#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون🔹سال سه عروس (سال ۴۹ پس از فتح)🔸بخش یازدهمو به این ترتیب مسابقات سوارهای…
انتشار: 2026/08/11 10:30 UTCدریافت: 2026/08/12 05:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 05:56 UTC
#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون🔹سال سه عروس (سال ۴۹ پس از فتح)🔸بخش یازدهمو به این ترتیب مسابقات سوارهای که پس از عروسی مادرش برگزار شده بود جای خود را به دوئلهایی وحشیانه و خونین داد که اساتید با نام جنگی برای ردای سفید از آن یاد میکنند.با وجود صدها شوالیهای که مشتاق بودند برای افتخار خدمت در گارد شاهی رقابت کنند، مبارزه هفت روز تمام طول کشید. تعدادی از شرکتکنندگان جالب بدل به شخصیتهای مورد علاقه رعایا شدند، وقتی که به میدان مبارزه میآمدند دیوانهوار آنها را تشویق میکردند. یکی از آنها شوالیه مست، سِر ویلیام استافورد بود، مردی کوتاه، چاق و نیرومند، که هرگاه حاضر میشد مست بود جوری که همه متعجب بودند مبارزه که هیچ، چگونه میتواند بایستد؟ رعایا به وی لقب "بشکه آبجو" را داده بودند و هرگاه وارد میدان نبرد میشد، میخواندند،"زنده باد!زنده باد بشکه آبجو!". دیگر شخصیتی که محبوب رعایا بود آواز خوان فلی باتوم، تام نوازنده، بود که پیش از هر نبرد با آوازهایی مستهجن دشمنانش را به سخره میگرفت. شوالیه باریکاندام مرموزی که تنها اطلاعاتی که از وی موجود بود این بود که به مار سرخ معروف است نیز هواداران زیادی داشت؛ وقتی که بالاخره شکست خورد و نقابش را برداشتند، مشخص شد که یک زن است، جانکوییل دارک، دختر حرامزاده لرد داسکندیل.در آخر هیچکدام از اینها ردای سفید را بدست نیاوردند. شوالیههایی که ردای سفید را بدست آوردند، باوجوداینکه خیلی وحشی نبودند، در این موارد از همه بهتر بودند، شجاعت، جوانمردی و توانایی در استفاده از اسلحه. فقط یکی از آنها فرزند یک خاندان اشرافی بود؛ سِر لورنس روکستون، از اقلیم ریچ. دو نفرشان سرباز قسمخورده بودند؛ سِر ویکتور دلیر، از سربازان خاندان رویس از ران استون و سِر ویلیام زنبور وحشی، که در خدمت لرد اسمالوود از اکورن هال بود. جوانترین قهرمان، پِیت خروس بود، با نیزه میجنگید نه شمشیر، و بعضی حتی شوالیه بودن وی را نیز زیر سوال میبردند، ولی او آنقدر با اسلحه ای که انتخاب کرده بود مهارت داشت که شخص سِر جافری داجت جوانک را، در حالی که صدها نفر در حال تشویق بودند، شوالیه کرد تا قال قضیه کنده شود.پیر ترین قهرمان شوالیهای آواره با موهایی خاکستری بود به نام سامگود از سور هیل، مردی زخم و زیلی و درب و داغون و شصت و سه ساله که ادعا میکرد در صد نبرد جنگیده است،"و هیچگاه نخواهید فهمید من در کدام جبهه جنگیدم، فقط من و خدایان خواهیم دانست."تکچشم، کچل و تقریباً بیدندان شوالیهای که به سَم ترش معروف شده بود به اندازه میله یک پرچین لاغر و نحیف بود، ولی در نبرد، سرعت یک انسان نصف سن خودش را به نمایش درآورد، مهارتی رذیلانه که در طول دههها حضور در نبرد های بزرگ و کوچک به دست آورده بود.#rokh 🔥⚔❄️@winterfellir


