✍✍✅ #مثنوی_معنوی 📚📚📚 #دفتر_دوم گشت با عیسی یکی ابله رفیقاستخوانها دید در حفرهٔ عمیقگفت: ای همــراه آن نامِ ســنیکه بدان مرده تو زنده میکنیمَر مـــرا آمــــوز تا احسان کنماستخوانها را بدان با جان کنمگفت: خامُش کن! که آن کار تو نیستلایـــقِ انفــــاس و گفتــــارِ تو نــیستکان نَفَس خواهد زِ باران پاکتروز فرشتــــــه در رَوِش درّاکترعمرها بایست تا دم پاک شدتا امیـــنِ مخـــزنِ افلاک شدخود گرفتی این عصا در دست راستدست را دستانِ موسی از کجاست؟!✍این حکایت عجیب و بسیار تامل برانگیز عیسی و همراهش شامل سه بخش است گفتار رفیق و همراه عیسی گفتار عیسی و پاسخ حضرت حق به نبی الهی که هرقدر در آن بیاندیشیم به لایه های عمیق حکایت بیشتر پی خواهیم برد.▪همراهی و همنشینی با نبی و پیامبر و اولیای الهی چه فایده دارد؟ چه فایده؟! رفیق و همراهِ نبی و ولیّ الهی بود ولی از جهلی عمیق و پایدار رنج می برد و به همین دلیل، معیت و همراهی و رفاقت با نبی و ولی هم برایش فایده ای نداشت بلکه او را به مهلکه ای دشوار انداخت. ▫او بواسطه همان جهل عمیق درونی اش بجای آنکه در فکر درمان بیماری هولناک خود باشد و از آن انسان دلسوز و حکیم و دردآشنا کمک بجوید در پی زنده ساختن استخوان های دیگری بود. دردی که بسیاری از ما دچار آن هستیم و دلخوش به ظاهری از شریعت و قشر مناسک بدون معرفت و دانایی، تصور می کنیم که اهل نجاتیم و دیگر وظیفه ای غیر از نجات دیگران نداریم غافل از آنکه به درد بی درمان جهل و غرور دچار هستیم و این قشری گری و همراهی ظاهری با نبی و ولی هم نه تنها کمکی به ما نمی کند بلکه سرپوشی می شود برای توهّم ما! گفت: اگر من نیستم اســــرارخوانهم تو بر خوان نام را بر استخوانگفت عیسی: یا رب این اسرار چیست؟!مــیل این ابــله دریـــن بیــگار چیست؟!چون غمِ خود نیست این بیمار را؟!چون غمِ جان نیست این مردار را؟!مردهٔ خود را رها کردست اومردهٔ بیگــانه را جـــوید رفو!▪و آن امام عصر و ولیّ کاملِ الهی در حیرت است که خدایا این چه می خواهد و سرّ ماجرا چیست و این همه جهل و غرور از کجا ناشی می شود؟ بی آنکه به ادب فقر و سلوک حق آگاه شود و طهارت نفس و معرفت یابد جاهلانه و غافلانه در تخیل نجات دیگری و درخواست زنده کردن استخوان هایی دارد که موجب هلاکت خود اوست! گفت حــق: ادبارگر، ادبارجوست!خــارِ روییده جزای کشت اوستآنک تخـــمِ خــار کــارَد در جـهانهان و هان او را مجو در گلستانگر گُلی گیرد به کف خاری شودوِر سویِ یاری رَود ماری شودکیمیایِ زهر و مارست آن شقیبر خـــلاف کیــــمیایِ متــــــقی▪و پاسخ الله آن است که آن کسی که پشت به حق کرده و در مسیر استکبار و جهالت حرکت می کند و بقول جناب مولانا ادبارگر است هر قدر هم که در ظاهر با نبی و ولی باشد در همان باطل و جهل خود به هلاکت خواهد رسید! اگرچه در ظاهر گلی هم در دست گیرد و رفیقی همچـون عیسی نبی هم داشته باشد آن گل تبدیل به خار و آن رفیق و یار برای او تبدیل به مار و اژدها خواهد شد!🔺یک عمر گفتیم یابن الحسن بیا غافل از اینکه امام عصر در دل می گوید کجا بیایم و با این همه جهل و غرور و نادانی چه کنم؟! اگر بیایم از من خواهید خواست که فلان کار را بکن و بهمان کار را نکن و من که واقف اسرار حقم و امین مخزن افلاکم می مانم که چه کنم. تا اهل ظاهر و اهل تقلید بدنبال فهم و معرفت نباشند و نقاب ظاهر افراد متظاهرِ معنون که خود را مرجع و امام و مفتی و قطب می پندارند کنار زده نشود و این نادانی عمیق به عالم عقل و معرفت نرسد ظهور امام و نبی و ولی هیچ فایده ای ندارد و اگر همچون آن رفیق ابله، همراهِ عیسی هم شوی به مهلکه نزدیکتر خواهی شد!گفت عیسی: یا رب این اسرار چیست؟!مــیل این ابــله دریـــن بیــگار چیست؟!چون غمِ خود نیست این بیمار را؟!چون غمِ جان نیست این مردار را؟!مردهٔ خود را رها کردست اومردهٔ بیگــانه را جـــوید رفو!eitaa.com/adabiyat_parsi%E2%9C%8D #دفتر_دوم ✅ #مثنوی_معنوی t.me/adabiyat_parsi