سلام حاج آقادیشب پول واریزکردم کارت ایتام کانال شما شب خواب دیدم رفتم زیارت یکی ازامامزاده های اطرا…
انتشار: 2026/08/25 21:54 UTCدریافت: 2026/08/26 23:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 23:25 UTC
سلام حاج آقادیشب پول واریزکردم کارت ایتام کانال شما شب خواب دیدم رفتم زیارت یکی ازامامزاده های اطراف شهرم ویه دختریتیم وفقیرهم بوددمه درامامزاده نشسته بودبهم گفت چهارشنبه اینجاهستم قراره برام لباس بیارنحس خوبی بودتااونجاکه بتونم هرماه مبلغی براکارت ایتام واریزمیکنم
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 2 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — 📖نکات ناب قرآن واهلبیت📖
امام صادق علیه السلام:🔹لا تَعِدَنَّ أخاكَ وَعدا لَيسَ في يَدِكَ وَفاؤُهُ.🔸هرگز به برادرت وعدهاى نده كه انجام آن به دست تو نيست.📚 تحف العقول (باب امام صادق)جلد ۱ صفحه ۳۶۷ #حدیث
✅کارتهای مشارکت در مجالس روضه حسینیه های قم و مشهد🏴بیت الزهرا -- قم60379981887841920375884750006 حساب ملی🌹🌹🌹🌹🌹🌹🏴بیت الرقیه -- قم 61043373758204368970216795 حساب ملت🌹🌹🌹🌹🌹🌹🏴بیت الجواد و بیت الحسن مشهد60379917851777380361567995007حساب ملی
*خصوصیات بشری خانم خامنه ای از منظر همسرشون*: حدود الهی را رعایت می کرد. اهل حلال و حرام بود.هرگز دروغ نمی گفت. اهل غیبت نبود.بدگویی نمی کرد. اگر درددلی می کرد اسم شخص رو نمی گفت.در موازین شرعی حساسیت داشت.به اسراف حساس بود. ما دور ریز نداشتیم از غذا و خوراکی.اهل عوض کردن تند تند وسایل نبود. چند مدل غذا برای مهمان درست نمی کرد. میوه های نوبرانه ی گران نمی خرید. صبر می کرد وقتی همه توانستند بخرند می خریدیم.حق الناس رو مهم می دانست. تو ورقه صحیح کردن دوبار صحیح می کرد حق الناس به گردنش نباشهاز میوه درخت های داخل بیت که می آوردند نمی خورد تا وزن کنیم و پولش رو حساب کنیم.اهل نماز شب و نمازهای مستحبی بود.به دوستش گفته بود اگه می خوای خدا بهت نگاه کنه نماز شب بخوان.خیلی در طول سال روزه مستحبی می گرفت.فضای خانه را فضای مذهبی می کرد.اعمال مناسبت ها رو بلد بود. از چند روز قبل از مناسبت ها تو خونه تذکر می داد که فلان عمل رو داره.در شهادت ها و ولادت ها زیارت اون معصوم رو می خوند.فضای خانه را هم تغییر می داد.در محرم و صفر پرچم و سیاهی و کتیبه می زد به خونه.به تربیت دینی فرزندانش بسیار حساس بود و توجه داشت.ماه رجب و شعبان و رمضان عبادتش مضاعف می شد. موقع تمام شدن ماه رمضان از رفتنش ناراحت می شد. نسبت به قرآن انس خیلی زیادی داشت.به طوری که آقا به فرزندان ما می گفتند مثل مادرتون قران بخونید.در ماه رمضان سه دور قران رو ختم می کرد.روز شهادتش نزدیک ختم اولش بود.کمتر آیه ای بود که ادامه شو نتونه بده.بعضی سوره ها رو حفظ بود.وقتی بحث قرانی در خونه ما شکل می گرفت مخاطب آقا بشری خانم می شد.وقت دعا و قران با حضور قلب بود.معانی قران رو متوجه می شد. کتابهایی که بهشون هدیه می دادند بیشتر کتابهای تفسیر بود. دوستاش علاقه به قرآنش رو می دونستند.به صلوات خیلی علاقمند بود.به یکی از دوستاش گفته بود من اگه نبودم روزی یه تسبیح از طرف من صلوات بفرست.اهمیت و اولویتش خانواده بود.بسیار باهوش و بااستعداد بود.بهترین موقعیت رو می تونست داشته باشه ولی اکتفا کرده بود به یک تدریس مختصر در مدرسه که با وجود بچه ها کمتر شد و به خاطر زهرا قطع شده بود.یکی از بهترین رتبه های کنکور سراسری رو آورده بود ولی به خاطر زندگی ما که توی قم بود انتخاب اولش رو نزد و دانشگاه قم رو اولویت داد. و هیچ وقت هم غرش رو نزد.هیچ وقت از نظر مالی روی درآمد بنده حساسیتی نداشت.سازگار و اهل مدارا بود.عقلانیت زیادی داشت و زوج های جوان رو به زندگی کردن و ساختن دعوت می کرد.در خانه اهل کار و زحمت بود. ۱۱ سال آخر در منزل آقا زندگی می کردیم. از خودگذشتگی ش خیلی زیاد بود. در ۱۱ سال اخیر به خاطر آقا همه چیز رو کنار گذاشت. به ادبیات مسلط بود. تدریس رو فوق العاده دوست داشت ولی به معنای واقعی کلمه خودش رو وقف پدر و مادرش کرد.آقا همیشه تحسینش می کرد و دلسوزی شو می کرد و می گفت چقدر تو زحمت می کشی. می گفت نه من کاری نمی کنم. بی ادعا بود.امکان نداشت جایی خودشو معرفی کنه. در حرم امام رضا خادم کفشداری بود. با اخلاص بود.نداشتن موبایل رو آسون پذیرفت.اینکه دیگه نمی تونست دیدار های دوستانه شو داشته باشه ناراحتش نکرد.آقا رو تنها نمی گذاشت.رسیدگی مادرانه داشت نسبت به اقا.به معنای واقعی کلمه ام ابیها بود.جز به خاطر ضرورت از خانه خارج نمی شد مگر اینکه هماهنگ می کرد خواهرشون بیاد پیش آقا که اقا تنها نباشه.این سبک زندگی پاداشی جز شهادت نداشتحتی زهرا هم پاداش خدمات خالصانه و بی توقعش بود. از طرف اقا هم یک علاقه ی فوق العاده ای نسبت به بشری خانم وجود داشت.سر سفره تا بشری نمی اومد غذا رو شروع نمی کرد.دوست داشت بشری غذا رو براش بکشه. البته واقعا همه ی فرزندان اقا خوب بودند.آقا به دعای ۲۵ صحیفه سجادیه برای خوب شدن فرزندانشون التزام داشتند.خدا هم دعاشون رو مستجاب کرده بود....eitaa.com/yazahramadad135
کمپیناز بیحجاب خرید نمیکنیم#خرید_از_بیحجاب_ممنوع#از_بیحجاب_خرید_نمیکنم#ما_ازبیحجاب_خریدنمکنیمخرید از بیحجاب=حمایت از بیحجاب⭕️حالا بگو واسه امام زمان حاضری از خریدت بگذری و از بیحجاب خرید نکنی؟⭕️واسه حمایت از چادرخاکی حضرت زهرا چقدر حاضری از خریدت بگذری و از مغازه ای که خانوم بیحجاب داره کار میکنه خرید نکنی؟#بیتفاوتنباشیم
✅تحت عنایت حضرت زهرا؛ قسمت اول سالیان زیادی بود که به رفتن به مزار مقدس شهدا علاقمند بودم از همان دوران جوانی چه با بعضی از اساتید اخلاق و اهل دل چه با دوستان وچه تنها بارها میرفتم گاهی هفته ای یکبار گاهی اگر توفیق کمتر پیش می آمد حداقل ماهی یکبار میرفتم…قسمت اول
🌹عنایت حضرت زهرا قسمت سوم؛در ذهنم شاید ده ها نوع خبر که چه باشد حدس میزدم و آیا چنین خبری که پشت گوشی قراره بشنوم چقدر میتواند با برنامه من تناسب داشته باشد! این برای من اهمیت بیشتری داشت خلاصه هرچه باشد میدانستم خیر و خوشحال کننده است ...تا اینکه همسرم گفت پدر این خانواده که چک ها رو فرستاده نسبتا پیرمردی سالخوره در حدود هفتاد ساله هست! خواب میبیند که مادر اهلبیت حضرت زهرا سلام الله به خوابش می آید میگوید تقاضایی از شما دارم درجواب میگوید تقاضای شما هرچه باشد به روی چشمم !حضرت این تقاضا را از پیرمرد دارد و میگوید بچه های تو پیش فلان خانواده مقداری طلب مالی دارند؟ پیرمرد درجواب تایید میکندسپس حضرت میگوید این خانواده قسمتی از زندگیشان را برای من هزینه کرده اند حسینیه ای بنام من ساخته اند تا نام مرا احیا کنند و دست توسل به من زده اند یک طبقه از منزلش وقف مجالس من کرده و نامش گذاشته (بیت الزهرا سلام الله علیها ) حضرت بهش میفرمایند اگر مقدور است شما در گرفتن طلب مالی بچه های خود به این خانواده بخاطر من کمک کنید ...◀️پ،ن( ✍🏼قاضی زاده )بنده در این حسینیه چندین بار اجرای برنامه داشتم و کلنگ زدن و نامگذاری آنجا توسط بنده رقم خورده است ) پیرمرد از خواب بیدار میشود مات و مبهوت و هیجان زده فرزندانش که همه بزرگ و صاحب زندگی و عیال هستند صدا میزند و از آنها میپرسد شما خانواده فلانی را میشناسید؟؟ بخاطر طلبی که نزد ما داشتند همه میگن آره .. بعد از آنها سوال میکند داماد این خانواده چکاره است؟ و...تا اینکه اطلاعات کم و بیش که از من داشته بودن به پدر میگویند بعد به بچه هایش میگوید که به طریقی بپرسید آیا این داماد از زندگی خود چه کاری برای حضرت زهرا سلام الله کرده؟در همان روز پرس جو میکنند و حقیقت داشتن این حسینیه به اسم بیت الزهرا سلام الله علیها را به پدر خبر میدهند و... بعد پدر خانواده جریان خواب را کامل برایشان تعریف میکند همه مات و مبهوت میگن پدر اجازه گرفتن یا گذشت و بخشش طلب مالی همه ما دست شماست هر تصمیمی شما میگیرید.. بعد میگوید من میخام ۸ ملیارد باقیمانده طلبمون را حلال این خانوده کنم و آن را به آنها ببخشم بخاطر حضرت زهرا سلام الله علیها...فقط خدا میداند از شنیدن این خبر چه حس و حالی داشتم چقدر گریه کردم و چه غوغایی در قلب من پیش آمد..چقدر ذوق زده و هیجان زده شده بودم چقدر....بی بی مرا فراموش نکرده بود..بی بی مرا دیده بود..بی بی حسینیه مرا میشناخت..😭😭😭😭😭😭پایانeitaa.com/yazahramadad135