✹﷽✹ 🌹 🌿 دوش میآمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی جامهای بود که بر قامت او دوخته…✹﷽✹ 🌹 یک سینه حرف هست، ولی نقطهچین بس استخاتون دل و دماغ ندارم ... همین بس است یک روز زخم خوردم یک عمر سوختمکو شوکران؟ که زندگی اینچنین بس است …عشق آمدهست! عقل برو جای دیگرییک پادشاه حاکم یک سرزمین بس است !مورم، سیاوشانه به آتش نکش مرایک ذره آفتاب و کمی ذرهبین بس است !ظرف بلور! روی لبت خندهای بپاشنذری ندیده را دو خط دارچین بس استما را به تازیانه نوازش نکن عزیزکه سوز زخم کهنهی افسار و زین بس استاصلا از این به بعد، شما باش و شانههاتما را برای گریه سرِ آستین بس است… #حامدعسکری@Aghaliiyat | اَقَــلیَّــــــت
کرجفرهنگ نفیسی کرج (karaj) را به معنی گوی، گریبان، چاک و شکاف جامه معنا کردهاست. همچنین محمدحسین بن خلف تبریزی در کتاب برهان قاطع دربارهٔ نام کرج چنین گفتهاست: بهفتح اول وسکون ثانی وجیم گوی گریبان را گویند. که این تعبیر نیز همان معنی را میدهد.فریدون جنیدی از صاحب نظران زبان و فرهنگ ایران در مقالهای به نام «گزارشی پیرامون معنی واژه کرمان» بخش نخست این واژه یعنی «کر» را در نام مناطق فلات ایران نظیر کرمان، کرکوک، کرمانشاه، کرند، کرج و … را هم خانواده میداند و آنها را از واژه اوستایی کئری (kaeri) برگرفته میداند که به معنای رشتهکوه است.جنیدی با توجه به موقعیت جغرافیایی کوهستانی کرج، این تعبیر از نام این شهر را منطقیترین معنای نام کرج خواندهاست که ریشهای ایرانی و اوستایی دارد. در کتاب از صید ماهی تا پادشاهی در مورد تاریخچه کرج آمده که از کلمه کرجی به معنی قایق گرفته شدهاست چون برای ورود به تفرج گاه کرج باید از رودخانه کرج با کرجی عبور میکردند.#قصه_داشت. #ریشه_کلمات@Aghaliiyat | اَقَــلیَّــــــت
ابلیس کی گذاشت که ما بندگی کنیم یکدم نشد که بیسرِخر زندگی کنیماین شعر در زمان شکوه از مزاحم و ناراحت کننده بهکار میرود. یا وقتی کسی بیموقع و سرزده به دیدن کسی رفته باشد.#قندونمک@Aghaliiyat | اَقَــلیَّــــــت