من همیشه به داستانمون فک میکنم.به اینکه اگه اونجوری ناتموم، تموم نمیشد من کمتر غمگین میشدم.اگر رک…
انتشار: 2026/07/27 08:30 UTCدریافت: 2026/08/01 00:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:11 UTC
من همیشه به داستانمون فک میکنم.به اینکه اگه اونجوری ناتموم، تموم نمیشد من کمتر غمگین میشدم.اگر رک و راست و صاف و پوست کنده میگفتی تو رو دوست ندارم من کمتر آسیب میدیدم تا با پیدا کردن جواب برای هزاران هزار چرای تو مغزم.همیشه یکی تو سرم در جواب فکر کردن به اون داستانا میگه: از کجا معلوم ؟! شاید حالت خراب تر میشد.شاید اصلاً غمگین میموندی!امّا من قطع به یقین میدونم که غم هم اگه میومد اینجوری لنگر نمینداخت تو وجودم .اینجوری زمینم نمیزد .اینجوری متلاشیم نمیکرد.