تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-11 15:25 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
- خـدا مـارا کنـار تـو پیـر کنـد حسیـ¹²⁸ـن .. ❤️ #معشـوقالـیالابـد ⛓
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 30 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
ببینغریبـیهاشـو گریهمیکـردولیکسینمیشنیدصداشـو مردم بی حیا میزدن مـادر با حیاشو.اخ بمیرم برات الهی 😭
ببینغریبـیهاشـوگریهمیکـردولیکسینمیشنیدصداشـو مردم بی حیا میزدن مـادر با حیاشو
.اینقدر خون دل از این اون خورد خون جگر میریزه از لبش 😭
کودکیت باید کنار داداش علی اکبرت طی میشد نه شمر خانوم جان 😭😭
طی شـد تمام کودکی هایـم کنار شمـر حالا سراغِ من آمدی حالا که من پیرم ...😭😭😭😭کاش بشه برا این به بیت بمیریم ….
کاش برات جون بدم خانوووم💔
طی شـد تمام کودکی هایـم کنار شمـر حالا سراغِ من آمدی حالا که من پیرم ...😭😭😭😭اخ بمیرم برات تموم زندگیممم خانوم سه ساله
طی شـد تمام کودکی هایـم کنار شمـر حالا سراغِ من آمدی حالا که من پیرم ...😭😭😭😭
دیشب کسی خرما و نان آورد رد کردم گفتم به او خیلی کتک خوردم دگر سیـرم ...
بابا 😭شانه به مویـم میزنـم اما گره خورده با گیسوان سوخته هر روز درگیرم ...
آه بابا بابا بابا ....
.بابا خیلی ازت دلخورم انقدر خوردم زمین خاکی شده چادرم 💔
بابا زجر من رو ..چه بی هدف میکشید به هر طرف میکشید من رو برا کینه از شـآه نجف میکشیـد 😭
نیمی به شعله سوخت و نیمی به باد رفت زُلفی که بود دستِ ابالفضل شانهاش... #آهرقیهجان 😭.اون که عمو نداره رنگی به رو نداره به زیر چادرش یه تار مو نداره .....😭
با اینکه من تو کل این سفر صد بار زمین افتادم بابا سر تو که افتاد روی خاک همون موقع جون دادم بابا ... 😭
دیگه این پهلو برام پهلو نمیشه دیگه زندگیِ بی عمو نمیشه 💔
نیمی به شعله سوخت و نیمی به باد رفتزُلفی که بود دستِ ابالفضل شانهاش...#آهرقیهجان 😭
بابا حسینـم ...از نیمه شبِ گم شدنم تا دمِ آن طشتصد خاطرهی تلخ از این قافله دارم...
.عمه فریاد میزد عباس عباس عباس بزن تو دهن این رقاص رقاص رقاص
لباست دست کیه بابا ؟ تنور خولی چیه بابا ؟ 😭💔.-بابا دامن رقیه بهتره یا تنـور ؟
لباست دست کیه بابا ؟تنور خولی چیه بابا ؟ 😭💔
گشنمه بابا ...مشت و لگد خوردم ...😭😭😭😭
مهمونِ بهم ریخته پریشونِ بهم ریخته روضهم شده لب ها و دندونِ بهم ریخته
بابایِ بهم ریخته لب های بهم ریخته بیچارهترم کرده موهای بهم ریخته ...💔
تو از کاخ اومدی اینجا من از بازار ... نگو شیرین زبونی کن نمیتونم با سر خوردم زمین افتاده دندونم ... 😭😭
ھمش میگفـٺ : عمـوت کجاسـت ؟ حالِ تورو نگاه کنه !بگـو از علقمـه بیاد دسته بستهت رو وا کنه ... •{ @yahasannn }•
میشه بگی که مـن هنوز نـازم ؟شونـه بـزن موی منو بـازم ...دسـت توی موھای تو مینـدازمشونـه بـزن موی منو بـازم ...
تـا رفتـم از حـال گوشوار و خلخـال گـم کـردماینـا چیـزی نیسـت بابامو تو گودال گـم کـردم ..💔-باحالمناسبگوشبدین ... •{ @yahasannn }•