نهم مردادماه سالروز درگذشت جلال ستاریدر مورد فرهنگ ایرانی به گمانم میتوان گفت که خصیصۀ اصلی یا هویت آن که در طول هزارهها ثابت مانده حفظ و صیانت جوهر خویش و به تحلیل بردن عناصر بیگانه بوده است. به بیانی دیگر ذات فرهنگ ایرانی به خواری و زبونی تن در نداده است، سیطرۀ بیگانه (عرب و ترکان سلجوقی و مغول) را به ظاهر پذیرفته است و سپس اندکاندک آن را از درون خورده و تراشیده است و با این برونسازی و درونسازی توأمان، طرفه معجونی ساخته که کهنه و نو در آن چنان به هم بسته و پیوستهاند که تشخیصشان به نخستین نگاه امکانپذیر نیست. به گمان این بنده، «رندی» عالمسوز به معانی زیرکی و آزادی که از خصوصیات بارز خلق و خو و فرهنگ ایرانی است که به ظاهر مصلحتبین و صلاحاندیش است از همین سرشت و فطرت که عنصر غالب و بیگانه را به ظاهر، گردن نهاده و در باطن، خودی میکند مایه میگیرد. این فرایند استمرار و انقطاع در فرهنگ ایران خود از بینش کهن ایرانی که وجهی دیالکتیک دارد، یعنی خیر و شر و نور و ظلمت را در نزاع دائم میبیند، ولکن سرانجام قبول دارد که پیروزی با نیکویی و روشنایی است، آب میخورد. این نبرد و پیکار میان خیر و شر و روشنایی و تاریکی و خودی و بیگانه با این یقین که سرانجام اهورامزدا بر اهریمن پیروز میشود در فرهنگ ایرانی، خصیصه یا خصلتی ثابت است و به سخنی دیگر نقشپرداز هویت فرهنگی ماست و حاصلش موجب باروری و غنای فرهنگ بوده است. فرهنگ پویای ایرانی که چون آب رونده، همواره نو شده ولی به ظاهر ساکن مینموده، اولاً هیچگاه در طول تاریخ از داد و ستد با دیگر فرهنگها بازنمانده، ولی گرفتهها را با جوهر خویش سازگار کرده و به تحلیل میبرده است و ثانیاً خصیصۀ دیالکتیکی فرهنگ ایرانی موجب غنا و موزونی آن بوده است، نه باعث بیاندامیاش تا آنجا که فیالمثل توجه به خالق و عقبی عامل تحقق وحدت در کثرت و یگانگی در عین چندگانگی بوده است، نه وسیلۀ گسیختگی و افتراق و دوپارچگی و دور افتادن آدمی از اصل خویش و یا غلبۀ فرهنگی بیگانه که ثمرهاش بیخویشتنی است.«هویت ملی و هویت فرهنگی»، جلال ستاری، فصلنامۀ تئاتر، شمارۀ ۱۶، ۱۳۷۰، ص ۲۸-۳۰.بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی@AfsharFoundation
بیستم مرداد زادروز دکتر عباس زریاب خوییمرحلۀ دیگری که بر زندگی علمی زریاب تأثیرگذار بود سفرش به امریکاست برای تدریس و تحقیق در دانشگاه برکلی و پرینستون. یکی در غرب و دیگری در شرق آن سرزمین. در دورانی که در دانشگاه برکلی معاشر با والتر هنینگ و دستیار او بود، فرصتی استثنایی یافت که از گنجینۀ دانش هنینگ دقایق برجستهای دربارۀ ایران پیش از اسلام فراگیرد و با کتابهای مهم این رشته آشنایی بیابد و ارزش متخصّصان واقعی هریک از آنان را دریابد.زریاب در این سفر از نشست و خاست با هنینگ و شاگردش شوارتز و ماخ و چند ده محقق برجستۀ برکلی و پرینستون مستفید شد. هنینگ و شوارتز متخصص پیش از اسلام بودند و ماخ متبحّر در زبان عربی و از نسخهشناسان قابل و مبرّز.البته نخستین دسترنج زریاب در کار پژوهندگی همان فهرستی است که برای مبلغی از نسخههای خطی مجموعۀ طباطبایی نوشت. اما ناگفته نمیتوان گذاشت که تهیۀ فهرست اعلام متن شدّ الازار فی حطّ الاوزار عن زوّار المزار که به تصحیح انتقادی و حواشی عالمانۀ مرحوم محمّد قزوینی با همکاری عباس اقبال چاپ شده بود (۱۳۲۸)، هم از ثمرات انفاس آن دو دانشمند و نمونهای از آغاز کار زریاب با روش علمی جدید است؛ زیرا تدوین اعلام برای یک کتاب تخصصی پر از نام اشخاص و اماکن و کتب، روشمندی استوار و ذوق پاک را توأمان لازم دارد و این هر دو صفت در زریاب از همان جوانی نهفته بود.[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۱۲۸]بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی@AfsharFoundation
نوزدهم مردادماه سالروز درگذشت امیرهوشنگ ابتهاج (سایه)، سخنسرای نامور معاصر و منتخب بیست و سومین جایزهٔ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشاررحیلفریاد که از عمر جهان هر نفسی رفتدیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفتشادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگزینگونه بسی آمد و زینگونه بسی رفتآن طفل که چون پیر ازین قافله درماندوآن پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفتاز پیش و پس قافلۀ عمر میندیشگه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفتما همچو خسی بر سر دریای وجودیمدریاست چه سنجد که برینموج خسی رفترفتیّ و غم آمد به سر جای تو ای دادبیدادگری آمد و فریادرسی رفتاین عمر سبکسایۀ ما بسته به آهیستدودی ز سر شمع پرید و نفسی رفتامیرهوشنگ ابتهاج (رشت، ۶ اسفند ۱۳۰۶ - کلن، ۱۹ مرداد ۱۴۰۱، مدفون در باغ محتشم رشت). از بهترین پیروان حافظ در غزل، دارای اشعار اجتماعی و عاشقانه در قالبهای سنّتی و نو، ترانهسرا و موسیقیشناس، مصحّح دیوان حافظ، از اعضای هیئت مؤسّس کانون نویسندگان ایران و سرپرست برنامۀ گلها و مدیر بخش موسیقی ایرانی در رادیو (۱۳۵۱-۱۳۵۷). نخستین نغمهها، سراب، شبگیر، سیاهمشق، تاسیان و بانگ نی از آثار شعری اوست.[هدیه، امیرهوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، به خط عبدالله فرادی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۱، ص ۵۹-۶۳]بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی@AfsharFoundation
فهرست انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، مردادماه ۱۴۰۵بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی@AfsharFoundation
هجدهم مردادماه سالروز درگذشت کمالالدین عینی، منتخب هفتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشارمتن لوح هفتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار:بسم الله الرّحمن الرّحیمدانشمند گرامی آقای کمال عینیچون جنابعالی سالیان درازی از عمر پربار خود را صرف پژوهش و کوششهای فرهنگی کردهاید و با تدریس، تصحیح و نشر متون فارسی در راه شناساندن فرهنگ و ادب ایران اسلامی در قلمرو زبان فارسی، خصوصاً ماوراءالنهر اقدامات مؤثری انجام دادهاید،و در تصحیح و نشر شاهنامۀ فردوسی (در نُه جلد) و آثار جامی (در پنج جلد) مشارکت و همکاری داشتهاید و آثاری از بزرگان ادب فارسی، چون جامی، خیّام، ناصرخسرو، خواجوی کرمانی و فخرالدین اسعد گرگانی به همّت علمی شما انتشار یافته است،و نظر به کوششی که در شناخت آثار هنری مضبوط در نسخههای خطی فارسی کرده و مجموعهای از لوحههای نگارین آنها را در کتابی مستقل منتشر ساختهاید،و نظر به همکاری با مؤسسات علمی ایران در زمینههای پژوهشی که موجبات انتشار آثاری چون: هما و همایون، گل و نوروز، ویس و رامین، سلامان و ابسال، بدایع الوقایع و «سه رسالۀ حافظ، خواجو و ابواسحاق» را فراهم کردهاید، و نیز با ایجاد بنیاد بینالمللی عینی در تاجیکستان که یادآور نام پدر ارجمندتان است، در زمینۀ شناخت و دستیابی و حفظ و تکثیر نسخههای خطی پراکنده در کشورهای دیگر برای استفادۀ محققان و علاقمهمندان، مرکزی معتبر فراهم کردهاید،با توجه به این مراتب، چون این پژوهشها و کارهای علمی، همه با نیّات و آرزوهای واقف این موقوفات و مندرجات وقفنامۀ آن منطبق است، شورای تولیت بنیاد موقوفات اهدای هفتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار را به جنابعالی مورد تأیید و تصویب قرار داد. اینک مایۀ سرفرازی است که این منشور و جایزهای که نمودار هنر ایرانی است به آن دانشمند ارجمند تقدیم میگردد، و با فرصتی که پیش آمده ضمن گرامیداشت یاد ادیب و پژوهندۀ نامی شادروان صدرالدین عینی، توفیق جنابعالی را در استمرار خدمات ارزشمند علمی و فرهنگی که موجب پیشرفت ایرانشناسی در قلمرو زبان فارسی و بهرهوری متقابل ملّتها از ارزشهای فرهنگی یکدیگر است، از درگاه حضرت احدیت مسئلت مینماید.بازرس عالی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار ایرج افشاررئیس هیئت مدیره دکتر سیّد مصطفی محقق دامادرئیس شورای تولیت وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دکتر محمّد فرهادیبه نقل از:[پژوهشهای ایرانشناسی: ناموارۀ دکتر محمود افشار، جلد دوازدهم، به کوشش ایرج افشار با همکاری کریم اصفهانیان، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۷۹، ص ۷۴۴-۷۴۵]بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی@AfsharFoundation
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:مناسبات فرهنگی ایران و امریکا در روزگار قاجاریهاین کتاب دربردارندۀ روایتی مستند از جنبههای گوناگون تاریخ مناسبات فرهنگی ایران و امریکا در روزگار قاجاریه بر پایۀ اسناد برگزیدۀ آرشیوهایی چون مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه و مرکز اسناد و آرشیو ملی و... است. در مقدمۀ هر فصل روایتی پژوهشی با تکیه بر اسناد تصحیحشدۀ آن فصل به دست داده شده است. همچنین حواشی و توضیحاتی دربارۀ پارهای از مندرجات اسناد در پانوشتها آمده است. این پژوهش مستند با رویکرد ریزتاریخنگاری کوششی است برای گشودن راهی تازه در تحقیق تاریخ دیپلماسی و مناسبات خارجی.[مناسبات فرهنگی ایران و امریکا در روزگار قاجاریه، گزینش اسناد، مقدمه و تحقیق دکتر داریوش رحمانیان و دکتر فرشته جهانی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]علاقهمندان میتوانند از هفدهم تا سی و یکم مردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی@AfsharFoundation
شانزدهم مردادماه سالروز درگذشت غلامعلی رعدی آدرخشیسرایندۀ «نگاه» (من ندانم به نگاه تو چه رازیست نهان) از نگاه کردن بازماند. به دیار نیستی رهسپار شد. آخرین جرقۀ حیات معنوی او سر و سامان دادن به مجموعۀ مقالات خود بود که به نام گفتارهای ادبی و اجتماعی در سال ۱۳۷۰ در سلسلۀ انتشارات موقوفۀ دکتر محمود افشار انتشار یافت. پدرم در سالهای آخر عمر تمایل داشت که اگر جایزهای خواهد داد به دکتر رعدی بدهد. میگفت آذربایجانی که به زیبایی رعدی در زبان فارسی مینویسد و میسراید شایستۀ دریافت جایزۀ موقوفۀ من میتواند باشد که این موقوفه برای تعمیم زبان فارسی ایجاد شده است. کتابهای دیگر او دیوان اشعار، پنج آینه است. بسیار میتوانست ثمربخش باشد، ولی طالع آن نداشت که از کارهای اداری چشم بپوشد و ذوقیات و کمالات خود را عرضه دارد.غلامعلی رعدی آدرخشی (آنطور که خود مینوشت نه آذرخشی چنانکه دیگران تمایل به نوشتن دارند) متولد تبریز به سال ۱۲۸۸ بود. در آنجا درس خواند. رعدی پس از آن به تهران آمد و دورۀ دانشکدۀ حقوق را به پایان رسانید. در وزارت معارف عضو شد. به ریاست ادارۀ انطباعات رسید. پس از تأسیس فرهنگستان ایران دبیری امور آنجا به عهدهاش گذاشته شد. با رجالی چون محتشمالسلطنۀ اسفندیاری، محمّدعلی فروغی ذکاءالملک، حسن وثوقالدوله، حسین ادیبالسلطنۀ سمیعی که عضو فرهنگستان بودند و دیگر اعضای صاحبنام آنجا آشنایی و روابط علمی و فرهنگی پیدا کرد. ظاهراً حکمت بود که وسایل لازم رفتن او را به فرنگ برای ادامۀ تحصیل فراهم ساخت. در ژنو درس خواند و بازگشت. پس از جنگ به سمت نمایندۀ ایران در یونسکو به پاریس رفت. پس از چند سال خدمت در آنجا عنوان سفیری هم گرفت. مدت درازی در سمت نمایندگی در یونسکو ماند. بعد که به ایران احضار شد به سناتوری انتصابی انتخاب شد و چون مخالفخوانی کرد در دورۀ بعد منصوب نشد. چند سالی هم ریاست دانشکدۀ ادبیات دانشگاه ملّی آن روزگار را عهدهدار شد و لوحۀ اعتباری برای آن مؤسسه بود.[نادرهکاران، سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۲۹۶-۱۲۹۷]بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی@AfsharFoundation