تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 01:13 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
در این صفحه هر آنچه از دل و ذهن برخیزد را تحریر می کنم از آنچه دوستدار آن هستم از ادبیات، فلسفه و موسیقی تا آنچه در آن می آموزم از ژئومورفولوژی و مدیریت اکوسیستم تا اراضی آلوده و بازسازی زیستگاه
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 6 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
📝 هراسناکتر از نابیناییدیدن است با دو چشمِ بازکه چه بر سرِ این سرزمین میآید«بلاگا دیمیتروا»@adelsepehr
t.me/adelsepehr📝🎧 خوانش و تفسیر غزل شماره دوم از دفتر فاتحه الشباب از عبدالرحمن جامیحرز جانهاست نام دلبر ماما اعزاسمه و ما اعلینام او گنج نامه لاهوتگنج پنهان غیب ازو پیداهمه اسما مظاهر ذاتندهمه اشیا مظاهر اسمالا اری فی الوجود الا هومحو شد نام غیر و نقش سویهستی مطلق است و وحدت صرفاین هو این انت این انامن و او و تو از میان برخاستسر وحدت شد از همه یکتاجان جامی ز نکته وحدتنشکیبد چو ماهی از دریابا تقدیم درودهاعادل سپهر یک معلم دوستدار ادبیات، فرهنگ و تاریخ ایران زمین دور از ایران، برای ایران@adelsepehr
📝 غزل شماره دوم از دفتر فاتحه الشباب از عارف و شاعر نامی قرن نهم هجری عبدالرحمن جامی بر پایه تصحیح ادیب، تاریخ نگار و جامی شناس برجسته تاجیک، زنده یاد، اعلاخان افصح زادحرز جانهاست نام دلبر ماما اعزاسمه و ما اعلینام او گنج نامه لاهوتگنج پنهان غیب ازو پیداهمه اسما مظاهر ذاتندهمه اشیا مظاهر اسمالا اری فی الوجود الا هومحو شد نام غیر و نقش سویهستی مطلق است و وحدت صرفاین هو این انت این انامن و او و تو از میان برخاستسر وحدت شد از همه یکتاجان جامی ز نکته وحدتنشکیبد چو ماهی از دریا@adelsepehr
📝 یک حکایت از روضۀ خُلد، مجد خوافی اندر باب ظلم و ستممعروف است که در عهد عبدالله طاهر که در عدل یگانه بود و خراسان را داشت، جماعتی عسسان در نیشابور، ده دزد را گرفته بودند و به زندان برده و پیش ملِک عرضه داشتند.در شب یکی از ایشان بگریخت، لذا از عتاب ملک ترسیدند و به جای وی، غریبی بیگناهی را بگرفتند و در زندان کردند. بیچاره از گوشۀ زندان، محرابِ نیاز ساخت و حاجت خود به بینیاز عرض کرد و میگفت: ای کز نیاز و حاجت و چاره مُنزّهیبشنو نیاز و حاجت و بیچارگی منمظلوم و بیگناهم و آواره از وطنرحمت کن و ببخش بر آورگی منعبداللّه آن شب سه بار به خواب دید که تخت او را نگونسار کردند. همان شب وزراء را جمع کرد و حال بگفت، گفتند: این خواب اَضغاث احلام (خوابهای پریشان) است. گفت: نه، بلکه از حال مظلومی اعلام است. تفحص زندانیان کردند و آن غریب را حاضر آورد. عبدالله از حال وی پرسید، بیگناه بود. گفت: مرا بحل کن (ببخش). گفت: کردم. گفت: هزار دینار بستان. گفت: به کسب حلال از تو مستغنیام. گفت: از من حاجتی خواه، گفت: چرا حاجت از ملکی نخواهم که از برای من در شبی سه بار تخت تو را نگونسار کند. عبدالله چون این سخن بشنود از تخت فرو دوید و در قدم درویش افتاد.داد از کسی مخواه که در انتظار دادجانت کند خراب و دل افکار و سینه خونداد از کسی طلب که کند بهر دادخواهتخت هزار شاه به یک آه سرنگونروضۀ خُلد، مجد خوافی، باب سیزدهم، در بیان ظلم و فساد آنt.me/adelsepehr
📝 🎧 خوانش غزل شماره اول از دفتر فاتحه الشباب (گشایش و آغاز جوانی) از عارف و شاعر بلندآوازه خراسان و ایران زمین، عبدالرحمن جامی یا من بدا جمالک فی کل ما بدابادا هزار جان مقدس تو را فدامی نالم از جدایی تو دم به دم چو نیوین طرفه تر که از تو نیم یک نفس جداعشق است و بس که در دو جهان جلوه می کندگاه از لباس شاه و گه از کسوت گدایک صوت بر دو گونه همی آیدت به گوشگاهی ندا همی نهیش نام و گه صدابرخیز ساقیا ز کرم جرعه ای بریزبر عاشقان غمزده زان جام غم زدازان جام خاص کزخودیم چون دهد خلاصدر دیده شهود نماند به جز خداجامی ره هدی به خدا غیر عشق نیستگفتیم والسلام علی تابع الهدیخوانش عادل سپهر یک معلم دوستدار ادبیات، تاریخ و فرهنگ ایران زمین دور از ایران، برای ایرانt.me/adelsepehr
📝 غزل شماره اول از دفتر فاتحه الشباب (گشایش و آغاز جوانی) از عارف و شاعر بلندآوازه خراسان و ایران زمین، عبدالرحمن جامی نورالدّین عبد الرّحمن بن احمد بن محمد جامی (۲۳ شعبان ۸۱۷ق تربت جام – ۱۷ محرم ۸۹۸ق هرات)، معروف به جامی و ملقب به خاتم الشعرا، همهچیزدان، شاعر، موسیقیدان، ادیب و عارف بزرگ قرن نهم هجری که با الهام گرفتن از گلستان سعدی، یکی از مهم ترین آثار خویش یعنی بهارستان را تحریر کرد. به دلیل دوستداری شیخ الاسلام، احمد جام و زادگاهش، جامی را تخلص شعری برگزید.یا من بدا جمالک فی کل ما بدابادا هزار جان مقدس تو را فدامی نالم از جدایی تو دم به دم چو نیوین طرفه تر که از تو نیم یک نفس جداعشق است و بس که در دو جهان جلوه می کندگاه از لباس شاه و گه از کسوت گدایک صوت بر دو گونه همی آیدت به گوشگاهی ندا همی نهیش نام و گه صدابرخیز ساقیا ز کرم جرعه ای بریزبر عاشقان غمزده زان جام غم زدازان جام خاص کزخودیم چون دهد خلاصدر دیده شهود نماند به جز خداجامی ره هدی به خدا غیر عشق نیستگفتیم والسلام علی تابع الهدیt.me/adelsepehr