طفلک وسطهای بحث گریه اش گرفت، منم از اهلبیت میگفتم ، گریه ام گرفت..گفت حاج آقا هیچکس اینجوری برام توضیح نداده بود..همش جور دیگه برام گفته بودن..نانجیب ها تو سرش کرده بودن امام حسین و امام علی اومدن حمله کردن به ایران و ایرانی هارو کشتن و...وقتی ماجرارو براش گفتم که در زمان خلیفه دوم به ایران حمله شد ، أمیر المومنین به عمر گفت به ایران حمله نکن..گفت میخوام قلمرو اسلام گسترش بدم ..حضرت فرمود ضرر به اسلام میزنی ، صبوری کن تا مُبَلّغ دین بفرستیم ، ولی عمر گوش نداد.. امیرالمومنین هرچقدر نهی و نصیحتش کرد گوش نداد..عمر حمله کرد ، به أمیر المومنین خبر دادن که عمر میخواد مردان ایرانی گردن بزنه ، امیرالمومنین سریعآ پیغام فرستاد حق همچین کاری نداری..و امیرالمومنین دستور داد همه مردم ایران رو آزاد کردن..مردم ایران بخاطر اینکه حضرت علی علیه السلام جانشون نجات داد، شدن شیعه و مرید علی..عمر دختران یزدگرد اسیر گرفت و میخواست مثل کنیز بفروشه یا مثل غنیمت بین مسلمین تقسیم کنه، أمیر المومنین مانع شد فرمود اینها نجیب زاده و شریف هستن اختیار همسرشون با خودشونه..بنابر نقل مشهور ، از بین جمعیت یکی از دختران یزدگرد ، امام حسین به همسری انتخاب کرد .. افتخار ایرانی ها اینه امام حسین داماد ایرانی ها شد.. نسل سادات و ائمه از امام سجاد علیه السلام به بعد ، همه یک رگشون ایرانی هست..آریایی تر از اهلبیت سراغ داری؟؟که رفتی سراغ آتش پرستها و پادشاهان کافر..گفت اینهارو به من نگفته بودن ..من نوکر اهلبیت هستم...
تو فامیل دو سال پیش پسر عمم اومد خواستگاری اما خب بابام سنمو بهونه کرد و گفت کوچیکه میخام بذارم بره دانشگاه اما نذاشت ،فکر نکنین تلاشمو نکردما نه درسم عالی بود نمره هام عالی ،رتبه کنکورم عالی شد اما نذاشت و تا بهونه کنکور و دانشگاه داشت اینو بهونه کرد و رد کرد و گفت تا دوسال دیگه شوهرش نمیدم خانواده عمم هم دوسال صبر کردن و عقب رفتن حالا بعد دوسال باز حرفشو زدن و این دفعه که بابامم راضی بود و حرفی نداشت عمم استخاره رو بهونه کرد از مادربزرگم شنیدیم که یبار رفتن استخاره گفته بد اومده اما پسرشون اصرار داشته و زیر بار نمیرفته یبار دیگم رفتن برا استخاره جای دیگه این دفعه خوب اومده بوده اما دلچرکین شده و گفته نه وقتی بار اول بد اومده یعنی بده و برای همدیگه نیستیم و ستاره هامون جفت نیست و زندگی مون نمیشه و به پسرشون گفتن چون بابام راضی نبوده و نیست بد اومده و میخای بری خواستگاری خودت میری و مطمئن باش تنها بری دختر نمیده پس دورشو خط بکش حالا بابام نه تنها ناراحت شده بلکه تا حرف خواستگاری هم میشه سریع جریان استخاره رو میگه و ما بقی خواستگاری هارو هم رد میکنه توروخدا تو کانال تون بذارین بالاخره پدر مادرهاهم عضوهستن و میخونن تا وقتی خواستگار هست و میاد اول نظر دختر تون رو بپرسین اصلا نه تنها برا خواستگاری بلکه برا زندگی ش اجازه بدین خودش تصمیم بگیره درسته ۴تا پیرهن بیشتر پاره کردین و تجربه دارین اما این اجازه رو بدین دختر یا پسرتونم به اندازه خودش پیرهن پاره کنه و تجربه کسب کنه اجازه بدین خودش زندگی کنه ،حق و حقوقی که داره رو اجازه بدین بهش برسه 😭