🔹 آن که تعلق خاطر به میهن خود ندارد...میهن من همیشه میهن من است. همان گونه که پدر و مادر من، خواهر…
انتشار: 2026/08/18 07:16 UTCدریافت: 2026/08/18 16:54 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:54 UTC
🔹 آن که تعلق خاطر به میهن خود ندارد...میهن من همیشه میهن من است. همان گونه که پدر و مادر من، خواهر و برادر من، همیشه مادر و پدر و خواهر و برادر من هستند. نه تنها مانع بر سر راه زندگی من نمی شوند که راه را هموارتر نیز می کنند من با دیگری مناسبت و معاشرت گرم تر و صمیمانه تر و همدلانه تر، داشته باشم و دیگری را صمیمانه تر بپذیرم و بشناسم و بفهمم. میهن دوستی نفی دیگری نیست... میهن من، سرزمین ارزش های مشترک من با دیگری است. زادگاه و زیست جهان سنّت های من، مواریث فرهنگی مدنی و معنوی من است؛ خانه من است. سرزمین بیگانه نیست. نمی توانم انکارش کنم. نادیده از کنارش بگذرم و بگریزم. به ماه و مریخ هم که بروم با من هست. به آن تعلق خاطر دارم... آن که تعلق خاطر به خانه خود ندارد؛ همسایه اش را هم نمی تواند دوست داشته باشد. ایده و اندیشه و آرمان جهان وطنی با سرشت انسانی و انسان بودن و نحوه حضور انسانی ما در جهان سازگار نیست. فریب ناک و خطرناک و خطرخیز هم است...✍ دکتر حکمت اله ملاصالحیاستاد دانشگاه تهران و عضو هیئت امنای بنیاد ایران شناسیمتن کامل یادداشتایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
پستهای تلگرام — ایرانمهر
🔹با تحریف تاریخ مقابله بکنیم!✍️ علی مرادی مراغه اینویسنده و پژوهشگر تاریخامروزه زدنِ مصدق جزو ضروریات طرفداران پهلوی شده برخی آشکار و برخی کمی زیرآبی!طرف رفته کانالی به نام «نقدی بر تاریخ معاصر» زده که کارش نه نقد مصدق بلکه تحریف تاریخ و به لجن کشیده مصدقه! در روز روشن نصف صفحه را از کتاب «خاطرات و تالمات دکتر مصدق» می بُرد و و در کانالش گذاشته سپس می نویسد که مصدق گفته: «بهتر آن است که تمام جراید توقیف شوند...».در حالی که جمله قبلی مصدق را که نیاورده این بوده «بعضی از وزرا در دولت مستوفی الممالک چنین اظهار نظر می کنند که توقیف یک روزنامه مخالف بی طرفی است بهتر آن است که تمام جراید توقیف شوند...»این جاعلان اصلا هیچ ترسی ندارند که دروغ و تحریفشان برملا شود! در تصویر اصلی عین صفحات قبل و بعد را آورده ام و در تصویر دیگر تصویر جعلیِ جاعل را آورده ام تا خودتان قضاوت کنید!در ضمن کتاب «خاطرات و تالمات دکتر مصدق» را دانلود کرده و خودتان صفحه ۱۱۲ و قبلِ آن را ببینید. این کارها غیراخلاقی می باشد. به خاطر نسل های آینده، با تحریف تاریخ مقابله بکنیم.۲۷ امرداد ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology
🔹 نشست علمی مجازی مصدق و ایرانویژه سالگرد کودتای ۲۸ مردادبا سخنران دکتر داریوش رحمانیانجمعه ۳۰ امرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸ تا۱۹:۳۰حضور برای تمامی علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران آزاد و رایگان است.انجمن ایرانشناسی و تاریخ دانشگاه میبد پیوند حضور در این نشستایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹همچنان بازتاب هشدارم به مجریان، کارشناسان و سخنرانان صدا و سیمامنتشر شده در صفحه اینستاگرام۲۷ امرداد ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 فردوسی و زبان فارسی به روایت رهبر سوم انقلاب اسلامی ▪️زبان فارسی علاوه بر ابزار گفتار و نوشتار، قالب شناخت و رشته اتّصال اندیشه و مرزهای هویّتی ایرانیان را تشکیل می دهد. ▪️زبان و ادب فارسی یکی از بزرگ ترین ظرفیت ها برای ترویج فرهنگ و تمدّن غنی ایرانِ اسلامی در گستره جهانی است.▪️قدرتمند شدن زبان فارسی، چراغ راه اقتدارِ «تمدّن ایرانی - اسلامی» میباشد.▪️ملّت عزیز ایران در دفاع مقدّس سوم نیز همچون دو جنگ تحمیلی قبلی ثابت کردند که داستان های اسطورهای فردوسی، واقعیّت زندگی و شخصیّت قهرمانانه آنان بوده و مفاهیم انسانساز، سلحشورانه و قرآنیِ شاهنامه، همه اقوام و اقشار ایران را در حفظ هویّت، اصالت و استقلال خود و مبارزه با «ضحّاکوَشانِ» متجاوز، همدل و همراه و همساز می کند.▪️این حماسه حضور و دفاع و پیروزی، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر میگذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند. سیّد مجتبی حسینی خامنهای۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ به پیوست اثری از استاد امید ربانی خوشنویس البرزی، سال ۱۳۹۶ایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
ادامه یادداشت 👇به دیگر سخن ما خود میپردازیم. ما خود دست و چنگ تخریب و تعرض و تاراج در دامن خود افکندهایم. برتن و جان خود زخم می زنیم.دست تعرض و سرقت بسوی غارت خانهی خود گشودهایم! و این چیزیست که امروز و اینک بیش از هرزمان دشمنان و متجاوزان و متعرضان به مُلک و ملت و میهن ما میخواهند و دنبال می کنند. ریشهها به هرمیزان ژرفتر و سختتر، در ختان گشنتر و تناورتر و بار و بر ریزانتر! مواریث فرهنگی هرجامعه ای ، مردمان هرکشوری، ریشههای حیات مدنی و معنوی آن جامعه و مردمان آن جامعه است.شرط لازم و ضروری استمرار تاریخی و مانایی فرهنگی و مدنی و معنوی آن جامعه و مردمان آن جامعه و آن مُلک و ملت است. شواهد و قراین نیز گواهی می دهند؛ سنگر فرهنگ، سنگرارزش های مدنی ومعنوی جامعه ها بویژه "ملت"های تاریخی وتاریخ ساز از هر سنگر دیگر درپایمردی و پایداری و در آوردگاه فرازیدن و فراز آمدن بر مهاجمان و متجاوزان در رویارویی و نبرد و دست و پنجه فشردن با خطرها و مخاطرات و تدبیر و مهار و پس راندن چالش ها و بحرانها از هر سنگر دیگری مقاوم تر و ماناتر و ستبرتر بوده است.تاریخها، جامعهها و "ملت ها" به میراث ارزشهایشان به مواریث فرهنگی و خاطرات ازلی مشترک مردمانشان زندهاند.در بستر مواریث فرهنگی و مدنی و معنوی و ارزشهای مشترکشان استمرار و تداوم داشتهاند. این چنین نیز بالیدهاند.این چنین نیز شکوفان شدهاند. خلاقیتها کششها و کنشها و خیزشهای خلاق ما از عدم برنخاستهاند.از بطن و بستر و با دامنی پر از مواریث مشترک ما برآمده و بار و برریختهاند. این چنین بر تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان بشری ما تاثیر نهادهاند.با ارزشهایشان، با مواریث مدنی و معنوی شان، با اندیشه و خِرَدشان، با فرهنگ و فرزانگی شان، با دانش و دانایی شان، و هنر وهنرمندی و کششها و خیزش های خلاقشان، با نبوغ فناوران و مهارت های عملی و نوآوری های فناورانه شان با زبان و شعر و شاعرانگی و ادبیات پرمایه و غنی شان، هربار بیش از پیش تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان ما را غنیتر و غنیتر کردهاند.ایران را مواریث فرهنگی و مدنی و معنوی جامعه و جهان ایرانی را این چنین هم میتوان دید. این چنین مواریث فرهنگیش را میتوان هوشمندانهتر و اندیشورانهتر و خردمندانهتر و مسئولانهتر پاس و گرامی و عزیز داشت و سنگربان و میرثدان و میراثدار دانا و توانا و شرافتمند و امانتدار راستین مواریث فرهنگی ومدنی و معنوی مُلک و ملت بود. این چنین بیتفاوت و کرخت و بیخِرَد و بیمسئولیت و بی حس و بیحساسیت از کنار تخریب مآثر تاریخی و تعرض و تجاوز به حریم بافتها و محوطه های باستانی و غارت و قاچاق و تاراج مواریث کشور میشود نگذشت. میتوان خاموش ننشست. میتوان کاری کرد. میتوان میراثبان و امانتدار راستین مواریث فرهنگی مُلک و ملت بود. میتوان نامی نیک و میراث کارنامه ای درخشان برای نسلهای سپسینی که از پی ما میآیند و در میرسند، نهاد. کوتاه سخن آن که این چنین میتوان از تکرار خیانتهای دهشتناک نامدیران دولت نامحمود هشتم و نهم به مواریث فرهنگی کشور پرهیخت؛ از تخریب بیش از پیش مآثر تاریخی و محوطههای باستانی و غارت و تاراج مواریث فرهنگی و تکرارتکه پاره کردن فرهنگیترین نهاد فرهنگی مُلک و ملت درس عبرت آموخت و گام در مسیر خیانتها و خباثتهای خائنان و خبیثان ننهاد.دوره ی جدید از خطرخیز و هول انگیز و نگران کننده و دلهره آورترین روزگارانی است که از سر می گذرانیم. جامعه های خفته و کرخت و تاریخ ناشناس و میراث ناشناس، نزدیکتر و فوریتر و بیشتر در معرض خطرند. آسیب پذیرترند.۱۴۰۵/۵/۱۴ هجری خورشیدیایرانمهر @alborzology▫️وبلاگ ۱▫️وبلاگ ۲▫️اینستاگرام▫️آپارات
🔹 دانستن و پاس و گرامی داشتن، ندانستن و رها و نابود کردن✍ دکتر حکمتاله ملاصالحیاستاد دانشگاه تهران میزان درستی و دامنهی راستی شناخت مردمان جامعهها و دولتها از واقعیتها از رخدادها و دگرگونیهای جامعه وجهانی که در آن زندگی کردهاند؛ زمانهای که در فضای آن اندیشیدهاند؛ نقش موثر و تعیین کننده در نحوهی مواجهه و تدبیر موفق و ناموفق و فرازیدن و فراز آمدن آنها بر مسئلهها و بحرانها و چالشهای ریز و درشتی که دست در گریبان بوده و دست و پنجه فشردهاند؛ داشته است. تدبیر و مهار و فراز آمدن برخطرها و چالشها و بحرانها و مخاطرات هم اندیشه و دانش و دانایی هم اراده و عزم استوار هم باور ستبر و احساس مسئولیت به سرنوشت مشترک مردمان جامعه و مصلحت و منفعت جمع را میطلبیده است. مواریث فرهنگی اعم از ناملموس و ملموس ، مواریث مشترک جامعه و جهان بشری ما هستند و محسوب میشوند.نسبت ما با مواریث فرهنگی نسبتی وجودی و ذاتی است. بدون مواریث فرهنگی ما جانوران حیات وحش بیش نیستیم. نسبت من با یک پاره سنگ با یک تکه چوب رها شده در جغرافیای طبیعی وجودی و ذاتی نیست. با هوا و غذا و تغذیه، طبیعی و حیاتی ست .چنین نسبتی را جانوران حیات وحش جغرافیای طبیعی هم با محیط شان دارند. لیکن نسبت من با سادهترین سنگ ابزارهای بشر پیش از تاریخ و سردوکها و کاسهها و کوزههای ساختهی اندیشه و دست انسان هزارههای نوسنگی، نسبت وجودی و ذاتی ست. برهمین سیاق نسبت من با این یا آن بنا و بافت تاریخی و محوطه ی باستانی و باستان شناختی ، وجودی و ریشهای و ماهویست. نکتهی مهمی که حتی مدیران و متولیان و صدرنشینان نهادهای مواریث فرهنگی و مآثر تاریخی میهن ما نمیدانند. نمیدانند که آسان از کنار تعرض متعرضان، تجاوز متجاوزان به مواریث فرهنگی و مآثر و بافتهای تاریخی میگذرند و گاه با تصمیگیریهای کژ و ناراست و نگاه چپانه واحولانه و سوداگرانه شان ویرانیها را دامن هم زدهاند.نکتهی دیگر آن که مسئله و معضل حل ناشده و گره کور ناگشودهی صیانت از مآثر تاریخی و مواریث فرهنگی کشور، معلول و مدلول نبود شناخت درست و راست ما از واقعیتها و رخدادها و تحولات نفسگیر و غافلگیر کنندهی زمانه و جامعه و جهان مدرن و نظام های ارزشی مدرنیتهای ست که در آن بسر میبریم. با ادا و اطوار و رفتارهای کورانه و مقلدانه نمی توان باواقعیتها وتحولات دنیای مدرن و ارزشهای مدرنینه و ملزومات و مقتضیات آن نسبت ورابطه ی واقعی برقرارکرد. موزهها و رویکردهای موزهای به مآثر تاریخی و مواریث فرهنگی اعم از ناملموس و ملموس، برآمدن "علوم باستانشناختی" کشف باستان شناسانهی تاریخ، سازمانها و تشکیلات ملی و بینالمللی و جهانی ثبت مآثر تاریخی و قوانین مصوب و معاهدات و قراردادهای جهانی پذیرفته شدهی صیانت از مواریث فرهنگی، به مفهوم مدرن آن ، چه بخواهیم و چه نخواهیم؛ چه بپذیریم چه نپذیریم؛ همه یکسر واقعیتها و نهادهای نوپدید زمانه و عالم مدرن هستند.در فرهنگها و جامعههای به اصطلاح پیشامدرن موضوعیت نداشته است. مسئله نبوده است.کشمکشها و سهم خواهیها برسر مواریث فرهنگی به مفهوم مدرن آن درمیان مردمان فرهنگها و جامعههای گذشته آن گونه و آن چنان که در روزگارما مسئله نبوده و موضوعیت نداشته است.تمدن دورهی جدید، تاریخ کاو، تاریخنگر، تاریخ اندیش و تاریخ مدارترین تمدنی ست که ازسرمی گذرانیم. ما تاهنگامی که نتوانستهایم؛ نسبت و رابطهای ریشهای و بنیادین با تحولات جامعه وجهانی که در آن بسر میبریم؛ برقرارکنیم؛ نمیتوان انتظار داشت مسئله و معضل و چالش تخریب ها و تعرضها و تجاوزها و ویرانیهای وارد آمده بر سر مآثر تاریخی و محوطه های باستانی و غارت و قاچاق وتاراج مواریث فرهنگی کشور،حل شود و راه حل موثری برایشان یافت.شوربختانه میبینیم ؛ گرهها هم چنان ناگشوده مانده و بیش از پیش سختتر و ستبرتر هم شدهاند. اراده و عزمی استوار نه تنها در جان و وجدان مدیران جامعه، نه تنها در جان و وجدان مسئولان و متولیان و صدرنشینان مواریث فرهنگی کشور نیست که در سر دانش آموختگان و متخصصان امر هم دیده نمیشود.دیده نمیشود چون به حکمت و خرد و منطق و اهمیت و فلسفه ی کاری که می کنند؛ مسئولیت خطیری را که برشانه گرفته اند؛ شناخت عمیق و واقعی ندارند.اگر میداشتند؛ هم امانتداران درستکارتر هم میراثدانان، هم میراثداران، هم میراث بانان راست کردارتر و موفقتر بودند.دریغ و صد دریغ که نیستند. نیستند که این چنین تاوان سنگین وسهمگینش را مواریث فرهنگی میهن ما میپردازد.ادامه یادداشت 👇




