کنار پنجرهٔ هواپیما پرواز ساعت ۹ بامداد بود. وقتی به فرودگاه رسیدیم روی تابلو ساعت ۸ را نوشته بود!…
انتشار: 2026/07/26 11:11 UTCدریافت: 2026/07/31 23:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:50 UTC
کنار پنجرهٔ هواپیما پرواز ساعت ۹ بامداد بود. وقتی به فرودگاه رسیدیم روی تابلو ساعت ۸ را نوشته بود! گفتند یک ساعت جلو افتاده است! به ما و برخی از مسافران دیگر خبر نداده بودند! وقتی به آرامی معترض شدم انگار در نظرشان آدم متوقعی جلوهگر شدم. به نظرشان کاملاً عادی و طبیعی بود که اگر پرواز یک ساعت جلو افتاد، لازم نباشد به همهٔ مسافران اطلاع داده شود! از خانمی که پشت پیشخوان ارائهٔ کارت پرواز ایستاده بود، خواستم که کنار پنجره به من صندلی دهد. با سردی تمام گفت که همهاش پر شده و کنار پنجره جای خالی نیست. به دیگر مسافران متقاضی نشستن کنار پنجره نیز همین جواب داده شد. طرف انگار از زندگیاش به کلی بیزار بود و به کارش کمترین علاقهای نداشت. با خود اندیشیدم که لابد دستمزد ناچیزی میگیرد و یا خیال میکند که به او ظلم بزرگی شده است. با این حال، هیچ دلیلی ندیدم که با او همدلی کنم! آدمیزاد در هر شرایطی، یا نباید مسئولیت و شغلی را بپذیرد و یا وقتی پذیرفت باید کارش را با جان و دل و شور و شوق انجام دهد. هیچ توجیهی برای بیزاری از شغل پذیرفتهشده وجود ندارد.وقتی که هواپیمای ایرباس شرکت معراج آمادهٔ پرواز از تهران به سنپترزبورگ شد، بیش از نصف هواپیما خالی بود! صندلیهای کنار پنجرهها اغلب مسافری نداشت. با هماهنگی کادر پرواز کنار پنجره نشستم و با خود گفتم؛ حالا به فرض آدمی از شغلش بیزار باشد، چه دلیلی برای دروغگویی وجود دارد؟من اصولاً پرواز را برای تماشای زمین از بالا تحمل میکنم. اگر امکانش نباشد، هیچ مسافرت هوایی برایم ارزش و لطفی ندارد حال مقصد هر کجا که میخواهد باشد!همین که هواپیما از زمین برخاست، بستر سبز رودی خشکیده در بیابان جنوبی رشتهکوه البرز نمایان شد. تمام بستر رود که مثل مارپیچی از دل کویر تفتیده تا دامنهٔ کوه امتداد یافته بود، به رنگ علف، سبزِ سبز بود. بعد قلههای البرز مرکزی با تودهٔ برفی بر پیشانی، یکی پس از دیگری ظاهر و سپس ناپديد شدند. آنگاه جنگلهای ضلع شمالی البرز و بلافاصله شالیزارها و آبادیهای ساحل خزر خود را به نمایش گذاشتند و گذشتند. همینکه هواپیما ساحل پیچاپیچ خزر را پشت سر گذاشت، بزرگترین دریاچهٔ عالم با رنگ آبی زلالش در پرتو نور خورشید زیر پایمان قرار گرفت. آه که چقدر همه چیز زیبا و دلانگیز بود..... #احمد_زیدآبادی@ahmadzeidabad