
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 3 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/24 تا 2026/08/03
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
✅ فراتر از شمشیر ✍️ احمد مسجدجامعی | ایرنا | ۱۲ مرداد ۱۴۰۵دکتر محمود مهدوی دامغانی برایم تعریف کرد: یکبار از طریق شیخ حرم توانستم از طواف کعبه فراتر روم و به حرم راه پیدا کنم. داخل کعبه، صحیفه سجادیه را که همراهم بود گشودم و دعاهایی به نحوی خواندم که ایشان هم متوجه شود. پس از آن، او با حسرت گفت: «وای بر ما که با این کتاب آشنا نبودیم» و از من خواست کتاب را هدیه دهم.مدینه، در ذیحجه ۶۳؛ شهر در تبِ شورش میسوخت و بنیامیه، که تا دیروز از موضع قدرت فرمان میراندند، اکنون در هراسِ خشم مردم راهی برای خروج میجستند. در همین آشوب، مروان بن حکم ــ از چهرههای نامآشنای خاندان اموی و کسی که خصومتش با بنیهاشم پنهان نبود ــ نگران زنان و کودکان خاندان خود شد. روایتهای تاریخی میگویند او سرانجام از مردی پناه خواست که هنوز زخم کربلا را بر جان داشت: علی بن حسین، امام سجاد(ع). انتظار آن میرفت که فرزند حسین سیدالشهدا، پس از آن همه خون و اسارت، دست رد بر سینه دشمن بزند؛ اما امام خانواده مروان را پذیرفت و آنان را در کنار خانواده خویش به جایی امن فرستاد.این صحنه کوتاه، یکی از گویاترین مدخلها برای فهم سیره امام سجاد(ع) پس از عاشوراست. او نه خون پدر را فراموش کرد و نه با حکومت ستمگر آشتی نمود؛ اما اجازه نداد عدالت به انتقام کور فروکاسته شود. در روزگاری که شمشیرها از هر سو از نیام بیرون آمده بود، او میدان دیگری را برگزید.متن کامل یادداشت 👇🏼👇🏼👇🏼irna.ir/news/86226265/%D9%81%D8%B1%D8%A7%… @A_MASJEDJAMEI
✅ صلح، تاملی در مواجهه امام حسن و امام حسین (ع) با جنگ ✍️ احمد مسجدجامعی | ایرنا | ۳۱ تیر ۱۴۰۵یکی از ائمه جمعه کتابی با عنوان جنگ در اسلام نوشته بود، نزد من آمد تا چاپ آن را به ناشری بسپارم؛ ایشان عجله داشتند که کتاب هرچه سریعتر انتشار یابد. ناشر نیز متن را برای ویرایش نهایی فرستاد. در همین اثنا، مرحوم امام (ره) قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفتند که بهرغم نظر ایشان عدهای هم با آن مخالف بودند. نویسنده بلافاصله کتاب را پس گرفت و اثری مفصل با عنوان صلح در اسلام نوشت؛ سرانجام پیشنهاد دادیم که کتاب با عنوان جنگ و صلح در اسلام به بازار عرضه شود.شروع حرکت امام حسین سیدالشهدا از مکه به کوفه برای جلوگیری از خونریزی و درگیری در مسجدالحرام و حفظ حرمت آن بودآنچه به اذهان آشناست این است که در تاریخ اسلام، امام حسن مجتبی (ع)، امام صلح و سازش و امام حسین سیدالشهدا، امام قیام و مبارزه است. برای این موضوع شواهد فراوانی آوردهاند، بهگونهای که این دو مورد، جزو مسلمات فرهنگ امروزی ماست. اما با بررسی دقیقتر رویداد کربلا، شاید به نگاهی متفاوت دست یابیم.شروع حرکت امام حسین سیدالشهدا از مکه به کوفه برای جلوگیری از خونریزی و درگیری در مسجدالحرام و حفظ حرمت آن بود. ناتمام گذاشتن اعمال حج، باشکوهترین و مهمترین عمل آیینی مسلمانان، خود دلیلی قاطع بر این مدعاست. هنگامی که عبدالله بن زبیر از امام حسین (ع) خواست در مسجدالحرام بماند و مردم را گرد خود جمع کند، امام با قاطعیت مخالفت کردند و فرمودند: «من یک وجب بیرون از این مسجد کشته شوم بهتر از آن است که یک وجب درون آن کشته شوم. اینها حتماً به من تعدی خواهند کرد و برای این کار حرمت خانه خدا را هم نگه نخواهند داشت.»متن کامل یادداشت 👇🏼👇🏼👇🏼www-irna-ir.cdn.ampproject.org/v/s/www.ir… @A_MASJEDJAMEI
✅ در این خانه کسی بود ...✍️ احمد مسجدجامعی | ویژه نامه اطلاعات | ۱۷ تیر ۱۴۰۵اردیبهشتماه بود؛ بیستوپنجم اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، راهی مشهد شده بودم. فرصتی پیش آمد تا سری به محلههای قدیمی مشهد بزنم و از خانهای که روزگاری محل سکونت و زیست رهبر شهید ایران بود، دیدن کنم. دیدار آن فضای قدیمی، ناگهان سیلابی از خاطرات دور و نزدیک را در ذهنم جاری کرد. انگار آجرهای آن حیاط ساده، هنوز هم روایتگر سالهایی بودند که ایشان در آنجا، نه به عنوان یک مقام عالی، بلکه به عنوان یک روحانی پرتلاش و شهروندی دردمند، زندگی میکرد.خانهای در کوچه فریدونمسیرمان را به سمت محله «بازار سرشور» کج کردیم؛ کوچهی فریدون، جایی که خانه شخصی ایشان در آن قرار داشت. برای من که در کودکی، بارها در بازار سرشور قدم زده بودم، اینجا خاطرهانگیز بود. آن زمان، حسینیه اصفهانیها بنای مهم و پرآمدوشد این بازارچه بود که با همت مرحوم سبزواری، امام جماعت سرشناس مسجد گوهرشاد، برپا به شکلی که امروز میبینیم توسعه یافت.آنچه در بازدید از خانه شخصی رهبری دیدم، بازنمایی دقیق سبک زندگی «طبقه متوسط شهری» در دهههای سی و چهل بود. خانه حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ مترمربع، دارای دو بخش بیرونی و اندرونی، در پیوستگی باهم و با حیاطی باصفا و درختان میوههای معمول مشهد. بالکن سنتی که تابستانها محل نشستن و چای خوردن با مهمانان بود و زیرزمینی خنک با حوضچهای کوچک در میانش. در آشپزخانه و بخشهای دیگر، وسایل دیده میشد: از آبمیوهگیری برقی قدیمی گرفته تا چرخ خیاطی پایی، چراغ گاز، خوراکپزی و یخچالهای آن دوره، که همگی نشان از معیشتی ساده و بیآلایش داشت. زیراندازها، پردهها و پشتدریهای سفید که در آن سالها در خانهها هم معمول بود. سادهزیستی حاکم بر خانه، به دور از هرگونه تجملی بود. این برخلاف تصوراتی است که گاهی از زندگی روحانیون آن روزگار ساخته میشود.ییلاقات و گعدههای ذوقیتابستانهای گرم مشهد، ما را به ییلاقات خوشآبوهوای «وکیلآباد»، «جاغرق» و «طرقبه» میکشاند. عموی بزرگوارم، آیتالله محمدحسن مسجدجامعی، در آنجا اقامت داشت و این ییلاقات، صحنه گعدههای صمیمی و علمی با حضور رهبر شهید بود. عکسهای قدیمی، این حضور صمیمانه را تا اواخر دهه چهل به خوبی نشان میدهد.آن محافل، فراتر از بحثهای معمول فقهی یا تحلیلهای سیاسی و مباحث روز بود. برای روحانیون آن نسل، ادبیات و گفتوگوهای ادبی بخشی جداییناپذیر («طلبگی») بود. آن زمان روحانیت ساختار دولتی نداشت؛ معیشت از راه منبر، پیشنمازی، تدریس، معلمی، تألیف و ترجمه میگذشت و همین یعنی زیستن در دل مشکلات مردم. طلاب برای گرم کردن حجرههایشان در زمستانهای سخت، باید خودشان خاک زغال و نفت تهیه میکردند و با مشکلات کف جامعه عجین بودند.در یکی از آن روزهای تابستانی در جاغرق، قرار بر خواندن شعر بالا گرفت. پدرم با صدایی دلنشین شعری از «حافظ» خواند. سپس نوبت به رهبر شهید رسید. ایشان جوانی حدوداً سیساله و پرشور بود. شعری از «عماد خراسانی» را با صدایی رسا و گیرا چنان خواندند که طنین آن آواز هنوز در خاطرم مانده است. آن فضا، فضای انجمنهای ادبی خراسان بود؛ جایی که فقه و شعر با هم درمیآمیخت. ایشان قوری استیل خاصی بهدست چوبی داشتند که با شوق برای ما توضیح میدادند که چقدر طراحیاش هوشمندانه است که دست را نمیسوزاند و بیان، دمنوش میوههای تازه باغچه را دم میکردند.متن کامل یادداشت 👇🏼👇🏼👇🏼ettelaat.com/news/156118/%D8%A7%D9%86%D8%… @A_MASJEDJAMEI