#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون🔹شاهزادهای که پادشاه شد (صعود جهیریس اول)🔸بخش نهمسپتون مون هرروز پیش میر…
انتشار: 2026/07/22 10:05 UTCدریافت: 2026/08/01 00:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:07 UTC
#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون🔹شاهزادهای که پادشاه شد (صعود جهیریس اول)🔸بخش نهمسپتون مون هرروز پیش میرفت و به هرجا که میرسید به گناهان خاندان تارگرین اشاره میکرد و چاپلوس اعظمی که اجازه این کارها را به آنها داده بود محکوم میکرد، درحالیکه پدر با ایمان حقیقی در اولد تاون و در کاخش کم و بیش زندانی بود، وی اجازه نداشت از سپت ستارهای خارج شود. باوجوداینکه لرد هایتاور دروازههایش را بر روی سپتون مون و پیروانش بسته بود و به آنها اجازه ورود به شهر را نمیداد، وی علیرغم خواهشهای شخص سپتون اعظم، هیچ تمایلی به استفاده از اسلحه در مقابلشان نشان نمیداد. وقتی که تحت فشار قرار گرفت، گفت که رغبتی به ریختن خون مذهبیون ندارد، ولی خیلیها ادعا میکنند دلیل واقعی بیمیلی وی مقابله با لردها اوکهارت و رووان بود که محافظت از سپتون مون را برعهده گرفته بودند. اساتید سیتادل به دلیل بی میلی وی به او لقب لرد دانل متاخر را اعطا کردند.لرد روگار و ملکه نایب در این مورد که نزاع طولانی میان پادشاه میگور و مذهب تقدیس جهیریس توسط سپتون اعظم را ضروری کرده است با هم توافق داشتند. پیش از رخ دادن چنین چیزی، باید مسئله سپتون مون و همراهان خشنش حل میشد، تا شاهزاده بتواند در امنیت کامل به اولد تاون سفر کند. امیدوار بودند که اخبار مرگ میگور برای ترغیب پیروان سپتون مون به متفرق شدن کافی باشد، بعضیهایشان نیز چنین کردند...ولی فقط چند صد نفر از سپاه حدوداً پنج هزار نفری متفرق شدند. سپتون مون رو کرده به جمعیت و اعلام کرده بود "مرگ یک اژدها چه اهمیتی داره وقتی یکی دیگه اومده که جاشو بگیره؟ وستروس تا وقتی تارگرینها کشته نشوند یا به دریا عقب رانده نشوند پاک نخواهد شد."هرروز موعظه میکرد. از لرد هایتاور درخواست میکرد که اولد تاون را به وی تحویل دهد، از چاپلوس اعظم درخواست کرده بود که سپت ستارهای را ترک کرده و با خشم برادران گدایی که بهشان خیانت کرده روبرو شود، از رعایای سراسر مملکت خواسته بود قیام کنند.(هر شب نیز مشغول گناه بود.)#rokh 🔥⚔❄️@winterfellir


