«چطور دوام آوردی؟»«نیاوردم... الان یکی دیگهام.»گاهی تمام تراژدیِ زیستن در همین دو جمله خلاصه میشو…
انتشار: 2026/08/17 15:21 UTCدریافت: 2026/08/17 20:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 20:56 UTC
«چطور دوام آوردی؟»«نیاوردم... الان یکی دیگهام.»گاهی تمام تراژدیِ زیستن در همین دو جمله خلاصه میشود.ما معمولاً دوام آوردن را با نماندنِ زخمها اشتباه میگیریم ،خیال میکنیم کسی که هنوز ایستاده، همان آدمِ سابق است که فقط کمی خستهتر شده.اما حقیقت این است که بعضی رنجها از آدم چیزی کم نمیکنند، او را به کسی دیگر بدل میکنند.آنچه دوام میآورد، همیشه خودِ انسان نیست،گاهی فقط پوستهای است که خاطرات را بر دوش میکشد.آن «منِ پیشین»، جایی میان شکستها، فقدانها، انتظارهای بیپاسخ و شبهای طولانی جا مانده است.آنچه امروز نفس میکشد، نسخهای است که از دل ویرانی سر برآورده....آشنایی که دیگر کاملاً آشنا نیست.دوام آوردن، همیشه به معنای حفظ کردن نیست، گاهی یعنی از دست دادنِ خودی که میشناختی و ساختنِ خودی که هرگز قصد ساختنش را نداشتی....زندگی، گاه از ما قهرمان نمیسازد، شاهدی خاموش میسازد که هر صبح با چهرهای تازه در آینه روبهرو میشود و در دل میداند: آن آدمِ سابق دیگر برنمیگردد ،نه چون شکست خورده، بلکه چون رنج، زبان دیگری برای زیستن به اوآموخته است.گاهی پاسخِ صادقانه به «چطور دوام آوردی؟» این نیست که «قوی بودم»، بلکه این است که «دوام نیاوردم، فقط کسی شدم که توانست با این ویرانی زندگی کند.».زندگی، بعضی آدمها را درمان نمیکند، بازنویسی میکند!#دکتر_رضا_صائمی@AgahiTaamol
