🔴 مهاجرت نه از نظر عقیدتی مذموم است، و نه وطنفروشی و بیوطنی محسوب میشود. در مجموع مهاجرت مردم عا…
انتشار: 2026/08/11 02:47 UTCدریافت: 2026/08/13 13:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 13:37 UTC
🔴 مهاجرت نه از نظر عقیدتی مذموم است، و نه وطنفروشی و بیوطنی محسوب میشود. در مجموع مهاجرت مردم عاقل و سلیمالنفس به تبادل فرهنگی و اقتصادی با ملل دیگر منجر شده؛ و هر کشوری میتواند از آن بهرههای فراوان ببرد.🔹 البته این را درک میکنم که «بعضی از افراد عقدهای، پس از مهاجرت، شروع به بدگویی و نفرتپراکنی درباره وطن خود میکنند». عده دیگری از این عقدهایها هم با اغراق درباره وطن جدید خود، سعی در آزار دادن هموطنیهای سابق خود دارند.🔹این رفتارها باعث شده که عده دیگری هم سعی در اغراق درباره «خوبیهای وطن و بدیهای خارج از وطن» داشته باشند. چنین اغراقهایی سازنده نیستند. همه ملتها به تبادل فرهنگی، و یاد گرفتن درسهایی از ملل دیگر، نیاز دارند؛ و چنین اغراقهایی زمینه این تبادل را از بین میبرد.🔹به عنوان نمونه، ذیل فیلم فوق نوشتهاند: «فکر میکردیم آلمان مهد تکنولوژی است؛ در حالی که نامهها را با دوچرخه میبرند.»🔹نمیدانم در ذهن بیمار کسی که این را نوشته چه میگذرد؟ آیا انتظار دارد که در یک کشور پیشرفته مردم فعالیتهای جسمی روزانه خود را از دست بدهند و روباتها بجای آنها کار کنند؟🔹همه مردم نیاز به فعالیتهای جسمی روزانه دارند؛ و چه بهتر که کارهای خود را به نحوی سازماندهی کنند که همراه با فعالیت جسمی سالم باشد. مثلاً ترکیب بردن نامهها با دوچرخهسواری کار هوشمندانهای است. این کار به هیچ وجه نمیتواند شاخص «پیشرفت تکنولوژی یک کشور» باشد.🔹مثال دیگر این که یکی از چهرههای مشهور در بین عوام کالانعام گفته بود: «در کانادا دوچرخهها را قفل فرمان میزنند؛ در حالی که در انزلی کسی این کار را نمیکند.»🔹شاید این جوان تازه به دوران رسیده فرض کرده که کانادا یک کوچه است. در حالی که کانادا کشوری با ۶ برابر وسعت ایران است؛ و انواع و اقسام جوامع پیشرفته و بدوی و بزرگ و کوچک در آن میتوان یافت؛ از جوامع فوق سنتی چند همسری مسیحی تا جوامع سرخپوستی و هر چیز دیگری که بتوان تصور کرد.🔹قطعاً در محله معتادهای کارتنخواب مرکز شهرهای بزرگ هم دوچرخه را میدزدند و هم قفل فرمان آن را. اما خارج از آن محلهها وضع به این بدی نیست.🔹در شهرهای کوچک، علیالخصوص در اطراف شهرها، حتی نیاز به قفل کردن در خانه نیست. شخصاً این را تجربه کردهام که برای ۶ ماه خانه را قفل نکرده رها کرده باشم، و هیچ کس، حتی نوجوانان کنجکاو، در این مدت وارد آن نشده باشد.



