بعضی گمان میکنند اگر روزگار آرام شود، دل نیز آرام خواهد شد. غافل از آنکه هیچ یک از فرزانگان در بهش…
انتشار: 2026/07/30 22:03 UTCدریافت: 2026/08/15 02:09 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:09 UTC
بعضی گمان میکنند اگر روزگار آرام شود، دل نیز آرام خواهد شد. غافل از آنکه هیچ یک از فرزانگان در بهشت و شرایط ایدهآل دنیا به حقیقت نرسیدند.در روزگاری که جنگ، اضطراب و رنجهای بیرونی بسیاری از انسانها را درگیر کرده است، سخن گفتن از تسلیم، سامادهی و رهایی درونی تنها زمانی معنا مییابد که از جایگاه تجربه و مشاهده خویش باشد، نه به عنوان معیاری برای سنجش دیگران.راه معنوی، نادیده گرفتن رنجهای زندگی نیست. سالک نیز باید مسئولانه با زندگی، خانواده، جسم و جهان خویش روبرو شود. اما نباید فراموش کند که آشوب بیرونی، همیشه مانع بیداری نیست.بودا در میان رنج و آشوب برخاست، شمس در میان انکار اهل ظاهر شعلهور شد، مولانا در دل هجوم مغول و رنج هجرت دگرگون گشت. آنان نخست جهان را تغییر ندادند، بلکه خویشتن را از بند آشوب درون رها کردند.تا جهنم درون خاموش نشود، هر جا بروی همان جهنم را با خود خواهی برد. و اگر بهشت درون طلوع کند، در میانه آتش نیز چون ابراهیم گلستان خواهی دید.از حال خویش سخن بگو، نه از حال همه. آنچه هنوز در تو زنده است به دیگران نسبت مده. چه بسا در همین روزگار سخت، سالکانی باشند که بیهیاهو از بسیاری آشفتگیهای درون عبور کردهاند و نشانه پختگیشان نه ادعا، بلکه فروتنی و آرامشی است که در حضورشان جاری است.شمس را از زبانش نشناختند، از آتشی شناختند که نخست در خویش افروخت.پیش از آنکه جهان را اصلاح کنی، ببین کدام جهان هنوز در درونت آشفتهتر است.پینوشتبودا در روزگاری میزیست که هند شاهد جنگها و رقابت میان پادشاهیها بود. مولانا در سایه یورش مغول، ویرانی و رنج هجرت از بلخ به جستجوی حقیقت ادامه داد. آرامش آنان از آرام بودن جهان نیامد، بلکه از یافتن حقیقت در میان آشوب جهان برخاست. ╭═⊰..⚜️🕉️⚜️⊱═╮ @yogis_gift╰═⊰.⚜️🕉️⚜️.⊱═╯