توضیح: این بیانیه در تاریخ ٢۰ فروردین ۹٣، ۹ آوریل ۲۰۱۴ انتشار یافته است سیستم قضائی جمهوری اسلامی جنایتکارانه است!بیانیه حزب کمونیست کارگری ایران جمهوری اسلامی از بدو روی کار آمدن بمنظور ارعاب جامعه و تثبیت قدرت خود وحشیانه ترین «مجازاتها» را با توسل به قوانین فوق ارتجاعی اسلامی علیه مردم اعمال کرده است. در مقابل، یک عرصه همیشگی اعتراضات مردم و فعالیت حزب کمونیست کارگری مبارزه پیگیر با اعدام و سنگسار و دیگر کیفرهای جنایتکارانه و افشای کل قوانین شرع و لایحه قصاص و غیره بوده است. سیستم قضائی جمهوری اسلامی باید تماما منحل شود و مقامات و مسئولین آن به اتهام جنایت علیه بشریت مورد پیگیرد قرار بگیرند.کل فلسفه و مبانی سیستم قضائی اسلامی- قوانین، جرمشناسی، کیفرشناسی، شیوه محاکمات و قضاوت- بر مقابله به مثل و قصاص و انتقامجوئی خونی و عشیره ای مبتنی است. مقولاتی نظیر رضایت اولیای دم، پرداخت دیه (خون بها) به خانواده مقتول، کمتر بودن دیه زنان، تخفیف جرم پدر و اجداد پدری در قبال فرزندان و نظایر آن تماما منطبق بر روابط عشیرتی و پدرسالارانه در جوامع بدوی است.در فلسفه قضائی اسلامی مقوله شهروند، مستقل از دین و مذهب، اساسا جایگاهی ندارد. در قوانین اسلامی مسلمانان (و در میان آنان پیروان مذهب معینی، در ایران مذهب شیعه، که در حاکمیت است) موقعیتی ویژه دارند، مسیحیان و یهودیها و زردشتیان (اهل کتاب) در مقام فرودست و درجه دوم قرار میگیرند و بقیه شهروندان نه تنها هیچ حق و حقوقی ندارند بلکه کافر و مرتد و واجب القتل محسوب میشوند. این سیستم در قبال افراد منسوب به اسلام نیز شدیدا ارتجاعی و غیر عادلانه است. تبعیض و بیحقوقی و ارتجاع و عقب ماندگی جزء لایتجزای سیستم قضائی جمهوری اسلامی است.در سیستم قضائی جمهوری اسلامی ابتدائی ترین حقوق زنان رسما و صریحا نقض میشود. در قوانین شرعی زنان در ردیف محجورین و افراد فرودست و تحت قیمومیت مردان خانواده قرار دارند. اعمال توهین و تحقیر و تبعیض فاحش علیه زنان در روابط خانوادگی و در حقوق اقتصادی و اجتماعی و سیاسی یک خصیصه ذاتی قوانین اسلامی است.در سیستم قضائی جمهوری اسلامی امور خصوصی شهروندان (نظیر رابطه جنسی خارج از ازدواج) جرم محسوب میشود و در عوض جنایت هائی نظیر قتل کسانی که اسلام را ترک کرده اند (مرتدین) نه تنها جرم نیست بلکه واجب شرعی است.کیفرهای اسلامی نظیر شلاق و سنگسار و نقص و قطع عضو و پرتاب از بلندی خود از مصادیق قتل و شکنجه است و بر مبنای قوانین جوامع امروزی جرم محسوب شده و قابل تعقیب است.جمهوری اسلامی رکورد دار اعدام در دنیاست. اعدام ویژه قوانین اسلامی نیست اما تنها در سیستم قضائی اسلامی میتوان افراد را بخاطر عقیده، گرایش و روابط جنسی، توهین به مقدسات مذهبی، و سایر مسائل و روابط شخصی و خصوصی ای که اساسا جرم محسوب نمیشود، و یا بخاطر جرمهائی که در خور کیفر بسیار کمتری است، به جوخه اعدام سپرد. اعدام در همه جای دنیا قتل عمد دولتی است و باید ممنوع شود، اما در سیستم قضائی جمهوری اسلامی رسما و قانونا بیگناهان اعدام میشوند. اعدام در جمهوری اسلامی جنایت مضاعف است.در سیستم قضائی جمهوری اسلامی در روند بازداشت و بازجوئی و محاکمات نه تنها ابتدائی ترین حقوق متهمین برسمیت شناخته نشده است، بلکه زندانیان از همان اولین روز بازداشت تحت انواع شکنجه ها و محدودتیها و تحقیر و توهین و فشارهای جسمی و روانی قرار میگیرند.با توجه به نکات فوق، حزب کمونیست کارگری بر ضرورت مبرم شکل گیری یک جنبش اجتماعی گسترده علیه کل سیستم قضائی جمهوری اسلامی تاکید میکند و مفاد زیر را بعنوان پلاتفرم مبارزه علیه سیستم قضائی جمهوری اسلامی اعلام میدارد:– سیستم قضائی جمهوری اسلامی ماهیتا و فی النفسه سیستمی تماما ضد انسانی، ناعادلانه و جنایتکارانه است. دستگاه قضائی اسلامی نه تنها با ابتدائی ترین استانداردهای حقوقی و قضائی امروزی متناقض است بلکه خود یک دستگاه اعمال جنایت سیستماتیک علیه مردم است. اولین شرط برقراری برابری و عدالت حقوقی و قضائی برای همه شهروندان انحلال کامل سیستم قضائی اسلامی است.– احکام صادر شده در کل دوره حاکمیت جمهوری اسلامی مطلقا اعتباری ندارد چرا که محکومین یا جرمی مرتکب نشده اند و یا جرمشان ثابت نشده است و بطور کلی هیچ نوع پروسه عادلانه ای برای محاکمه این افراد وجود نداشته است. تمام افرادی که در دوره حاکمیت جمهوری اسلامی محکوم شده اند از نظر حقوقی بیگناه محسوب میشوند.– با سرنگونی جمهوری اسلامی تمام پرونده های محکومین باید مورد بررسی مجدد قرار بگیرد. تعداد قابل توجهی از محکومین، نظیر زندانیان سیاسی و عقیدتی، بیخدایان و ترک کنندگان دین (کفار و مرتدین)، افراد منتسب به بهائیت و فرقه های دراویش و دیگر مذاهب، متهمین به روابط جنسی خارج از ازدواج، همجنسگرایان، معتادین، متهمین به عدم رعایت حجاب اسلامی و یا عدم تبعیت از دیگر قوانین شرعی و غیره، بخاطر اینکه اساسا جرمی مرتکب نشده اند باید فورا آزاد شوند و از آنان اعاده حیثیت بشود. متهمین به دیگر جرایم نیز باید بر مبنای قوانین غیر مذهبی و عادلانه و پیشرو تجدید محاکمه شوند.– کلیه قضات شرع و دادستانها و مقامات بالای قضائی جمهوری اسلامی نه تنها هیچ صلاحیتی در امور قضائی ندارند بلکه باید خود به جرم جنایت علیه شهروندان تحت پیگرد و محاکمه قرار بگیرند.حزب کمونیست کارگری همه احزاب و سازمانها و نهادها و فعالین مبارز و آزادیخواه، همه زندانیان و محکومین و خانواده های آنان، و همه مردم شریف در ایران و در سراسر جهان را به این مبارزه فرامیخواند.حزب کمونیست کارگری ایران٢۰ فروردین ۹٣، ۹ آوریل ۲۰۱۴
اعدام قتلعمد دولتی است. در جمهوری اسلامی تمام اعدامها سیاسی است. این حکومت بیگناهان را میکُشد. معترضین را میکُشد. قربانیان نظم حاکم را به دار میکِشد.در پروندههایی که تحت عنوان "قصاص" اجرا میشوند، حکومت تلاش میکند مسئولیت تصمیم نهایی را تا حد زیادی به خانواده فرد مقتول محول کند و مسئله را به انتخاب "اولیای دم" تقلیل دهد. اما این واقعیت را نباید نادیده گرفت که اجرای اعدام نهایتاً توسط ساختار حکومتی و دستگاه قضایی انجام میشود و خانوادههایی که در اعدام محکومین شرکت میکنند، در واقع در جنایت حکومت شریک میشوند.مسئله فقط این نیست که خانواده مقتول ببخشد یا نبخشد. مسئله بنیادیتر این است که با واگذار کردن تصمیم در مورد سرنوشت زندانی محکوم به قصاص، این خانوادهها به شریک جرم حکومت اسلامی تبدیل میشوند و در عین حال تجربه نشان داده است که این خانوادهها زیر فشار عوارض عمیق روانی تصمیم خود مچاله خواهند شد. تبدیل چنین خانوادهای به تصمیمگیرنده نهایی درباره مرگ یک انسان، میتواند این خانوادهها را دچار یک کابوس تمام عمر کند و در عین حال چرخه انتقام و خشونت را ادامه دار نماید.از "نه به اعدام" تا یک جنبش اجتماعیاعتراضهای سنندج، دزفول و خرمآباد را باید در زمینه گستردهتری زیر ذرهبین قرار داد. در کنار تجمعهای مقابل زندانها، کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" نیز به فعالیت خود ادامه داده و در هفته مورد اشاره در ۶۰ زندان کشور گسترش یافته است. این همزمانی اهمیت زیادی دارد. از یک سو زندانیان در داخل زندانها با اعتصاب غذا به اجرای اعدام اعتراض میکنند و از سوی دیگر، خانوادهها و شهروندان در بیرون زندانها برای جلوگیری از اجرای احکام تجمع میکنند. به علاوه گفتمان نه به اعدام به یک گفتمان عمومی و اجتماعی تبدیل شده است که هنرمندان، بازنشستگان، کارگران، دانشجویان و بخشهای مختلف مردم آنرا دنبال میکنند. کارزار جهانی نه به اعدام نیز توجه زیادی را به خود جلب کرده است.به این ترتیب، اعتراض به اعدام میتواند از یک مطالبه محدود یا حقوق بشری به یک خواست سیاسی و اجتماعی گستردهتر تبدیل شود: حق زندگی، حق برخورداری از دادرسی عادلانه و مخالفت با مجازات مرگ!آنچه در سنندج، دزفول و خرمآباد رخ داده، نمونهای از این تحرک اجتماعی علیه حکومت اعدام است. مردم فقط در مخالفت با اعدام حرف نزدند؛ آنها برای توقف آن دست به عمل زدند و مقابل زندانها تجمع کردند. این بسیار مهم است. تجربه این سه شهر نشان میدهد که جلوگیری از اعدام فقط یک مسئله حقوقی یا قضایی نیست؛ یک مسئله سیاسی و اجتماعی است.هر بار که یک خانواده برای نجات عزیز خود فراخوان میدهد و مردم به مقابل زندان میروند، امکان شکلگیری یک همبستگی اجتماعی فراهم میشود. چنین حرکتهایی میتواند دیوار میان "زندانی"، "خانواده" و "جامعه" را از میان بردارد و نشان دهد که مسئله اعدام، مسئله همه جامعه است. در واقع جنبش ضد اعدام بخشی از جنبش سرنگونی، بخشی از جنبش زن زندگی آزادی، و بخشی از گفتمان اجتماعی علیه کل سنتهای حاکم است.در سنندج، مردم برای نجات کاوه رفوشه تجمع کردند، اما متاسفانه نتوانستند اجرای این حکم شنیع را متوقف کنند و حکم اجرا شد. در دزفول، بر اساس گزارشهای منتشرشده، تجمع مردم با توقف اجرای حکم همراه شد. در خرمآباد نیز خانواده و شهروندان برای جلوگیری از اعدام محمدرضا رضایی به خیابان آمدند. این سه تجربه، با همه تفاوتهایشان، یک پیام مشترک دارند: مقاومت اجتماعی علیه اعدام ممکن است و میتواند گسترش پیدا کند. اعدام قتل عمد دولتی است و باید این سلاح را از دست حکومت اسلامی بیرون آورد. مجازات اعدام باید لغو شود. نه حکومت اسلامی و نه هیچ حکومت دیگری نباید اختیار گرفتن جان انسانها را بهعنوان مجازات در دست داشته باشد. دفاع از زندانیان محکوم به اعدام، حمایت از خانوادههای آنان و گسترش حرکتهای جمعی علیه اعدام، بخشی از مبارزه برای دفاع از حق حیات و کرامت انسانی است."نه به اعدام" تنها یک شعار نیست؛ مطالبهای برای پایان دادن به چرخه خشونت و دفاع از ابتداییترین حق انسان، یعنی حق زندگی است. جنبش گسترده ضد اعدام که گوشههایی را این روزها در سنندج و دزفول و خرم آباد شاهد بودیم، نشان میدهد که با سرنگونی حکومت اسلامی به دست انقلاب مردم تمام سنتهای عهد عتیقی و ضد بشری آن از جمله سنت اعدام و سرکوب نیز به زبالهدان سپرده خواهد شد و جامعهای انسانی بدون سرکوب و زندان و اعدام شکل خواهد گرفت.
مردم سه شهر و یک پیام: به اعدامها پایان دهید!کاظم نیکخواه جمهوری اسلامی حکومت اعدام و جنایت است و این روزها، هر روز شاهد اعدام تنی چند از زندانیان هستیم. حتی اعدام معترضین زندانی نیز با پرونده سازیهای جعلی عملا به جریان افتاده و طی چند ماه گذشته تاکنون بیش از چهل تن از معترضین زندانی و زندانیان سیاسی اعدام شدهاند و این جنایات وحشیانه که دهن کجی به کل مردم است، خشم و انزجار عمومی را بیش از پیش دامن زده است. جمهوری اسلامی بار دیگر در وحشت از خیزش مردم، همچون دوره خمینی به سلاح وحشیانه اعدام و جنایت روی آورده است. "خدای دهه شصت"، خدای منفور دهه شصت بار دیگر علیه مردم شمشیر کشیده است. این خدا و این شمشیر و این جلادان را ما مردم به گور خواهیم سپرد. این حکم جامعه است و دقیقا با اطلاع از این حکم اجتماعی است که جمهوری جانیان اسلامی همچون دهه شصت به گسترش اعدام و جنایت روی آورده است.در روزهای پایانی مرداد ۱۴۰۵، همزمان با گسترش اعدامها در ایران، مردم در چند شهر با حضور در مقابل زندانها تلاش کردند مانع اجرای حکم اعدام زندانیان شوند. تجمعهایی در سنندج، دزفول و خرمآباد، اگرچه در شرایط و در ارتباط با پروندههای متفاوتی شکل گرفتند، اما یک نقطه مشترک داشتند: تلاش مستقیم مردم برای نجات جان انسانهایی که با خطر اعدام روبهرو هستند. این نوک کوه جنبش عظیم و گسترده ضد اعدام است که به صورت تجمعات خانوادهها برای گرفتن بخشش و کلا مردم ضد اعدام در برابر زندانها بروز مییابد. جمهوری اسلامی باید از همین حرکتها بارومتر اجتماعی را بسنجد و ببیند که با ادامه کشتارها جامعهای ۹۰ میلیونی منفجر خواهد شد.این سه حرکت اعتراضی در شرایطی شکل گرفتهاند که کارزارهای مدنی علیه مجازات اعدام نیز در زندانهای ایران ادامه دارد. در هفته صدوسیوچهارم کارزار "سهشنبههای نه به اعدام"، زندانیان معترض در ۶۰ زندان کشور دست به اعتصاب غذا زدند. کارزار جهانی نه به اعدام نیز در ابعاد وسیعی با شرکت چهرهها و شخصیتها و تشکلهای متعددی ادامه دارد. اما تجمعهای مردمی در برابر زندانها:سنندج: تجمع برای نجات کاوه رفوشهیکی از این تجمعها در سنندج شکل گرفت. بر اساس گزارش ها، کاوه رفوشه، شهروند ۳۵ ساله اهل سنندج، که در ارتباط با یک قتل خود را تحویل مقامات داده بود و پیشتر در ارتباط با این پرونده قتل عمد به قصاص نفس محکوم شده بود، روز ۲۵ مرداد برای اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شد.شامگاه دوشنبه ۲۶ مرداد، شماری از شهروندان و فعالان مدنی در مقابل زندان مرکزی سنندج تجمع کردند و با سر دادن شعار "نه به اعدام" خواستار توقف اجرای حکم و فراهم شدن امکان جلب رضایت خانواده مقتول شدند. با وجود این تلاشها، جمهوری اسلامی حکم اعدام کاوه رفوشه را در سحرگاه سهشنبه ۲۷ مرداد اجرا کرد و این جوان را به دار آویخت. دزفول: اعتراضی که به توقف اعدام انجامیدبر اساس گزارشهای منتشرشده، شامگاه سهشنبه ۲۷ مرداد نیز گروهی از مردم دزفول در اعتراض به انتقال زندانیای به نام ابراهیم نصیری به سلول انفرادی و احتمال اجرای حکم اعدام او، مقابل زندان این شهر تجمع کردند.گزارشها حاکی است این تجمع تا صبح روز بعد ادامه یافت و سرانجام با توقف اجرای حکم، معترضان به تجمع خود پایان دادند.خرمآباد: اعتراض برای نجات محمدرضا رضاییدر خرمآباد نیز روز پنجشنبه ۲۹ مرداد، خانواده و بستگان محمدرضا رضایی، زندانی محکوم به اعدام، با فراخوان برای نجات جان او در مقابل زندان مرکزی خرمآباد و دادگستری استان لرستان تجمع کردند.گزارش منتشرشده از سوی "نفس در قفس" از انتقال محمدرضا رضایی، زندانی محکوم به اعدام، به سلول انفرادی با هدف اجرای حکم خبر داده است. گزارشهای دیگر نیز از حضور خانواده و جمعی از شهروندان در اعتراض به خطر اجرای حکم حکایت دارند. هنوز خطر اعدام بالای سر این جوان قرار دارد و اعتراض خانواده و شهروندان برای جلوگیری از اعدام ادامه دارد.اعدام؛ سنتی که باید به موزه توحش سپرده شوداعدام در سنت ضد انسانی مجازات و انتقام ریشه دارد. شاهان و امپراطوران برای خلاصی از دشمنان یا رقبا و یا "بندگان نا خلف" خود، آنها را اعدام یعنی سر به نیست میکردند. به تدریج این سنت وحشیانه به سیستم قضائی در کشورهای مختلفی راه یافت و در کنار زندان و شلاق و شکنجه به عنوان احکام قضایی مورد استفاده قرار گرفت. بعد از گذشت چند قرن و زیر فشار جنبشها و اعتراضات پیشرو، خوشبختانه اکثر دولتهای جهان مجازات اعدام را از سیستم قضایی خود کنار گذاشتند. اما در ایران ما چه در زمان پهلویها و چه در دوره کنونی شاهد مجازات اعدام بودهایم. جمهوری اسلامی رکورد اعدام را در سطح جهان داراست و بیشترین اعدامها را طی سالهای اخیر مرتکب شده و شمار بسیاری از خانوادهها و مردم را داغدار کرده است.
نامه سرگشاده به آنجلا دیویس۲۵ اوت ۲۰۲۶آنجلا دیویس عزیز نامه همبستگی شما به همراه ۱۹ نفر از چهره ها و فعالین سرشناس چپ و رادیکال به زندانیان سیاسی ایران اقدام جهانی مهمی در جهت توقف اعدامها، آزادی زندانیان سیاسی و در حمایت از مبارزات مردم ایران برای رهائی از یکی از جنایتکارترین رژیم های معاصر دنیا است. آزادیخواهان ایران از این اقدام شما صمیمانه قدردانی میکنند و آنرا ارج مینهند. نامه شما همصدا با زندانیان اوین که بدنبال بمباران این زندان اعلام کرده بودند میان دو تیغه قیچی گرفتار شده اند، "سلطه جمهوری اسلامی" و "نیروهای امپریالیستیای که جمهوری اسلامی مدعی مقابله با آنهاست" را، دو تیغه این قیچی مینامد. این دو نیرو عملا همدیگر را توجیه میکنند و به یکدیگر یاری میرسانند.از یکسو جمهوری اسلامی ۴۸ سال است که از شعار و ادعای مبارزه با "شیطان بزرگ" و "رژیم اشغالگر قدس" اهرمی برای سرکوب اعتراضات بر حق مردم و حفظ سلطه جهنمی اش بر جامعه ایران ساخته است.از سوی دیگر افراطی ترین نیروهای راسیستی که در اسرائیل و آمریکا بقدرت رسیده اند سیاستهای ضد انسانی همیشگی خود علیه مردم فلسطین را تحت عنوان "مبارزه با تروریسم" توجیه میکنند و به پیش میبرند. فاشیسم اسلامی و فاشیسم امپریالیستی دو روی یک سکه اند. "ضد امپریالیسم" اسلامیستی خود یکی از عوامل زمینه ساز سیاستهای راسیستی در کمپ مقابل بوده است و در واقع در خدمت آن عمل میکند. نامه همبستگی شما هر دو این نیروهای ارتجاعی را محکوم کرده است و این حرکتی رادیکال و متفاوت از مواضع چپ سنتی در غرب و در ایران است که با حرکت از یک جهتگیری ضدآمریکائی- ضداسرائیلی کلیشه ای و مکتبی عملا در کنار جمهوری اسلامی و نیروهای ارتجاعی متحد آن قرار گرفته است. این چپ سنتی در "ضدیت توخالی" با امپریالیسم با جمهوری اسلامی شریک است. نامه شما علیه جمهوری اسلامی و در همبستگی با زندانیان سیاسی ایران این چارچوب سنتی را در هم شکسته است و از این نظر گام مهمی به پیش محسوب میشود. سیاستهای های داخلی ارتجاعی و راسیستی ترامپ و نتانیاهو نیز مورد نقد شما قرار گرفته است. نیروهای چپ و پیشرو در آمریکا و اروپا جنبش گسترده ای علیه ترامپ و ترامپیسم سازمان داده اند که شایسته بیشترین حمایتها است. در این مبارزه در راه "رؤیاهای مشترک مان برای آزادی و کرامت انسانی" حزب کمونیست کارگری ایران و همه نیروهای مبارز راه آزادی را همراه و همگام خود بدانید. ما جنبش جهانی علیه ترامپیسم و راسیسم نتانیاهو را جنبشی برای آزادی و کرامت انسانی و همسو با مبارزه مردم ایران علیه جمهوری اسلامی میدانیم و قاطعانه از آن پشتیبانی میکنیم. ادامه مطلب در لینک زیر tinu.be/i6OWLjX
امروز صدوسی و پنجمین هفته از کمپین «سهشنبههای نه به اعدام» است. با پیوستن زندان گچساران در هفته گذشته، اکنون ۶۱ زندان در سراسر ایران در اعتصاب غذای هفتگی برای توقف اعدامها و لغو کامل مجازات اعدام شرکت میکنند؛ زنان و مردان شجاعی که با وجود فشارها و اقدامات تلافیجویانه، بر مبارزه خود برای لغو مجازات اعدام و احکام اعدام پافشاری میکنند.#اعدام_قتل_عمد_حکومتی_است #کارزار_جهانی_نه_به_اعدام_در_ایران #سهشنبههای_نه_به_اعدام
برگزاری مراسم گرامیداشت هشتمین سالگرد جانباختگان محیط زیست در مریوانامروز، سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵، آرامستان دارسیران مریوان بار دیگر شاهد حضور گسترده و باشکوه فعالان محیط زیست و مردم شهر مریوان بود. در این مراسم، یاد و خاطره چهار فعال شناختهشده محیط زیست، شریف باجور، امید کهنهپوشی (حسینزاده)، محمد پژوهی و رحمت حکیمینیا، گرامی داشته شد.این چهار فعال فداکار محیط زیست در ۳ شهریور ۱۳۹۷، هنگام تلاش برای مهار آتشسوزی جنگلهای روستاهای پیله و سلسی، جان خود را از دست دادند. جانباختن آنان موجی از خشم، همدردی و همبستگی در سراسر کردستان برانگیخت.مراسم تاریخی تشییع پیکر این چهار فعال در مریوان، با حضور گسترده مردم و طرح خواستههای زیستمحیطی و آزادیخواهانه، به یکی از جلوههای برجسته همبستگی و اعتراض مردم مریوان و کردستان تبدیل شد.اکنون، در هشتمین سالگرد جانباختن این چهار انسان فداکار، مردم مریوان بار دیگر با حضور در آرامستان دارسیران، یاد آنان را زنده نگه داشتند و از تلاشها و فداکاریهای انسانی و زیستمحیطی آنان قدردانی کردند.کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران به همه شرکتکنندگان و سازماندهندگان این مراسم و به مردم مبارز مریوان درود میفرستد.مراسم باشکوه امروز نشان داد که یاد جانباختگان همچنان زنده است و همبستگی مردم، نیرویی ماندگار برای دفاع از زندگی، آزادی و محیط زیست است.کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران۳ شهریور ۱۴۰۵۲۵ اوت ۲۰۲۶