🌺مقایسه ی ضمنی دو قانون اساسی قبل و بعد از انقلاب-کدامیک از دو حاکم قدر قدرت اختیار بیشتری دارند؟✍حسین جعفری❇️از آنجا که عموماً اصول مربوط به اختیارات رهبری در اصل ۱۱۰ و اصول متناظر آن در قانون اساسیِ بعد از انقلاب خصوصاً مطلقه دانستن اختیارات و اعتقاد به عدم پاسخگویی مطلق این مقام ( جز به خدا)، معرف حضور بلکه مبتلابه همگان است، لذا در ذیل چند اصل مهم قانون اساسی قبل از انقلاب تقدیم می شود تا با مقایسه ایی اجمالی روشن گردد که تفاوت و شباهت های اختیارات شاه در قانون اساسی قبل با اختیارات رهبری در قانون اساسی بعد به چه میزان است؟ ❗️اصل پانزدهم: مجلس شوراي ملي حق دارد در عموم مسائل آنچه را صلاح ملک و ملت ميداند پس از مذاکره و مداقه از روي راستي و درستي عنوان کرده با رعايت اکثريت آراء در کمال امنيت و اطمينان با تصويب مجلس سنا به توسط شخص اول دولت به عرض برساند که به صحه همايوني موشح و به موقع اجراء گذارده شود.❗️اصل بيست و نهم: هر وزيري که در امري از امور مطابق قوانيني که به صحه همايوني رسيده است از عهده جواب برنيايد و معلوم شود که نقض قانون و تخلف از حدود مقرره کرده است مجلس عزل او را از پيشگاه همايوني مستدعي خواهد شد و بعد از وضوح خيانت در محکمه عدليه ديگر به خدمت دولتي منصوب نخواهد شد. 😳* اصل چهل و هشتم: اعليحضرت همايون شاهنشاهي مي تواند هريک از مجلس شوراي ملي و مجلس سنا را جداگانه و يا هر دو مجلس را درآن واحد منحل نمايد. ❗️اصل بيست و هفتم: قواي ممکت به سه شعبه تجزيه مي شود:🔅اول: قوه مقننه که مخصوص است به وضع و تهذيب قوانين و اين قوه ناشي مي شود از اعليحضرت شاهنشاهي و مجلس شوراي ملي و مجلس سنا و هريک از اين سه منشاء حق انشاء قانون را دارد ولي استقرار آن موقوف است به عدم مخالفت با موازين شرعيه و تصويب مجلسين و توشيح به صحه همايوني. ‼️اصل سي و ششم: سلطنت مشروطه ايران از طرف ملت بوسيله مجلس موسسان به شخص اعليحضرت شاهنشاه رضاشاه پهلوي تفويض شده و در اعقاب ذکور ايشان نسلا بعد نسل برقرار خواهد بود.‼️اصل چهل و چهارم: شخص پادشاه از مسئوليت مبري است وزراء دولت در هرگونه امور مسئول مجلسين هستند.💢 پ-ن:✳️۱-لااقل در قانون اساسی انقلاب ۵۷ در ظاهر هم که شده رهبر در برابر قانون مسئول شناخته شده، ولایت هم موروثی نیست و حق انحلال مجلس را هم ندارد. و الحق از این جهت اختیارات شاه در برخی موارد مرتجعانه تر است. ... و البته در خصوص قانون اساسی بعد از انقلاب همانند قانون اساسی قبل از انقلاب، عمل به قانون با توجیهات غیر حقوقی و لایتچسبک فقهی محیرالعقولِ اصحاب قدرت به فراموشی سپرده شده است و مطالبهی اجرای بی تنازل قانون اساسی خصوصاً فصل سوم مربوط به حقوق ملت و اصول ناظر بر پاسخگویی و عمل بر مبنای قانون از سوی قدرت، عملی ضد انقلابی تلقی می شود. ❇️۲-مقایسه ضمنی فوق از منظر حقوقی صورت گرفته والا اگر نگاه فقهی آقایان فقهای منصوب شورای نگهبان و یا آقایان مصباحیون مد نظر باشد؛ قانون اساسی بعد از انقلاب فقط یک اصل دارد و آن، اصلِ مربوط به "ولایت مطلقه فقیه" است و سایر اصول قانون اساسی در ذیل و حاکمیت این اصل فهم و تفسیر می شود. و در واقع چون آن خسرو قدر قدرت می پذیرد که آن اصول اجرا شود؛ اجرا می شود والا اگر ولی امر مخالف اجرای همه اصول قانون اساسی باشد؛ باکی نیست ( لا باس له) و حقی برای مردم ( بعنوان مولی علیه) در هیچ امری وجود ندارد جز بیعت و رضایت به امر مولا!💥۳- روشن است که این فهم شباهت تامی به تلقی عربستانی از ولی امر دارد تا به تلقی شیعه از اولی الامر! و ولايت فقيه در نگاه مصباحیون، همسنگ با پادشاهي عربستانيهاست!💢۳- در سخنانامثال مصباح یزدی و ائمه جنعه و ... تامل کنید تا روشن شود در ابتدای انقلاب چه گفتند و امروز چه می گویند و چه میخواهند. لذا حتی اگر بپذیریم فریب و قصد قبلی در کار نبوده، آنچه در عمل تحقق یافت با آنچه در ابتدا تصور یا وعده داده میشد فاصلهای جدی پیدا کرده و وقتی آنچه مردم قصد و تصور کرده و به آن «آری» گفتهاند تحقق نیافته و آنچه در عمل تحقق یافته مورد قصد و رضایت آنان نبوده است، نمیتوان «آری» سال ۵۸ را همچنان اذن و رضایت به وضعیت موجود دانست!❗️۴-آیا ایرانی همیشه محکوم به داشتن آقا بالا سر است؟ بتعبیر مرحوم بهشتی"طاغوت طاغوت است چه تاج به سر چه عمامه به سر" پس باید تلاش کرد هیچ قدرت مادامالعمر و غیر پاسخگو که نتوان با انتخابات از قدرت عزلش کرد؛ وجود نداشته باشد. والا اگر ملت ایران به درجهای از آگاهی جمعی نرسد که درب کارخانه جبارسازی را تخته کند فقط شاهد تغییر قاب عکسها و ظهور منجی جدید و جبار جدید خواهیم بود.@adambeheshti
🌺نقد آری، عبور هرگز!- امید آری، یاس هرگز!- تجمیع آری، تفریق هرگز!✍حسین جعفری❇️این ایام دغدغه اصلی ام عدم تحمل و مدارا در جریان تحول خواهی نسبت به هم است؛ به گونه ایی که تصور می کنم اگر گفتگوی عاقلانه ایی میان این جریان تحول خواهی بوقوع نپیوندد سرنوشتی بهتر از جریان اقتدارگرایی نخواهیم داشت و اگر بدلیل رفتار های انحصار طلبانه جریان اقتدارگرایی در نهایت "علی مانده و حوضش!"، با رفتار تمامیت خواهانه برخی از عزیزان منتقد در جریان وسیع تحول خواهی؛ نه "علی می ماند و نه حوضی"!❇️تا زمانی که احزاب و گروه های شناسنامه دار جریان تحول خواهی در این جهت به بلوغ نرسیده اند که راه مفاهمه را بطور رسمی بگشایند؛ بر نویسندگان منتقد درون جبهه ای لازم است تا در نقدهای شان، اصولی را رعایت کنند تا از خسارت بیشتر جلوگیری نمایند.💢اصل اول🇮🇷نقد کنیم، خصوصاً همت اصلی مان را نقد درون گروهی جریان تحول خواهی و اصلاحات قرار دهیم، که معتقدم موثرین گام برای پاسخگو کردن قدرت مطلقه، از مسیر پاسخگو شدن راهبران جریان اصلاحات می گذرد، آن هم نقدی صریح، شفاف و بی مجامله حتی با ذکر نام بزرگان این جبهه ( همانند خاتمی و...)، اما هیچگاه از گروهی از جریان تحول خواهی عبور نکنیم! و توهم نکنیم که با عبور از آنان اوضاع بهتر می شود! 🌾...به این جهت؛ نقد های ما به جبهه اصلاحات، گرچه بر مبنای عملکرد گذشته است اما باید معطوف به آینده باشد. می نویسیم تا حرکت کنیم! نقد بی مجامله می کنیم تا از انفعال خارج شویم! و سرسختانه بر آنان می تازیم اما نه بقصد عبور بلکه تا با همراهی هم از گردنه سخت موانعِ اقتدارگرایی عبور کنیم!🥀عاقلانه می دانم که بجای ایستادن روبروی فعالانی که بقدر وسع و فهم خود تلاش کرده اند و فریاد کشیدن بر سرشان که چقدر منفعل و خود باخته شده اند، در کنارشان قرار گیرم و دست شان را به حمایت بفشارم و با یاد هزینه های پرداخت شده ( مثلاً زندان رفتن بعد از ۸۸ و ...) تقاضا کنم که نتیجه آن همه مقاومت، در امروز باید به برداشتن گام رو بجلو برسد نه انفعال و تن دادن به بازی در نمایشنامه های قدرت!💢اصل دوم🇮🇷از ایجاد یاس و ناامیدی دوری کنیم، آموخته ام گرچه راحت ترین کار در مواجهه با موانع، اندیشیدن به سختی های تا کنون است تا مظلوم نمایانه زانوی غم بر سینه گرفته و غم خورده شود، اما کنش فعال ِ عاقلانه آن است که به فتح قله و به فکر چیرگی بر موانع باشیم!! 💢اصل سوم🇮🇷بر خود لازم بدانیم تا بی عملی و انفعال را از خود دور کنیم لذا هر گونه نوشته ایی که باعث انفعال و بی عملی می شود خودداری کنیم. زیرا می دانیم وقتی از انفعال جریان اصلاحات نقدی می شود که فاقد پیشنهاد برای شروع یک حرکت فعال جدید است یعنی نتیجه ی نقد ما، تئوریزه کردن و جایگزینی بی عملیِ مطلق ناشی از یاس بجای بی عملی ناشی از انفعال است! با اینتفاوت که در انفعال، بی عملی موجود ( که اصلاً قابل دفاع هم نیست)؛ لااقل تشکیلات و سازماندهی حداقلی حفظ می شود ولی اگر بی عملی بدلیل ایجاد یاس و چند پاره شدن هواداران باشد علاوه بر همان بی عملی، انسجام خود را هم از دست می دهیم و لشکری ولو شکست خورده هم نداریم!! 💢اصل چهارم🇮🇷تلاش کنیم با هم افزایی میان منتقدان، تمرکز قدرتِ منتقدان بر ایجاد توازن قوا به نفع ملت باشد نه تضعیف همدیگر و به همین دلیل تصور می کنم باید بر حداقل های عینی قابل اشاره و قابل اجماع تمرکز کرد نه حداکثر های ایده آل! معتقدم همانقدر که در بیان اهداف اصلی و لازم و ضروری باید ایده آل طلب و سر به هوا بود و به قله چشم دوخت اما به همان میزان در راه رسیدن به ایده آل ها؛ باید زمینی شد و مقدورات را مورد توجه قرار داد و گام به گام رسید. ❇️تصور می کنم در بخش اعظمی از معتقدان به جریان تحول خواهی، اجماعی تام نسبت به ضرورت تغییر ساختار قانون اساسی جهت حذف هر قدرت غیر پاسخگو در برابر اراده ملی، همچنین عدم دخالت نظامیان در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و ...، تضمین حقوق ملت و آزادی های مشروعِ قانونی صورت می گیرد و در مرحله بعد فقط باید برای رسیدن به این اهداف و اینکه نقشه راه کدام است و با کدام استراتژی و تاکتیک باید بدان دست یافت، به مفاهمه و گفتگو نشست.@adambeheshti👇لطفاً متن کامل این مقاله را در دیدار نیوز بخوانید.didarnews.ir/fa/news/74677/%D8%B9%D8%AF%D…
تعریف من از زیبایی یک خانم در این خانم خلاصە میشەچقدر خوب حرف میزنه. رسا بدون لحظه ای مکث و لکنت و کامل مسلط به واژه ها👌نه عمل بینی کرده نه پروتز کرده نه رنگ مو و هزارتا کوفت و زهرمار دیگه...شد نخبه جهانی، فردا پس فردا تو معتبرترین دانشگاههای جهان میشه استاد و دنیا به احترامش سر تعظیم میاره🆔 @newskhabar_ir
اردشیر امیرارجمند:به این رفتار قرونوسطایی و این ظلم حقیرانه پایان دهید. همراهان سرافراز مردم، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد را فوری و بدون قیدوشرط آزاد کنید.گفتید «منابع موثق» خبر دادهاند که پزشکیان پرونده حصر را دنبال کرده و شعام دستور آزادی داده است. هر چند روز یکبار هم خبر پایان حصر را منتشر و تکرار کردید؛ اما طبق معمول، خبری نشد.واقعاً از چه میترسید که نه اراده تصمیمگیری دارید و نه قدرت اجرای آن را؟پس از شانزده سال، پایان دادن به این حصر غیر قانونی و ظلم آشکار کمترین کاری است که میتوانید انجام دهید.@Kaleme
🌺ارتقاء ایرانیها از زندگی در"حال" به آرزوی مرگ!✍حسینجعفری❇️۱-اوضاع ایرانخوب نیست، در چاه فقر،بدبختی و فلاکتیم. در اولیههای اداره کشور گیر کردهایم اما افتخارمان این است به قله رسیده و مردم هم قدردان نظامند چون هنوز زندهاند!😢زندگی در "حال" توصیهای روانشناسانه/عارفانه برای کاهش غم و شاد زیستن است. اما ایرانیِ امروز نیازی به این توصیه ندارد زیرا دهه هاست که ناگزیر شده در "حال" گذران زندگی کند! زیرا اصولاً برنامهریزی برای آینده به داستانی تخیلی تبدیل شده و با توجه به هجوم مصائب و بدبختی های سریالی،جایی برای تفکر به مصیب قبلی باقی نمی ماند؛ در حالی که مصیبت قبل، جایش را به مصیبت بعد می دهد! 😭مردم ایران زندهاند اما زندگی نمیکنند و مصیبت ِ در "حال زندگی" کردنشان نه بدلیل تقصیرشان که منبعث از بیبرنامگی و بی مسئولیتی مسئولین ماست زیرا آقایان دهههاست که برنامهای برای توسعه و پیشرفت ایران تحت مدیریت فقهی خود ندارند، الا استقامت بر شعارهای ایدئولوژیک بی مبنا! اوج تدبیر مقامات این است که به مردم میگویند؛ قدر نظام را بدانید چون قحطی نشده و حتی می توانید آرزو داشته باشید؛ آرزوی مرگ!@adambeheshti
🔴 گزارشي مستند از حصر موسوي و رهنورد با شروع بمباران پاستور در ۹ اسفند ١٤٠٤ تا امروز✅ نیمه شب نهم اسفند ۱۴۰۴، پس از بمباران پاستور و شروع جنگ چهل روزه، والدین را بدون اطلاع هیچکدام از افراد خانواده، از خانه خارج و به مکانی نامعلوم که هنوز از کجایی و شرایط آن بی اطلاعیم منتقل کردند. در آن اوضاع مبهم نا به سامان چند بار دیگر نیز جا به جایی هایی داشتند که سرانجام منجر به بیماریی همه جانبه، سخت و باعوارضی طولانی مدت و بستری شدن مهندس موسوی در بیمارستان شد. چنانکه مادرمان هم چند بار گفته است که «ما را غم غذا و نان نکشت. ما را غم غربت کشت» ✅ نکته مهم دیگر وضعیت مساله خانه شخصی زهرا رهنورد و میرحسین موسوی در بن بست اختر است. در همه پانزده سال اخیر با ایزوله کردن آنها از جامعه و سلب حقوق شهروندی، کلیدها، درها و بخشی از خانه در اشغال ماموران بوده، هرگونه تعمیر یا بررسی شرایط، منوط به اجازه و تشخیص آنهاست. ما بر روی مساله «خانه شخصی » تاکید داریم چون مالکیت یک حق مدنی و عینیست.✅ خانه و ماشین در بمباران آسیب دید اما تخریب کامل نشد. و پدر و مادر هم از بیمارستان به خانه موقتی دیگری برای ادامه ایام حصر منتقل شده اند. پس از آن بارها خواهان این بودیم که مثل هر جنگ زده دیگری بگذارند به خانه خود مراجعه کرده از وضعیت آن باخبر شویم که سرانجام پس از سعی و فشار فراوان و خواستهای مکرر، بیش از هفتاد روز بعد از آغاز جنگ، برای بار اول این مجوز به مدت چندساعت و فقط برای ما، ولی نه برای والدین، صادر شد. در آن بازدید متوجه شدیم خانه به دلیل بی در و پنجره ماندن و تخریبها، تبدیل به مکان حیات وحش گردیده است. اما در بازدید دوم هم، مجوزی برای والدین صادر نشد. ✅ تا امروز هربار مطرح کردن این خواست به جا که دکتر رهنورد ومهندس موسوی، یعنی صاحبان و ساکنان اصلی خانه، ضروریست و می خواهند که به آن جا مراجعه کنتد، به طرز عجیبی موکول به اجازه شعام در آینده ای نامعلوم شده و معلق مانده است. حال این سوال پیش می آید که با کدام اصل حقوقی، دینی و اخلاقی در تطبیق با کدام قانون، افرادی، خانه شخصی دیگری را تصرف و بر آن رفتار غیرقانونی اصرار کرده و برای ساکنان آن تصمیم گیری هم بکنند؟ نبز مجوز و امکان هر تغییری و شکل دسترسی به آن اگرچه حیاتی به دست کسانی باشد که دخلی در آن ندارند. تا بدان اندازه که حتی پس از جنگ هم به صاحبان ملک اجازه ندهند نا کلید خانه در دست خودشان باشد و به دلخواه و تصمیم و نیاز خود به آن مراجعه و با نطارت مهندسین و کارشناسان معتمد امین آن را تعمیر کرده و برای ادامه زندگی حتی در همین حصر ظالمانه در مکان مورد نظر خود- هرجا که باشد- تصمیمی آگاهانه و ازادانه بگیرند؟ آیا واقعا این امر عادی و شخصی، منوط به اجازه شعام و در سطح تصمیم کلان ملیست؟ یا مفهوم ملکیت استحاله پیدا کرده و ساختمان بن بست اختر، کلیدها و مجوز برای سرزدن به خانه شخصی هم به مثابه سلاح علیه آنان بوده و منع صاحبان اسیرش از دسترسی به آن نوعی جنگی ماهیتی است؟کوکب، زهرا، نرگس موسوی خامنه@Kaleme
آدم بهشتی pinned «🌺نسبت نظریه ولایت فقیه و دموکراسی؛ آیا حکومت دینی، حکومتی دموکراتیک است؟ ✍ حسین جعفری ⁉️آیا میتوان قرائتی از نظریه ولایت فقیه ارائه کرد که با دموکراسی و جمهوریت همخوانی داشته باشد؟ به باور من، پاسخ منفی است. ✅بگدر ابتدا لازم است میان «حکومت مبتنی بر ولایت…»