🪄در قتل عام نیشابور، #عطار ڪه پیرے ضعیف بود به دست مغولے اسیر افتاد. مغول وے را پیش انداخت و همراه…
انتشار: 2026/08/12 12:46 UTCدریافت: 2026/08/15 05:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:12 UTC
🪄در قتل عام نیشابور، #عطار ڪه پیرے ضعیف بود به دست مغولے اسیر افتاد. مغول وے را پیش انداخت و همراه برد. در راه مریدے شیخ را شناخت، پیش آمد و از مغول درخواست تا چندین سیم از وے بستاند و شیخ را به وے بخشد. اما شیخ روے به مغول ڪرد و ڪَفت ڪه بهاے من نه این است.مغول پیشنهاد مرید نیشابورے را نپذیرفت و شیخ را همچنان چون اسیر پیش راند. اندڪے بعد شخصے دیڪَر شیخ را شناخت، پیش آمد و از مغول درخواست تا چندین زر از وے بستاند و شیخ را به وے بخشد. شیخ باز روے به مغول ڪرد و ڪَفت ڪه بهاے من این نیست.مغول پنداشت شیخ را به بهاے ڪَزاف از وے بازخواهند، پس خرید نپذیرفت و همچنان با شیخ به راه افتاد. در نیمه راه روستایےاے پیش آمد ڪه خر خویش را میراند، شیخ را بشناخت و از مغول درخواست ڪرد تا وے را رها ڪُند. مغول از وے پرسید ڪه در ازاے آن چه خواهد داد و روستایے ڪَفت: یڪ توبره ڪاه!شیخ روے به مغول ڪرد و ڪَفت بفروش ڪه بهاے من این است. مغول برآشفت شمشیر ڪشید و در دم شیخ را هلاڪ ڪرد.زنهار مَزَن دست به دامان ڪَروهےڪَز حَق بِبُریدَند و به باطل ڪَرویدَندچون خلق دَرآیند به بازارِ حَقیقَتترسم نفروشند متاعے ڪه خَریدَند𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶