چند وقت پیش تو شیراز یه زن و شوهر که هر دو کارمند بودن روزا میرفتن سرکار و عصرا برمیگشتن. یه روز…
انتشار: 2026/08/02 13:36 UTCدریافت: 2026/08/07 12:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 12:10 UTC
چند وقت پیش تو شیراز یه زن و شوهر که هر دو کارمند بودن روزا میرفتن سرکار و عصرا برمیگشتن. یه روز زنه مریض میشه زود برمیگرده خونه استراحت کنه یهو یه دختر دیگه رو تو خونه میبینه و فکر میکنه شوهرش بهش خیانت کرده و دختره رو یه دل سیر کتک میزنه بعدش زنگ میزنه شوهرش میگه طلاق میخوام مرتیکه هول، شوهرشم از همه جا بیخبر میگه من سرکارم چی چرت و پرت میگی بعدش که پیگیر میشن مشخص میشه دختره سارق بوده.@wallmobi