[در قبرستان] زیر سایهی درختی نشستم و سیگاری کشیدم.جی. کی. چِسترتون¹ در رسالهی «در باب دویدن به د…
انتشار: 2026/08/05 21:37 UTCدریافت: 2026/08/12 20:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 20:20 UTC
[در قبرستان] زیر سایهی درختی نشستم و سیگاری کشیدم.جی. کی. چِسترتون¹ در رسالهی «در باب دویدن به دنبال کلاهِ خود» مینویسد اگر کسی در مسیر پیادهرویاش در روستا به یک گاو بربخورد، فقط وقتی میتواند نقاشیاش را بکشد که یک هنرمند واقعی باشد. امّا خودِ او، که بلد نیست پاهای چارپایان را بکشد، ترجیح میدهد روح گاو را نقاشی کند.من، که نه هنرمندم و چسترتون، هیچکدام این کارها را بلد نیستم. هیچوقت از آن دست آدمهایی [...] نبودهام که میتوانند خودشان را در پرواز یک پرنده، رفتوآمد مورچههای کارگر یا تعلیق نرم یک عنکبوت از ترشحات بدنش تأمّل کنند. من، در کمالِ تأسّف، بیحوصلهتر از آنم که بتوانم شاعرانگی ضربآهنگِ ظریف طبیعت را ببینم.»»» ولی در قبرستان لازم نیست به قلمرو حیوانات و نباتات حساسیّت خاصّی نشان دهید..کافی است زیر درختان سرو، این عقربههای عظیمِ ساعتهای خورشیدی، بنشینید تا نیروی حیاتِ جاری در میان قبرها دربربگیردتان. شاید صرفاً سکوتِ آنجاست که باعث میشود بال زدن تند حشرات تشدید شود؛ صرفاً آرامشِ آنجاست که باعث میشود خزیدنِ بیحال مارمولکها تندتر شود؛ صرفاً مرگ آنجاست که باعث میشود برگهای خشک سپیدارها به جنبش بیفتد.[ والریا لوئیزِلی || ااگر به خودم برگردم (ده جستار دربارهی پرسه در شهر) | ترجمهی کیوان سررشته / نشر اطراف /چاپ نوردهم: ۱۴٠۳ / ص۲۶ ]@AConfederacy_of_Duncesــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ¹ـــ G. K. Chesterton: نویسنده، شاعر، فیلسوف، منتقد هنری و روزنامهنگار انگلیسی.#والریا_لوئیزلی#اگر_به_خودم_برگردم


