط آنکه خودتان خطاهایتان را جبران کنید، مسیر بازگشت به سمت خدا را بروید، اهل شریعت باشید، اما مثل آب خوردن زیر حرفهایتان زدید، ظلم کردید، آنچه گفتم را عمل نکردید، شریعت را هو کردید. باز بر شما بلا نازل شد. گرفتاریهایتان شروع شد.☘سنگ ها با دست رهبر الهی تان شکافت، چشمه ها دوباره جوشید. برای هر بخشی از جامعه چشمه و رود مخصوص خودش، دوازده چشمه، بخورید، بنوشید از این رزق الهی، ولی فساد نکنید. ولی تنوع طلبی کردید، ناشکری کردید. این شد که بر پیشانیتان ذلت و مسکنت مهر شد. ذلیل شدید. فقیر شدید. ☘آیات چهلم تا شصت و یکم سوره بقره را بخوانید. بیچاره قومی که نعمتها را نمیبیند و ناشکری میکند. این قوم رشد نمیکند و دچار حرکت زیگزاگی میشود یا بالکل بر میگردد. خدا رحمت کند پیر ما را که میگفت دورانی است که باید داراییها و نعمتها را فریاد زد، تکرار کرد، رشدها را به چشم آورد. ارتقا ها را گفت، امید ایجاد کرد. این روزهایی که صحنه پر از صلای ابرقدرتی ایران شده، من بیش از همه نگران خلق ناشکری هستم که برخیمان به آن عادت کرده ایم. @ali_mahdiyan