معرفی کتاب | درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی«درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی» نوشته رزمرری تانگ…
انتشار: 2026/08/01 22:04 UTCدریافت: 2026/08/15 04:53 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:53 UTC
معرفی کتاب | درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی«درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی» نوشته رزمرری تانگ و تینا فرناندز باتس، یکی از شناختهشدهترین کتابهای مقدماتی برای آشنایی با #اندیشههای_فمینیستی است. این #کتاب با زبانی روشن، مهمترین جریانهای فمینیسم، از جمله فمینیسم لیبرال، رادیکال، مارکسیستی، سوسیالیستی، پسااستعماری، اکوفمینیسم و دیگر رویکردهای معاصر را معرفی و مقایسه میکند.نویسندگان تلاش کردهاند بدون جانبداری از یک دیدگاه خاص، مبانی، استدلالها و نقدهای هر جریان را توضیح دهند تا خواننده تصویری جامع از تحول نظریههای فمینیستی به دست آورد. به همین دلیل، این اثر از منابع معتبر و پرکاربرد در دانشگاهها و برای علاقهمندان به مطالعات زنان، فلسفه، علوم اجتماعی و مطالعات جنسیت به شمار میآید.ترجمه فارسی این کتاب با عنوان «درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی» نخستین بار در سال ۱۳۸۷ منتشر شد. اما از آن زمان نسخه اصلی چندین بار بازنگری شده است؛ بنابراین ترجمه فارسی قدیمی، همه مباحث افزودهشده در ویرایش ششم ۲۰۲۴ را در بر نمیگیرد. این کتاب برای : آشنایی با مکاتب مختلف فمینیسمو همچنین شناخت تفاوت میان رویکردهای لیبرال، رادیکال، مارکسیستی، پسااستعماری و سایر گرایشها مناسب است و یک منبع دانشگاهی و نسبتا جامع برای شروع مطالعه نظریههای حوزه فمینیسم است.@womenwatcher
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 2 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — ديدهبانِ زنان
خشونت گسترده آنلاین علیه زنان معترض در هند تهدید به مرگ و تجاوز و انتشار اطلاعات خصوصی🟠 دیدبان آزار: جنبش مردمی سوسک، در ۱۶ مه پس از آن پدیدار شد که قاضی ارشد هند، در جریان جلسه دادگاه، برخی از جوانان بیکار را «انگل» و «سوسک» نامید و اظهارات او واکنشهای شدیدی را در رسانههای اجتماعی برانگیخت، اگرچه این قاضی بعداً کرد که گفته های وی توسط برخی رسانهها به اشتباه نقلقول شده است. در آن زمان، مرد هندی جوانی با ایجاد یک وبسایت طنز برای «حزب سوسک جانتا» به این اظهارات جنجالی پاسخ داد و آن را خانهای برای «تنبلها، بیکاران و فراموششدگان» هند و صدایی برای «میلیونها جوان هندی که احساس میکنند توسط سیاستهای سنتی نادیده گرفته شدهاند» معرفی کرد. اعتراضات با درز سوالات امتحانی در هند و مجموعهای از دیگر رسواییها در امتحانات، گسترده شد. این جنبش امروز به نمایندهای برای نسل زد، برای جوانان خشمگین از بیکاری، کاهش فرصتها و ناکارمدی نظام آموزشی تبدیل شده است.نسخه کامل متن:harasswatch.com/news/2628/@harasswatch
سقف وام زنان دهکهای ۱ تا ۵ افزایش پیدا میکند📍معاون امور زنان و خانواده رئیسجمهور از تصویب افزایش سقف #تسهیلات برای زنان دهکهای یک تا پنج در هیئت دولت خبر داد.به گفته زهرا بهروزآذر، پیش از این برای #زنانی که در دهکهای یک تا پنج قرار داشتند و برای دریافت وام به ضامن نیاز داشتند اما امکان پیدا کردن ضامن برایشان وجود نداشت، ضمانت انجام میشد.او توضیح داد که سقف این تسهیلات پایین بود و به همین دلیل پیشنهاد افزایش آن در دولت مطرح شد.بر اساس مصوبه جدید هیات دولت، سقف وام میتواند تا میزانی که شورای عالی اشتغال هر سال تعیین میکند، افزایش پیدا کند.البته هنوز مبلغ مشخصی برای سقف جدید اعلام نشده و رقم نهایی به مصوبه سالانه شورای عالی اشتغال بستگی دارد./ایسنا@womenwatcher
شهرهای جنگزده؛ فهم فمینیستی جنگ شهری نویسنده: سونچانا لاکتا Sunčana Laketa فصل هفتم کتاب: Handbook on Gender and Cities 📍شهرها از دیرباز صحنه جنگ و خشونت سازمانیافته بودهاند؛ از هیروشیما و سارایوو تا گروزنی، فلوجه، رقه، ماریوپل و غزه. اما در روایتهای…ادامه از متن بالا: در برخی موقعیتها نیز در جنبشهای انقلابی، مقاومت و مبارزه مسلحانه مشارکت دارند.عمومی و خصوصی؛ مرزی که در جنگ فرو میریزدجنگ معمولاً متعلق به قلمرو عمومی، دولت و ارتش تصور میشود و زندگی زنان و کودکان به فضای خصوصی خانه نسبت داده میشود.پژوهش فمینیستی این جدایی را به چالش میکشد. #جنگ در #خانه نیز حضور دارد: در تقسیم کار مراقبتی، در تأمین آب و غذا، در مراقبت از خانواده، در ترس از عبور از محله و در خشونت جنسیتی.خشونت جنسی نیز نباید پیامدی تصادفی و فرعی از جنگ تلقی شود؛ بلکه در بسیاری از منازعات بهعنوان سلاح و تاکتیک جنگی به کار میرود.جنگ پس از آتشبس هم ادامه داردپایان رسمی جنگ لزوماً به معنای پایان خشونت نیست.در موستار، حتی پس از کناررفتن تانکها، سنگرها و ایستهای بازرسی، تقسیمبندیهای قومی و سیاسی از طریق ترس، خاطره، احساس ناراحتی و عادتهای روزمره ادامه یافتند.جنگ میتواند در بدن، خانه و روابط میان همسایهها باقی بماند. گاهی مرز دیگر دیواری آشکار نیست؛ بلکه مسیری است که مردم از آن عبور نمیکنند، محلهای است که واردش نمیشوند یا احساسی از ناامنی است که در زندگی روزمره تثبیت شده است.اردوگاه بهمثابه شهر ـ اردوگاهیکی از پیامدهای جنگ شهری، جابهجایی گسترده افراد و خانوادههاست. اردوگاههای پناهندگان که در ابتدا موقت تصور میشوند، در واقع ممکن است دههها پابرجا بمانند.لاکتا پیشنهاد میکند اردوگاه را فقط محل اسکان موقت یا دریافت کمک نبینیم. #اردوگاه نوعی #محیط\شهری است؛ جایی که مردم در آن زندگی میکنند، حرکت میکنند، شبکه میسازند و با محدودیتها مذاکره میکنند.از این منظر، اردوگاه نوعی «شهر ـ اردوگاه» است: فضایی شهری اما ناقص و محدود، که از بسیاری از خدمات و زیرساختهای ضروری محروم است.ساکنان اردوگاه اغلب فقط با عنوان «پناهنده» شناخته میشوند؛ عنوانی که میتواند آنان را بینام، بیصدا و خارج از نظم سیاسی نشان دهد.اما نگاهکردن به اردوگاه بهعنوان یک شکل شهری، پناهنده را دوباره بهعنوان سوژهای سیاسی و شهروندی فعال نشان میدهد. زنان پناهنده و دیگر گروههای بهحاشیهراندهشده با استفاده از شبکههای حمایتی، حرکت حسابشده و تاکتیکهای روزمره، با فضای محدودکننده اردوگاه مذاکره میکنند.این بخش از فصل نشان میدهد که جنگ فقط در ویرانی شهر دیده نمیشود؛ بلکه در شکلگیری فضاهای جدیدی مانند اردوگاه، محصورگاه و گتو نیز ادامه پیدا میکند.صلح شهری؛ زندگی در برابر منطق جنگلاکتا در بخش پایانی فصل به فضاها و کنشهایی میپردازد که در برابر منطق جنگ شکل میگیرند.صلح شهری فقط نتیجه مداخله دولتها یا عملیات رسمی حفظ صلح نیست. گاهی در فعالیتهای عادی و روزمرهای شکل میگیرد که امکان ادامه زندگی را حفظ میکنند: نوشیدن قهوه، دیدار همسایهها، برگزاری رویدادهای فرهنگی، باغبانی شهری و بازپسگیری فضاهای عمومی.زنان نیز در این فرایند نقش مهمی دارند؛ از اعتراض در میدانهای عمومی گرفته تا ساختن فضاهای امن در خانه و محله.در #شهرهای_پسامناقشه، بازسازی و توسعه شهری ممکن است دوباره منطق جنگ، طرد و شهروندی نابرابر را در کالبد شهر تثبیت کند. در برابر آن، #مقاومت میتواند از طریق #اعتراض، گرافیتی، پوستر، نشانهگذاری و استفاده دوباره از دیوارها و موانع شکل بگیرد.از نظر لاکتا، جنگ و صلح همیشه کاملاً از هم جدا نیستند؛ در شهرهای جنگزده، شیوههای جنگ و شیوههای صلح در کنار هم وجود دارند و پیوسته با یکدیگر در کشمکشاند.حرف آخر فصلفصل لاکتا دعوتی است برای دیدن شهر جنگزده از پایین و از درون زندگی روزمره؛ از منظر بدنها، خانهها، مسیرها، روابط، مراقبت و صداهایی که روایتهای نظامی حذف میکنند.این فصل نشان میدهد که زنان و دیگر گروههای بهحاشیهراندهشده فقط قربانی جنگ نیستند. آنان در بقا، بازسازی، مقاومت و تولید دوباره زندگی شهری نقش دارند./کانال شهرزنان منبع: Laketa, S. (2024). “War-torn cities: Making feminist sense of urban warfare.” In Handbook on Gender and Cities, pp. 75–84.#شهر_زنان #شهرهای_جنگزده #جنگ_شهری #جنسیت_و_شهر #شهرکشی
شهرهای جنگزده؛ فهم فمینیستی جنگ شهرینویسنده: سونچانا لاکتا Sunčana Laketaفصل هفتم کتاب: Handbook on Gender and Cities📍شهرها از دیرباز صحنه جنگ و خشونت سازمانیافته بودهاند؛ از هیروشیما و سارایوو تا گروزنی، فلوجه، رقه، ماریوپل و غزه.اما در روایتهای نظامی، شهر اغلب فقط بهعنوان «هدف» یا «زمین عملیات» دیده میشود؛ سطحی برای بمباران، محاصره، کنترل و اجرای تاکتیکهای نظامی. این نگاه، زندگی مردم، بدنها، خانهها و تجربه روزمره ساکنان شهر را از نظر پنهان میکند.سونچانا لاکتا در این فصل میکوشد #جنگ_شهری را از منظری #فمینیستی بفهمد؛ منظری که به جنسیت، تفاوت اجتماعی، بدن، زندگی روزمره، مراقبت، آوارگی، روابط صمیمانه و مقاومت توجه میکند.استدلال اصلی این فصل این است که جنگ و شهر جدا از یکدیگر نیستند. جنگ، شهرها را شکل میدهد، اما شهرها نیز شکل جنگ را تغییر میدهند. جنگ فقط در میدان نبرد رخ نمیدهد؛ در خانه، خیابان، محله، اردوگاه، مسیر رفتوآمد و بدن انسانها نیز ادامه پیدا میکند.رویکردهای فمینیستی به جنگ شهریرویکردهای فمینیستی به جنگ شهری، صداها و دانشهایی را در مرکز قرار میدهند که در روایتهای رسمی جنگ #حذف یا به #حاشیه رانده شدهاند.این رویکرد، مردم را قربانیانی منفعل نمیداند؛ بلکه آنان را سوژههایی فعال در ساختن، حفظکردن و ازهمگشودن جنگ شهری میبیند.در این نگاه، مقیاسهای مختلف ــ از دولت و شهر گرفته تا محله، خانه و بدن ــ جدا از هم نیستند. آنها بهطور متقابل یکدیگر را میسازند.بنابراین برای فهم جنگ شهری باید پرسید:• جنگ چگونه به زندگی خانوادهها و بدنها نفوذ میکند؟• تجربه ناامنی برای زنان و مردان چگونه متفاوت است؟• چه کسانی امکان حرکت، ماندن یا ترککردن شهر را دارند؟• چه کسانی در روایتهای رسمی جنگ دیده نمیشوند؟شهرها در جنگ؛ از شهرکُشی تا بازساختیکی از مفاهیم اصلی فصل، #شهرکُشی یا urbicide است؛ یعنی نابودی هدفمند شهر و فضاهای شهری بهعنوان بخشی از راهبرد جنگی.در این معنا، تخریب پل، میدان، بازار، محله یا دیگر فضاهای عمومی فقط نابودی ساختمانها نیست. این مکانها امکان زندگی مشترک، تکثر و ارتباط میان گروههای مختلف را فراهم میکنند. نابودی آنها میتواند خودِ امکان همزیستی و «حق بر شهر» را از میان ببرد.تخریب #پل قدیمی #موستار و دیگر فضاهای عمومی در جنگهای یوگسلاوی نمونهای از این فرایند است. در اینجا، نابودی مکان به ساختن جغرافیاهای قومی و طردکننده کمک میکند.(پل موستار در اینجا فقط یک بنای تاریخی یا اثر معماری نیست. پل نماد ارتباط میان دو بخش شهر و امکان رفتوآمد و همزیستی میان گروههای مختلف بود.)اما جنگ فقط ویران نمیکند؛ جنگ همزمان مکان، نظم اجتماعی و هویتهای جدید تولید میکند.دیوارها، ایستهای بازرسی، موانع جادهای و زیرساختهای امنیتی، شهر را دوباره سازمان میدهند. آنها تعیین میکنند چه کسی میتواند حرکت کند، چه کسی باید متوقف شود و چه محلههایی به یکدیگر دسترسی داشته باشند.در #فلسطین، محیط ساختهشده و زیرساختهای امنیتی برای کنترل حرکت و تثبیت سلطه به کار گرفته شدهاند. این زیرساختها بر زنان و مردان نیز اثر یکسانی ندارند. زنان ممکن است همزمان بهعنوان مادر و مراقبتکننده، و بهعنوان تهدید بالقوه دیده شوند.برنامهریزی برای جنگی که هنوز نیامده استجنگ فقط در لحظه حمله یا اشغال حضور ندارد. تصور تهدید دائمی تروریسم، بیماری، مهاجرت یا شورش، شهرها را به سمت برنامهریزی برای جنگهای احتمالی آینده سوق میدهد.در این فرایند، #برنامهریزی_شهری میتواند به ابزاری برای ایجاد #فضاهای #طردکننده و هویتهای متخاصم تبدیل شود. نظارت، کنترل دسترسی و معماری امنیتی به بخش عادی زندگی شهری راه پیدا میکنند.از نظر لاکتا، جنگ فقط ابزار دولت و ارتش نیست؛ بلکه از طریق توسعهدهندگان، شرکتها، بازار زمین و سرمایه جهانی نیز در ساختار شهر پراکنده میشود.فراتر از شهر بهمثابه هدفروایتهای نظامی، شهر را اغلب از بالا و مانند سطحی بیجان میبینند؛ نقشهای از ساختمانها و خیابانها که در آن مردم و زندگی روزمره ناپدید شدهاند.اصطلاح «#خسارت_جانبی» نیز بخشی از همین حذف است. این عبارت، مرگ و رنج ساکنان شهر را به پیامدی فرعی و فنیِ عملیات نظامی تبدیل میکند.رویکرد #فمینیستی توجه را به کسانی برمیگرداند که زیر عنوان «خسارت جانبی» نادیده گرفته میشوند؛ بهویژه زنان و کودکان.#زنان و #کودکان معمولاً فقط بهعنوان قربانی نمایش داده میشوند؛ قربانیانی منفعل که نیازمند حمایتاند. اما چنین روایتی عاملیت سیاسی آنان را پنهان میکند.زنان در شهرهای جنگزده اغلب مسئول تأمین غذا، آب و کمکهای بشردوستانهاند. آنان از کودکان و سالمندان مراقبت میکنند، شبکه میسازند و میان خطوط دشمن مذاکره میکنند.
از روزی که محمود دولتآبادی حجاب بر سر سیمین بهبهانی گذاشت تا روزی (سال گذشته ۴۰۴) که گلی امامی بدون حجاب اجباری روی سن رفته و جایزه یک عمر فعالیت ادبی را گرفته، راه دراز و دوری آمدهایم.این شادی تقدیم به آنها که دیگر در میان ما نیستند و به امید آزادی یارانمان./توییتر چیزها #گلی_امامی#نه_به_حجاب_اجباری @womenwatcherاز روزی که محمود دولتآبادی حجاب بر سر سیمین بهبهانی گذاشت تا روزی (سال گذشته ۴۰۴) که گلی امامی بدون حجاب اجباری روی سن رفته و جایزه یک عمر فعالیت ادبی را گرفته، راه دراز و دوری آمدهایم.این شادی تقدیم به آنها که دیگر در میان ما نیستند و به امید آزادی یارانمان./توییتر چیزها #گلی_امامی#نه_به_حجاب_اجباری @womenwatcher


