خودمو با جون کندن به ماشین رسوندم.کولرو تا ته روشن کردم و دکمهی لباسمو باز کردم.احساس خفگیه شدیدی…
انتشار: 2026/07/21 12:53 UTC
خودمو با جون کندن به ماشین رسوندم.کولرو تا ته روشن کردم و دکمهی لباسمو باز کردم.احساس خفگیه شدیدی دارم.دم و بازدم برام آسون نیست.تو این حال دلم نمیخواد با هیچ کس حرف بزنم و بگم قلبم دوباره بازی درمیاره.پاکت سیگارمو نگاه میکنم؛خالیهپس آب میخورم.اشک میریزم.و بعد تا جایی که توان دارم داد میزنم.من انقدراهم آدمِ بدی نبودم.چی به روزم اومده؟چرا انقدر متلاشیام؟