نیار دارم غیب شم؛ بی خبر برم یک ویلا توی یک ساحل دور افتاده و بارونی و خنک ، تا جایی که جا داره بخو…
انتشار: 2026/08/03 20:20 UTCدریافت: 2026/08/04 19:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 19:47 UTC
نیار دارم غیب شم؛ بی خبر برم یک ویلا توی یک ساحل دور افتاده و بارونی و خنک ، تا جایی که جا داره بخوابم، بیدار شم در بالکنو باز کنم، یه پتو بپیچم دورم، چای هلمو بخورم، و همونجوری که دارم به صدای موج های دریا و و بارون نم و پرنده ها گوش میدم، بدون هیچ دغدغه فکری ای کتابمو بخونم، سیگارمو بکشم و ذهنم خالی و خیالم راحت باشه. نیاز دارم از جایی که توش هستم فرار کنم و برم جایی که بهش تعلق دارم فقط استراحت کنم.