#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون🔹شاهزادهای که پادشاه شد (صعود جهیریس اول)🔸بخش هشتمآشتی لردها یک شبه صلح ر…
انتشار: 2026/07/21 06:34 UTC
#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون🔹شاهزادهای که پادشاه شد (صعود جهیریس اول)🔸بخش هشتمآشتی لردها یک شبه صلح را به ارمغان نیاورد. تلاشهای پادشاه میگور برای قلعوقمع برادران گدا و پسران جنگجو تعداد زیادی از مردان و زنان مذهبی را علیه وی و خاندان تارگرین کرده بود. درحالیکه وی سر صدها ستاره و شمشیر را جمع کرده بود، صدها نفر دیگر آزاد بودند، و ده ها هزار لرد کوچک، شوالیه و رعیت به آنها پناه و غذا داده بودند و هرگاه که توانسته بودند نیز به آنها کمک میکردند. سیلاس خشن و دنیس چلاق رهبری گروههایی از برادران گدا را برعهده داشتند که مانند شبح در رفت و آمد بودند و هرگاه تهدیدی احساس میکردند در جنگلها ناپدید میشدند. در شمال گولدن توث سِر جافری داجت، سگ سرخ تپهها، بین اقلیمهای سرزمین رودخانه و سرزمینهای غربی بدون وجود هیچ تهدیدی، با اجازه ضمنی بانو لوسیندا، همسر مذهبی لرد ریورران، نقل مکان میکرد. سِر جافری که خود را فرمانده بزرگ پسران جنگجو معرفی میکرد، اعلام کرده بود که قصد دارد قدرت سابق آن سپاه پرغرور را بازیابی کند، و شوالیهها را زیر بیرقش جمع میکرد.با اینحال بزرگترین تهدید در جنوب بود، جاییکه سپتون ماه و پیروانش زیر دیوارهای اولد تاون اردو زده بودند، شوالیههای لرد رووان و لرد اوکهارت نیز وظیفه دفاع از آنها را برعهده داشتند. مردی بزرگجثه، سپتون ماه صدایی بلند و شخصیتی باابهت داشت. باوجوداینکه برادران گدا وی را "سپتون اعظم حقیقی" میخواندند، این سپتون(البته اگر بشود وی را سپتون در نظر گرفت)خیلی آدم پرهیزگار و باتقوایی نبود. او با غرور ادعا میکرد تنها کتابی که خوانده است کتاب ستاره هفتپر بوده است، البته خیلیها همین ادعایش را نیز زیر سوال میبرند، زیرا وی هیچوقت نقل قولی از آن کتاب قطور مقدس نقل نکرده بود، و هیچکس نیز وی را در حال خواندن یا نوشتن چیزی ندیده بود.پابرهنه،پشمالو، و با شور و اشتیاقی فراوان، "فقیرترین گدا" میتوانست ساعتها صحبت کند، و معمولا نیز چنین میکرد...در مورد گناه صحبت میکرد."من گناهکارم،"کلماتی بودند که سپتون ماه همه خطبههایش را با آن آغاز میکرد، گناهکار نیز بود. موجودی با اشتهای سیریناپذیر، مست و شکمو که به شهوترانی مشهور بود، سپتون ماه هر شب را با زنی متفاوت میگذراند، خیلی از آنها را نیز باردار میکرد جوری که مریدانش ادعا میکردند بذرش میتواند یک زن نازا را بارور کند. جهالت و نادانی پیروانش باعث شده بود این داستان واقعی به نظر برسد. شوهرها زنانشان را و مادران دخترانشان را به وی پیشنهاد میکردند. سپتون ماه هیچکدامشان را رد نمیکرد، و پس از مدتی نیز شوالیههای آواره و سربازانش "آلت تناسلیاش" را بر روی سپرهای خود حک کردند، داد و ستدی در عشرتکدهها رونق گرفت، نقش آلت تناسلی سپتون ماه را بر روی وسایل و آویزهها حک میکردند. گفته شده لمس این طلسمها باعث خوشبختی و خوششانسی میشود.#rokh🔥⚔❄️@winterfellir


