تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-13 02:40 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
💎 قالَ الإمامُ المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)طَلَبُ المَعارفِ مِن غَیرنا اَهلَ البَیتِ مُساوِقٍ لِاِنکارِنا طلب معارف از غیر ما اهل بیت مساوی با انکار ما میباشد✅️ کل و جزء کانال نذر فرج آقا می باشدلینک گروه : @velaeibash_313لینک کانال : 👇
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 34 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
🌿 نور | قسمت دوازدهم✨ نور و نفسالله؛ راز عدد ۴۰ و ۲۵۶🔹 آنچه گذشت...در قسمتهای پیشین، درباره حقیقت نور الهی، نور واحد، نورالله التام و جایگاه اهلبیت علیهمالسلام در سلسله نور الهی سخن گفتیم.📝اکنون در این قسمت میخواهیم ارتباط میان مبحث نور و #نفس_الله را بررسی کنیم که در مقدمه به آن اشاره کردیم💫 نورالله و نفسالله✨ نور؛ یک واژه و دو اشاره عددی0⃣4⃣در زبان حروف، واژه «نور» دارای یک جایگاه عددی قابل تأمل است.در حساب جایگاه حروف ابجد، «نور» به عدد ۴۰ میرسد.این عدد، خود ما را به مجموعهای از اشارات قرآنی و روایی متوجه میکند.✔️خداوند درباره حضرت موسی علیهالسلام میفرماید:🌺 ﴿وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً﴾📖 سوره اعراف، آیه ۱۴۲🔺در این آیه، میقات حضرت موسی علیهالسلام با رسیدن به چهل کامل میشود.همچنین خداوند میفرماید:🌺 ﴿حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً﴾📖 سوره احقاف، آیه ۱۵در اینجا نیز رسیدن به چهل سالگی، در کنار رسیدن به مرحلهای از رشد و بلوغ انسان و تکامل آن ذکر شده است.🔰بنابراین، عدد ۴۰ در کنار این آیات، ما را به مفاهیمی مانند تمامیت، رسیدن و ظهور یک مرحله جدید متوجه میکند.💎و شگفت آنکه جایگاه عددی واژه نور نیز ۴۰ است.💎💠 میم؛ عدد چهل و ملک الهینکته دیگری که در این میان قابل تأمل است، عدد ۴۰ حرف «م» در ابجد است.امام صادق علیهالسلام درباره حرف میم میفرمایند:«الْمِيمُ؛ فَمُلْكُ اللَّهِ الَّذِي لَا يَزُولُ، وَدَوَامُ اللَّهِ الَّذِي لَا يَفْنَى.»«میم، مُلک خداوند است که زوال ندارد و دوام خداوند است که فنا نمیپذیرد.»📚 الخصال، شیخ صدوق، ج۱، ص۳۳۱پس در کنار هم قرار گرفتن این اشارات قابل تأمل است:💡نور → ۴۰💡میم → ۴۰💡میم → مُلک و دوام الهیاز این منظر، وقتی میگویند وجود آدمی باید قلب به میم شود یعنی باید به نورالله یعنی حضرات آل الله متوسل و متصل شودالله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور☀️✨ اما عدد دیگری نیز در این میان وجود دارد؛ ۲۵۶(۲به توان ۸)🔆 در حساب ابجد کبیر، واژه «نور» به عدد ۲۵۶ میرسد.و نکته شگفتتر آنکه:💎 نفسالله نیز در حساب ابجد کبیر، ۲۵۶ است.یعنی دو عنوان:نورونفساللهدر زبان حروف به یک عدد میرسند.البته این هماهنگی عددی، به خودی خود دلیل اعتقادی نیست؛ اما هنگامی که در کنار آیات و روایات قرار میگیرد، میتواند برای اهل تأمل، اشارهای رمزی و قابل توجه باشد.🌟 نورالله التام و نفساللهدر زیارتی، حضرات اهل بیت علیهم السلام را با این عنوان مورد خطاب قرار میدهیم:🌹 «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ التَّامَّ»سلام بر تو، ای نور کامل خدا.این تعبیر، جایگاه ولیّ خدا را با عنوان نورالله بیان میکند.از سوی دیگر، در زیارات امیرالمؤمنین علیهالسلام میخوانیم:🌺 «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نَفْسَ اللَّهِ تَعَالَى»پس در یک سو، نورالله التام را داریم و در سوی دیگر، نفسالله را.و در زبان حروف، این دو عنوان در عدد ۲۵۶ به یکدیگر میرسند.💫 «هُوَ نَفْسُهُ وَنَفْسُهُ هُو»بنابراین، وقتی در کنار یکدیگر قرار میدهیم:🌿 نورالله التام🌿 نفسالله🌿 نور واحدمحور مشترکی از تعابیر نورانی روایات آشکار میشود.🌺 نفس واحده؛ و نور واحداما در اینجا یک ارتباط دیگر نیز قابل تأمل است.قرآن کریم درباره منشأ خلقت انسان میفرماید:🌹 ﴿خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ﴾«شما را از یک نفس واحد آفرید.»📖 سوره نساء، آیه ۱✅قرآن از «نفس واحده» سخن میگوید؛ یعنی در بیان منشأ خلقت، سخن از یک حقیقت واحد است.در مقابل، در روایات اهلبیت علیهمالسلام درباره حقیقت نورانی آنان میخوانیم:🌟 «كُلُّهُمْ نُورٌ وَاحِدٌ»📚 بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱؛ ج۳۶، ص۲۸۰و در برخی روایات نیز درباره شیعیان آمده است که آنان از نور اهلبیت علیهمالسلام آفریده شدهاند.و در زیارت شریف جامعه کبیره میخوانیم🌄وَ أَنْفُسُكُمْ فِي النُّفُوسِ 🌿 نتیجهدر این قسمت، سخن ما بر یک ادعاى عددی مستقل بنا نشده است؛ بلکه عددها تنها اشارهای رمزی در کنار آیات و روایات هستند.از یک سو: عدد ۴۰ در آیات قرآن با تمامیت و رسیدن به مرحلهای جدید همراه شده است.از سوی دیگر:نور = نفسالله = ۲۵۶و در کنار این هماهنگی، قرآن از نفس واحده سخن میگوید و روایات اهلبیت علیهمالسلام از نور واحد.پس این تعابیر در کنار یکدیگر قرار میگیرند:🌺 نفس واحده🌺 نور واحد🌺 نورالله التام🌺 نفسالله🌺 نور = ۴۰🌺 نور = نفسالله = ۲۵۶و اینجاست که ارتباط میان نور و نفسالله، از یک تشابه لفظی فراتر رفته و به مجموعهای از اشارات قرآنی، روایی و رمزی تبدیل میشود.و در زبان حروف، هر دو در عدد ۲۵۶ به یک نقطه میرسند.🌺ادامه دارد#نور#نفس_الله
شناخت امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف بالنورانیة در پرتو آیات و روایاتسلسله: اهلبیت علیهمالسلام؛ تجلی ذات حق — قسمت ۴۹🌿 پس از آنکه در بخشهای گذشته حقیقت #تجلی و نسبت آن با نور اهلبیت علیهمالسلام روشن شد، اکنون باید یک نتیجه اساسی را دنبال کنیم:🛎اگر خداوند در ذات خود برای ادراک خلق دستنیافتنی است، پس آنچه برای خلق ظهور میکند چیست؟قرآن میفرماید: فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّاپس هنگامی که پروردگارش بر کوه #تجلی کرد، آن را متلاشی ساخت📖 اعراف، ۱۴۳🛎#تجلی، به معنای انتقال ذات به مخلوق یا حلول در آن نیست؛ بلکه سخن از ظهور و جلوه حقیقت الهی استو در حدیث انزعیه همین معنا با تعبیر بسیار روشنتری آمده است:مُحْتَجِبٌ بِالنُّورِ، ظَاهِرٌ بِالتَّجَلِّي، كُلٌّ يَرَاهُ بِحَسَبِ مَعْرِفَتِهِخداوند در نور، محجوب و به تجلی ظاهر است؛ و هرکس او را به اندازه معرفت خویش میبیند.🌺 پس «حجاب» در اینجا حجاب ظلمت نیست؛ حجاب نور است و «ظهور» نیز ظهور همان حقیقت در مراتب گوناگون #تجلی استاز همین جا معنای سخن امام صادق علیهالسلام روشنتر میشود:مَنْ عَرَفَنِي وَصَفَكَ، وَمَنْ اتَّصَلَنِي عَرَفَكَ📚 نوائب الدهور، ج۳، ص۲۹۶🛎شناخت امام، در این نگاه، شناخت یک موجود مستقل در کنار خدا نیست؛ زیرا امام، محل ظهور همان حقیقتی است که معرفت آن به خدا بازمیگرددبه همین دلیل در دعای رجبیه آمده است:لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَبَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَخَلْقُكَاین فراز را نمیتوان با پیشفرض «دوگانگی در مقام تجلی» فهمید. سخن از آن است که در آن مرتبه، میان مظهر و حقیقتی که در او ظهور کرده، جدایی و گسست دیده نمیشود؛ و تنها عنوانی که عبودیت مخلوق را تثبیت میکند، همین است که آنان عباد و خلق خدا هستند🌿 از همین رو، حدیث انزعیه اهلبیت علیهمالسلام را چنین معرفی میکند:تِلْكَ بُيُوتُ النُّورِ، وَقُمُصُ الظُّهُورِ، وَأَلْسِنَةُ الْعِبَارَةِ، وَمَعْدِنُ الْإِشَارَةِ، حَجَبَكَ بِهَا عَنْهُ، وَدَلَّكَ مِنْهَا إِلَيْهِآنان خانههای نور و جامههای ظهورند؛ خداوند به وسیله آنان از خلق در حجاب است و به وسیله آنان به سوی خویش راهنمایی میکنداما این «دلالت» را نباید به معنای قرار گرفتن امام در یک طرف و خدا در طرف دیگر فهمید؛ زیرا در مرتبه #تجلی، مظهر همان محل ظهور حقیقت استبه همین دلیل است که در روایت دیگری آمده:نَحْنُ ظَاهِرُ اللهِ وَلَسْنَا غَيْرَ بَاطِنِهِ📚 مجمع الأخباریعنی ظاهر الهی، غیر از باطن او نیست✨🛎👈 بنابراین، سخن اصلی این سلسله تنها این نیست که اهلبیت علیهمالسلام «وسیلهای برای رسیدن به خدا» هستند؛ بلکه سخن عمیقتر این است:👈خداوند در کاملترین مظهر خویش، برای خلق ظهور کرده است؛ و آن مظهر، اهلبیت علیهمالسلاماند.✅از این منظر، معرفت آنان معرفت خداست، محبت آنان محبت خداست، اطاعت آنان اطاعت خداست و عبادت آنان نیز از همین جهت دوگانگی با عبادت خدا ندارد؛ زیرا در این مرتبه، سخن از عبادت دو معبود نیست، بلکه #تجلی همان حقیقت الهی در مظهر کامل اوستو اینجاست که عنوان این سلسله معنا پیدا میکند:اهلبیت علیهمالسلام؛ تجلی ذات حق#تجلی_ذات#حدیث_انزعیه#امام_زمانمطالب مرتبط کامنت پیام خواهد آمد ↙️
🌷 تنهاترین منتَظر 🌷 1⃣7⃣«صاحب هذا امر الامر الشرید الطرید الفرید الوحید.» 😔صاحب این امر : شرید (آواره) 🚶♂️. و طرید (کنار گذاشته شده) 💔. و فرید (تک) ☝️. و وحید (تنها) 👤 است.✨ انتظار؛ عبادت است یا سبک زندگی؟ ✨━━━━━━━━━━━━━━انتظارِ امام زمان عجل الله فرجه فقط یک احساسِ دلنشین نیستفقط یک دعا بر لب نیستو فقط یک آرزوی دوردست هم نیست...انتظار، در منطق قرآن و روایاتیک حالت مداوم از صبر، مراقبت، تقوا و آمادگی است.━━━━━━━━━━━━━━📖 قرآن کریمخداوند میفرماید:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَای کسانی که ایمان آوردهاید! شکیبا باشید، و یکدیگر را به شکیبایی دعوت کنید، و آماده و استوار بمانید، و از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شویددر این آیه، چهار واژهی کلیدی دیده میشود:صبر، مصابره، رابطه و تقوا؛ و همین چهار واژه، شاکلهی یک «انتظارِ زنده» را میسازند. این یک برداشت تحلیلی است، نه نقل روایت━━━━━━━━━━━━━━📚 روایت نخستامیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند:فَأَيُّ الأَعْمَالِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ؟ قَالَ: انْتِظَارُ الْفَرَجِکدام عمل نزد خداوند عزیز و بزرگ، محبوبتر است؟ فرمود: انتظار فرج.این روایت در الأمالي آمده و در نقل ثقلین نیز قابل مشاهده استنکتهی مهم:این جمله، انتظار را از یک حسّ منفعل بیرون میآورد و آن را در ردیف اعمال محبوب نزد خدا قرار میدهد━━━━━━━━━━━━━━📚 روایت دومامام صادق علیهالسلام فرمودند:مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ، فَلْيَنْتَظِرْ، وَلْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَمَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ، وَهُوَ مُنْتَظِرٌ، فَإِنْ مَاتَ وَقَامَ الْقَائِمُ بَعْدَهُ كَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَكَهُ، فَجِدُّوا وَانْتَظِرُوا، هَنِيئًا لَكُمْ أَيَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَةُ.ترجمه:هر کس دوست دارد از یاران قائم باشد، باید در حال انتظار، اهلِ ورع و اخلاق نیکو باشد. اگر پیش از قیام حضرت از دنیا برود، پاداش کسی را دارد که زمان حضرت را درک کرده است. پس تلاش کنید و انتظار بکشید؛ گوارا باد بر شما، ای گروه مورد رحمت خدااین روایت، از روشنترین نصوص شیعه دربارهی حقیقت انتظار است؛ چون بهجای شعار، سه معیار عملی میگذارد:انتظار، ورع و محاسن اخلاق━━━━━━━━━━━━━━🌱 تحلیلاین بخش نتیجهای است که از آیه و دو روایت بالا به دست میآیدپس اگر کسی بگوید «منتظر امام زمانم»، اما:- دروغ برایش آسان باشد- حقالناس را سبک بشمارد- از گناهِ پنهان نترسد- و در اخلاق، ورع و مراقبت نداشته باشدهنوز با انتظار حقیقی فاصله دارد. این یک نتیجهی تحلیلی از متن روایات است، نه یک روایت مستقلانتظار واقعی یعنی:دل در مسیر حق بمانددست به کار خیر برودزبان پاک بماندو رفتار برای روز ظهور آماده شود━━━━━━━━━━━━━💠 پیام انگیزشیمنتظرِ واقعی، کسی نیست که فقط زیاد از ظهور حرف بزندمنتظرِ واقعی کسی است که خودش را برای دیدار آماده میکنداو میداند که شاید ظهور، فردا باشد؛پس امروز را با گناه خراب نمیکندمیداند که شاید امام، همین حالا ناظر باشدپس دلش را با تقوا و اخلاق، آراسته نگه میداردانتظار، یعنی زندگی کردن با امید؛نه امیدِ خوابآوربلکه امیدی که انسان را پاکتر، صبورتر، مهربانتر و محکمتر میسازد━━━━━━━━━━━━━━«آقاجان...اگر انتظارِ شما عبادت است،مرا از منتظران واقعی قرار بده...نه از کسانی که فقط نام شما را میبرند،بلکه از کسانی که برای آمدنتاندل، زبان و رفتارشان را آماده میکنند 🤲#اللهمعجـللولیڪالفـرج #مهدی_شناسی#قسمت_۱۷#جمعه_های_امام_زمانیگروه↙️https://t.me/+8PZ8_98P5-ExZWNk.
💚 #شباهت_مهدی موعود به پیامبران الهی(۲)👤شباهت با حضرت #خضر در طول غیبتامام #حسن_عسکری علیه السلام فرمود :✍به خدا سوگند غیبت او به قدری طولانی گردد که اکثر معتقدین به او باز گردند و باقی نماند مگر کسی که خداوند متعال پیمان ولایت ما را از او گرفته باشد و ایمان را در دلش نگاشته باشد و او را با روحی از جانب خود تایید کرده باشد .📚کمال الدین و تمام النعمة . ج۲. ص۳۵۶➖➖➖➖➖#اللهم_عجل_الوليك_الفرج #جمعه_های_امام_زمانی#اللهمعجـللولیڪالفـرج.
🌿 نور | قسمت یازدهم1⃣1⃣✨ نور؛ اسم الهی و راز ظهور اسماء خداوند در آینهٔ ولایت🔹 آنچه گذشت...در قسمتهای پیشین، از حقیقت نور سخن گفتیم؛ از نوری که تنها روشنایی محسوس نیست، بلکه حقیقتی است که سرچشمهٔ هدایت، معرفت و ظهور کمالات الهی در عالم است✨ نور؛ اسمی از اسماء اللهمولا امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در پاسخ به پرسشی دربارهٔ اقسام نور در قرآن فرمودند:🌕«النُّورُ الْقُرْآنُ، وَالنُّورُ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ تَعَالَى، وَالنُّورُ النُّورِيَّةُ»«نور، قرآن است؛ و نور، اسمی از اسماء خداوند متعال است.»📚 تفسیر اهلبیت علیهمالسلام، بحارالأنوار📌این بیان، افقی تازه در فهم حقیقت نور میگشاید.نور، در معارف اهلبیت علیهمالسلام، نامی از نامهای خداوند است.همان اسمی که قرآن کریم دربارهٔ آن میفرماید:﴿اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾خداوند، نور آسمانها و زمین است.پس نور، از جانب خود دارای استقلال نیست؛ بلکه اسمی است که انسان را به صاحب اسم، یعنی ذات مقدس الهی، رهنمون میسازد.✨ نون؛ اشارهای به نور آسمانها و زمینبه این حدیث زیبا دقت کنید🔹«مَا مِنْ حَرْفٍ إِلَّا وَ هُوَ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللهِ عَزَّوَجَل»🔹هیچ حرفی از حروف نیست الا اینکه اسمی از اسماء خداوند عزوجل است.📚 بحار الأنوار، ج۲، ص۳۱۹در روایتی از امیرالمؤمنین علیهالسلام دربارهٔ حروف ابجد آمده است:💫«نُونٌ؛ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»«نون؛ نور آسمانها و زمین است.»📚 تفسیر اهلبیت علیهمالسلام، بحارالأنوارتأمل در این روایت، ما را به آیهٔ نور بازمیگرداند:💫﴿اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾⚡️گویی «نون» اشارهای است به همان حقیقتی که قرآن آن را نور الهی معرفی کرده است؛ حقیقتی که سرچشمهٔ روشنایی همهٔ مراتب هستی است.✅اما نکتهای شگفتتر در روایات اهلبیت علیهمالسلام وجود دارد...🔽✨ نون؛ نامی از نامهای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهامام باقر علیهالسلام میفرمایند:«إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ عَشَرَةَ أَسْمَاء... وَأَمَّا الَّتِي فِي الْقُرْآنِ فَمُحَمَّدٌ وَأَحْمَدُ وَعَبْدُاللَّهِ وَيَسُ وَنُونُ»«رسول خدا ده نام دارد... و از نامهایی که در قرآن آمده است: محمد، احمد، عبدالله، یس و نون است.»📚 تفسیر اهلبیت علیهمالسلام، بحارالأنوار🔸و امام کاظم علیهالسلام میفرمایند:«نُونٌ اسْمٌ لِرَسُولِ اللَّهِ، وَالْقَلَمُ اسْمٌ لِأَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ»«نون، نام رسول خداست و قلم، نام امیرالمؤمنین است.»📚 تفسیر اهلبیت علیهمالسلام🔰اینجا پیوندی لطیف آشکار میشود:نوری که اسم خداوند است، در عالم آفرینش دارای مظهر و ظهور است؛ و کاملترین ظهور آن در حقیقت نورانی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت علیهمالسلام جلوهگر میشود.همان حقیقتی که در قسمتهای گذشته از آن با عنوان:«نور واحد»یاد کردیم.✨ نون؛ از حقیقت نور تا قلم آفرینش🔆امام صادق علیهالسلام در روایتی دربارهٔ «نون» میفرمایند:خداوند به آن فرمان داد:✏️«كُنْ مِدَاداً»«جوهر و مرکب شو.»سپس فرمود:«كُنْ قَلَماً»«قلم شو.»آنگاه به قلم فرمود:«اكْتُبْ كُلَّ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»«هر آنچه تا روز قیامت موجود خواهد شد را بنویس.»📚 علل الشرایع، بحارالأنواراین روایت، ما را به حقیقتی بزرگ توجه میدهد:اسماء الهی، علاوه بر راهی برای شناخت ذهنی خداوند؛مجاری ظهور اراده و حکمت الهی در عالم هستند.💠همانگونه که نور، سبب آشکار شدن اشیاء میشود، اسماء الهی نیز سبب ظهور کمالات و تدبیر الهی در آفرینش هستند.✨ اهلبیت علیهمالسلام؛ اسماء حسنای الهیاکنون معنای یکی از عمیقترین کلمات امام صادق علیهالسلام روشنتر میشود:♥️«نَحْنُ وَاللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى»♥️«به خدا سوگند، ما اسماء حسنای الهی هستیم.»اسماء حسنای الهی، تنها راه شناخت خداوند هستند؛ و اهلبیت علیهمالسلام در این نگاه، کاملترین مظاهر این اسماء در عالم هدایتاند.🌿 نتیجهنور، تنها روشنایی نیست؛نور، اسمی از اسماء خداوند است.همان نوری که قرآن آن را چنین معرفی میکند:﴿اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾در روایات، با «نون» پیوند مییابد؛ و «نون» از نامهای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله معرفی میشود.و اهلبیت علیهمالسلام، به عنوان مظاهر کامل نور الهی، اسماء حسنای خداوند معرفی شدهاند.پس شناخت نور، تنها شناخت یک مفهوم نیست؛بلکه شناخت مسیری است که از اسماء الهی آغاز میشود، در حجتهای خداوند ظهور مییابد، و انسان را به معرفت صاحب اسم، یعنی حضرات آل الله صلوات الله علیهم میرساند.🌱 ادامه دارد...#نور#نون#ابجد#حروف#اسماءالله#اسم#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🌿 نور | قسمت دهم✨ امام؛ مظهر نور الهی در تمام مراتب هستی، از غیب تا ظهور🔹 آنچه گذشت...در قسمتهای پیشین دربارهٔ حقیقت نور الهی، «نور واحد»، «معرفت بالنورانیة» و جایگاه اهلبیت علیهمالسلام در سلسلهٔ نور الهی سخن گفتیم. بیان شد که نور در این معارف، تنها یک تعبیر ظاهری نیست؛ بلکه حقیقتی است که سرچشمهٔ هدایت، معرفت و ظهور کمالات الهی در عالم است.اکنون باید به پرسشی عمیقتر پرداخت:⁉️ اگر اهلبیت علیهمالسلام «نورالله التام» معرفی شدهاند، آیا این نورانیت تنها به مقام هدایت آنان مربوط است، یا تمام حقیقت وجودی آنان را دربر میگیرد؟متون زیارتی اهلبیت علیهمالسلام، پاسخ را با تعابیری بلند و دقیق بیان کردهاند؛ تعابیری که نشان میدهد نورانیت ولیّ خدا، یک ویژگی محدود و جدا از سایر شئون او نیست، بلکه حقیقتی است که تمام مراتب وجود او را فرا گرفته است.✨ زیارت جامعه کبیره؛ نور در مقام، هدایت و کلامزیارت جامعه کبیره از عمیقترین متون معرفتی شیعه دربارهٔ مقام اهلبیت علیهمالسلام است. 🌺در این زیارت میخوانیم:«وَنُورِهِ وَبُرْهَانِهِ»«و نور و برهان او.»و:«وَانْتَجَبَكُمْ لِنُورِهِ»«و شما را برای نور خویش برگزید.»و نیز:«وَنُورُهُ وَبُرْهَانُهُ عِنْدَكُمْ»«نور و برهان او نزد شماست.»🌙این تعابیر نشان میدهد که اهلبیت علیهمالسلام در مقام هدایت، جایگاه ظهور نشانهها و راهنماییهای الهی هستند.💠اما تعبیر بسیار لطیفتر آنجاست که زیارت میفرماید:«🔻كَلَامُكُمْ نُورٌ، وَأَمْرُكُمْ رُشْدٌ🔺»«سخن شما نور است و فرمان شما مایهٔ رشد و هدایت.»در اینجا تنها وجود اهلبیت علیهمالسلام نور معرفی نشده، بلکه کلام آنان نیز نور دانسته شده است.یعنی نورانیت ولیّ خدا تنها در ذات و مقام او نیست؛ بلکه سخن، تعلیم و هدایت او نیز پرتوی از همان حقیقت نورانی است.♦️همانگونه که نور محسوس باعث آشکار شدن اشیاء میشود، کلام نورانی اهلبیت علیهمالسلام نیز حقایق را برای جان انسان آشکار میسازد.✨ زیارت آلیاسین کبیر؛ احاطه نور الهی بر تمام حقیقت امام↩️در ادامهٔ این مسیر، در زیارت آلیاسین کامل که در 📕کتاب المزار الکبیر نقل شده است، دربارهٔ حضرت ولیّ عصر عجلاللهتعالیفرجه میخوانیم:«🌹السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَحْفُوظًا بِاللَّهِ، اللَّهُ نُورُ إِمَامِهِ وَوَرَائِهِ وَيَمِينِهِ وَشِمَالِهِ وَفَوْقِهِ وَتَحْتِهِ، اللَّهُ نُورُ سَمْعِهِ وَبَصَرِهِ🌹»👈این فراز، تصویری شگفت از مقام نورانی ولیّ خدا ارائه میکند.ابتدا میفرماید:«یَا مَحْفُوظًا بِاللَّهِ»🍃این حفظ، تنها نگهداری ظاهری نیست؛ بلکه اشاره به قرار گرفتن حقیقت ولایت در صیانت و تدبیر الهی دارد.سپس میفرماید:«اللَّهُ نُورُ إِمَامِهِ وَوَرَائِهِ وَيَمِينِهِ وَشِمَالِهِ وَفَوْقِهِ وَتَحْتِهِ»ذکر تمام جهات، برای بیان فراگیری نسبت نور الهی است؛ نه به معنای محدود شدن خداوند در جهت و مکان، بلکه اشاره به این حقیقت که هیچ مرتبهای از شئون ولیّ خدا خارج از ارتباط با نور الهی نیست.یعنی:مقام او نورانی است؛علم او نورانی است؛کلام او نورانی است؛هدایت او نورانی است؛💫و حضور او در عالم بدون هیچ گونه انفصالی، در مسیر ظهور همان نور الهی قرار دارد.سپس زیارت به مرتبهای لطیفتر اشاره میکند:«اللَّهُ نُورُ سَمْعِهِ وَبَصَرِهِ»قرآن در این ارتباط میفرماید ﴿فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَٰكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ﴾❤️پس دیدن حقیقی، دیدنی است که با نور معرفت همراه باشد.✨ از غیب تا ظهور؛ یک حقیقت نورانی در تمام مراتب◀️بر اساس این تعابیر، نورانیت ولیّ خدا به یک مرتبه خاص محدود نمیشود.از مراتب بلند و غیبی وجود او، که در روایات با مفاهیمی مانند نور محمدی و حقیقت نورانی اهلبیت علیهمالسلام بیان شده است، تا ظهور او در عالم انسانی و مقام هدایت بندگان، همهٔ مراتب وجودی او در نسبت با نور الهی معنا پیدا میکند.این تعابیر نشان میدهد که نورانیت آنان تنها یک ابزار برای هدایت دیگران نیست؛ بلکه حقیقتی است که تمام شئون وجودی آنان را فرا گرفته است.🌿 نتیجهزیارت جامعه کبیره، کلام اهلبیت علیهمالسلام را نور معرفی میکند.زیارت آلیاسین کامل، نور الهی را در تمام جهات و حتی در سمع و بصر ولیّ خدا بیان مینماید.و این دو در کنار هم، یک حقیقت را آشکار میکنند:امام؛ مظهر نور الهی در تمام مراتب هستی است؛ از غیب تا ظهور.نوری که سرچشمهٔ آن الله جل جلاله است است، و انسان را از تاریکی جهل و ظلمات به سوی نور رهنمون میکند.🌱 ادامه دارد... #نور#نورالله_التام#زیارت_جامعه_کبیره#زیارت_آل_یاسین#معرفت_بالنورانیة#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
بسم الله الرحمن الرحیم 🌹آجَرَكَ اللَّهُ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ فِي مُصِيبَةِ جَدِّكَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَام 🏴اربعین، فقط چهلم یک مصیبت نیست... 🥀اربعین، روزی است که دوباره کاروان عشق به کربلا بازمیگردد؛ روزی که زمین، خاطره قدمهای زینب سلاماللهعلیها، اشکهای امام سجاد علیهالسلام و غربت حسین علیهالسلام را به یاد میآورداما در میان میلیونها زائر، یک داغ از همه سنگینتر است... 💔داغِ فرزندی که هزار و اندی سال است هر صبح و شام بر جدّ مظلومش گریه میکند. 😭امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در زیارت ناحیه مقدسه میفرمایند: 🤲✨لَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحًا وَمَسَاءً، وَلَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَمًا... 🩸«صبح و شام بر تو ندبه میکنم و به جای اشک، بر تو خون میگریماگر اربعین، روز حسین علیهالسلام است، اربعین همچنین روز تجدید عهد با صاحب عزای حقیقی نیز هست 📜قرآن میفرماید: 📖قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى شوری ایه ۲۳محبت اهلبیت علیهمالسلام تنها یک احساس نیست؛ راهی است که باید به اطاعت، معرفت و پیروی ختم شودامروز باید از خود بپرسیم: 🤔اگر در کربلا نبودیم تا حسین علیهالسلام را یاری کنیم، آیا امروز در کنار فرزندش ایستادهایم؟ آیا دل ما منتظر اوست؟ آیا زندگی ما رنگ رضایت او را دارد؟ در روایات آمده است که انتظار فرج، برترین اعمال امت است؛ زیرا منتظر واقعی، ادامهدهنده همان راهی است که در عاشورا با خون سیدالشهدا علیهالسلام ترسیم شد. 🚩اربعین یعنی از کربلا تا ظهور، یک راه بیشتر نیست؛ راهِ ولایت... راهِ وفاداری... 🤝راهِ «لبیک یا حسین» که باید به «لبیک یا مهدی» برسد. 💚خوشا به حال کسی که زائر حسین علیهالسلام باشد؛ و خوشا به حال آن زائری که بداند مقصد نهایی این راه، رسیدن به خیمه فرزند حسین، حضرت بقیةالله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف است. 🤲اللهم عجل لولیک الفرج، واجعلنا من أنصاره وأعوانه والمستشهدين بين يديه. ✨🙏#اربعین_حسینی 🏴#امام_حسین #امام_زمان 💚#لبیک_یا_حسین 🚩#لبیک_یا_مهدی 🕊️
🌿 نور | قسمت نهم✨ علم الهی؛ از نور ذات تا ظهور علم ولایت🔹 آنچه گذشت...در قسمتهای پیشین دربارهٔ حقیقت نور الهی، «نورالله التام»، «معرفت بالنورانیة» و جایگاه اهلبیت علیهمالسلام در سلسلهٔ نور واحد سخن گفتیم.⛓💥اکنون باید به یکی از عمیقترین پیوندها در این مسیر توجه کنیم؛ پیوند میان علم، نور و ولایت.✨ علم؛ حقیقتی از ذات الهی💎در معارف توحیدی اهلبیت علیهمالسلام، علم خداوند چیزی افزوده بر ذات او نیست؛ بلکه علم، عین ذات الهی است.امام صادق علیهالسلام میفرمایند:«إِنَّ اللهَ عِلْمٌ»«همانا خداوند، علم است.»📚 التوحید، شیخ صدوق، ص ۱۳۷و در روایت دیگری آمده است:«الْعِلْمُ ذَاتُهُ»«علم، همان ذات اوست.»📚 التوحید، شیخ صدوق، ص ۱۳۹این روایات بیانگر آن هستند که علم الهی مانند علم مخلوقات نیست؛ زیرا انسان ابتدا جاهل است و سپس به وسیلهٔ یادگیری، صاحب علم میشود؛ اما خداوند ازلی و ابدی است و علم او جدا از حقیقت ذات او نیست.از همین رو، در حدیث دیگری آمده است:«رَبُّنَا نُورِيُّ الذَّاتِ، حَيُّ الذَّاتِ، عَالِمُ الذَّاتِ...»📚 التوحید، شیخ صدوق، ص ۱۴۰💫یعنی نور، حیات و علم، همگی در نسبت با حقیقت ذات الهی بیان شدهاند.✨ امیرالمؤمنین علیهالسلام؛ علم خدا🔰هنگامی که این حقیقت را در پرتو روایات ولایت بررسی میکنیم، به تعبیری شگفتانگیز میرسیم.🔺امیرالمؤمنین علی علیهالسلام بدون هیچ قیدی میفرمایند:🔻«أَنَا عِلْمُ اللَّهِ»«من علم خدا هستم.»📚 التوحید، شیخ صدوق، ص ۱۶۴ هنگامی که امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند:«أَنَا عِلْمُ اللَّهِ»مقصود آن نیست که علمی مستقل در برابر علم الهی وجود دارد؛ بلکه سخن از ظهور همان حقیقت علمی است که سرچشمهٔ آن ذات الهی است. یعنی در یک کلام انفصالی وجود ندارد✨ علم؛ نوری که خداوند در قلبها قرار میدهد♦️امام صادق علیهالسلام دربارهٔ حقیقت علم میفرمایند:«لَيْسَ الْعِلْمُ بِكَثْرَةِ التَّعَلُّمِ، إِنَّمَا الْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللَّهُ فِي قَلْبِ مَنْ يَشَاءُ»«علم، فراوانی آموختن نیست؛ بلکه نوری است که خداوند در قلب هر که بخواهد قرار میدهد.»📚 مصباح الشريعة⁉️در اینجا پرسشی مهم مطرح میشود:اگر علم در مرتبهٔ ذات الهی عین ذات اوست، چگونه همین علم به قلب انسان راه پیدا میکند؟آیا این به معنای حلول ذات الهی در قلب انسان است؟✏️پاسخ آن است که مقصود از این علم، ورود ذات الهی در وجود انسان نیست؛ بلکه سخن از ظهور و افاضهٔ نور علم است.همانطور که قبلا گفتیم نور، مثالی برای نزدیک شدن ذهن انسان به حقیقتی فراتر از عالم محسوس است.🔆خورشید را در نظر بگیرید؛ نور خورشید در سراسر جهان منتشر میشود، در چشم انسان وارد میشود، در آب و آینهها انعکاس مییابد و سبب آشکار شدن اشیا میشود؛ اما خود خورشید از جایگاه خویش منتقل نمیشود و در هیچ چیزی حلول نمیکند.آنچه در اشیا حضور دارد، شعاع و ظهور نور خورشید است، نه ذات خورشید.⬅️همین معنا دربارهٔ علم الهی نیز صادق است ✨ معرفت الله؛ معرفتی بالنورانیهاکنون معنای حدیث نورانی امیرالمؤمنین علیهالسلام روشنتر میشود:💫شناخت الله شناخت من است به نورانیت💫زیرا اهلبیت علیهمالسلام همان علمُالله هستند؛ یعنی مَظهَر و مُظهِر آن علمی که در مرتبهٔ ذات الهی، عین ذات اوست.همان نوری که خداوند در قلب مؤمن قرار میدهد، پرتوی از همان حقیقت علم الهی است؛ ☀️پس اهلبیت علیهمالسلام حقیقتی جدا از علم الهی نیستند؛ بلکه ظهور کامل همان نوری هستند که سرچشمهٔ آن ذات الهی است.☀️ و این همان معنای عمیق معرفت بالنورانیة است؛شناخت نوری که انسان را به سرچشمهٔ نور میرساند.نتیجه:🌿 خداوند، نور و علم مطلق است؛🌿 اهلبیت علیهمالسلام، علم و نور الهی در مقام هدایتاند؛🌿 و قلب مؤمن، محل دریافت پرتوی از این نور است.🌻ادامه دارد...#نور#علم#ذات#علمالله#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🌿 نور | قسمت هشتم✨ آن سوی روشنایی؛ سفری به حقیقت نور الهی🔹 آنچه گذشت...در قسمتهای گذشته درباره «نور واحد»، «معرفت بالنورانیة» و جایگاه اهلبیت علیهمالسلام در سلسله نور الهی سخن گفتیم. اکنون باید به پرسشی عمیقتر پرداخت:⁉️ اگر نور، حقیقتی الهی است و اهلبیت علیهمالسلام «نورالله التام» معرفی شدهاند، این نسبت چگونه بیان شده است؟✨ نوری که در آن هیچ ظلمتی نیست💠در معارف توحیدی اهلبیت علیهمالسلام، هنگامی که از خداوند با تعبیر نور سخن گفته میشود، مقصود نور محسوس و مادی نیست؛ بلکه حقیقتی است که هیچ نقص و محدودیتی در آن راه ندارد.در حدیثی از امام صادق علیهالسلام آمده است:🔅«نُورٌ لَا ظُلْمَةَ فِيهِ»🔅«نوری که هیچ تاریکی در آن نیست.»📚 التوحید، شیخ صدوق، ص ۱۳۷و در روایت دیگری آمده است:🔆«وَاللَّهُ نُورٌ لَا ظَلَامَ فِيهِ، وَحَيٌّ لَا مَوْتَ لَهُ، وَعَالِمٌ لَا جَهْلَ فِيهِ، وَصَمَدٌ لَا مَدْخَلَ فِيهِ، رَبُّنَا نُورِيُّ الذَّاتِ...🔆📚 التوحید، باب صفات الذات و صفات الأفعال، حدیث ۴، ص ۱۴۰✏️این تعبیر، نکتهای اساسی را بیان میکند:نورانیت خداوند، چیزی خارج از حقیقت او نیست؛ بلکه در بیان روایی، نورانیت با ذات الهی نسبت داده شده است.از همین رو، هر نور و ظهوری در عالم، وابسته به آن حقیقتی است که خود هیچ نیازی به نور دیگری ندارد.✨ «نوریّ الذات»؛ سرچشمهای که خود روشن استتعبیر «نُورِيُّ الذَّاتِ» تعبیر بسیار دقیقی است.در این بیان، خداوند مانند موجودات عالم نیست که روشنایی را از چیزی دیگر دریافت کند؛ بلکه او مبدأ هر روشنایی است.همان حقیقتی که امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهجالبلاغه درباره آن میفرمایند:☀️«أَضَاءَ بِنُورِهِ كُلَّ ظَلَامٍ»☀️«به نور خود، همه تاریکیها را روشن ساخت.»📚 نهجالبلاغه، خطبه ۱۸۲📌پس نور الهی، نوری وابسته و دریافتشده نیست؛ بلکه هر چه در عالم از هدایت، شناخت و کمال دیده میشود، پرتوی از آن حقیقت است.✨ نورالله التام؛ ظهور نور الهی📃وقتی در روایات، اهلبیت علیهمالسلام با تعبیر:«نُورُ اللهِ التَّام»معرفی میشوند، این تعبیر ما را به یک حقیقت مهم توجه میدهد:نور آنان، حقیقتی مستقل در برابر نور خداوند نیست؛ بلکه ظهوری است که نسبت خود را با سرچشمهاش حفظ کرده است.🔃همانگونه که در قسمتهای قبل بیان شد، «نور واحد» به معنای وحدت سرچشمه و حقیقت است؛ نه نفی تفاوتهای ظاهری در ظهور.از این رو، تعبیر «تام» در نورالله التام، اشاره به مرتبهای دارد که در آن، نور هدایت الهی کاملترین ظهور خود را یافته است.✨ ولایت؛ ظهور همان حقیقت نورانییکی از روشنترین بیانها در این زمینه، سخن امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است:«وَلَايَتِي وَلَايَةُ اللَّهِ»♾📚 الأمالي، شیخ صدوق✅این جمله، تنها بیان یک مقام اجتماعی یا تاریخی نیست؛ بلکه از یک پیوند حقیقی میان ولایت ولیّ خدا و ولایت الهی سخن میگوید.ولایت اهلبیت علیهمالسلام، مسیری جدا از خدا نیست؛ بلکه همان راهی است که خداوند برای آشکار شدن هدایت خود در میان بندگان قرار داده است.✨ معرفت نورانیتاکنون معنای حدیث معرفت نورانیت روشنتر میشود:«مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ، وَمَعْرِفَةُ اللَّهِ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ»✨ نوری که از مبدأ خود جدا نمیشوددر نگاه روایات، آغاز این مسیر نورانی از خداوند است و ظهور کامل آن در حجتهای الهی آشکار میشود.از همین جا معنای روایت:«كُلُّهُمْ نُورٌ وَاحِدٌ»آشکارتر میشود؛ زیرا حقیقتی که سرچشمه آن واحد است، در جلوههای متعدد ظهور مییابد.پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، حضرت زهرا سلاماللهعلیها و ائمه اطهار علیهمالسلام، جلوههای همان نور واحدی هستند که در طول تاریخ هدایت بشر جاری شده است.🌿 نتیجهدر کنار هم قرار دادن این روایات، تصویری روشن از حقیقت نور به دست میدهد:خداوند «نُورِيُّ الذَّات» است؛ نوری که هیچ ظلمتی در آن راه ندارد.اهلبیت علیهمالسلام «نورالله التام» هستند؛ ظهوری کامل از آن نور در مقام هدایت.ولایت آنان، ولایت الله معرفی شده است؛ زیرا این ولایت از سرچشمه الهی جدا نیست.و راز معرفت نورانیت در همین نکته نهفته است:شناخت نور اهلبیت علیهمالسلام، شناخت نوری است که انسان را به سرچشمه نور میرساند؛ نوری که آغازش از خداوند است و کاملترین ظهورش در حجتهای او آشکار شده است.🌱 ادامه دارد...#نور#نورالله_التام#نوری_الذات#ولایت_الله#اهل_بیت#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
شناخت امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف بنورانیّت در پرتو آیات و روایاتسلسله: اهلبیت علیهمالسلام؛ تجلی ذات حق — قسمت ۴۸🌿 پس از آنکه حدیث الصورة الأنزعیة حقیقت «واحد» و نسبت آن با نور احدی را بیان کرد، امام صادق علیهالسلام به سراغ یکی از مشهورترین احادیث نبوی میروند؛ حدیثی که قرنها محل بحث محدثان و عارفان بوده استمفضل عرض میکند:يا مولاي، يقول السيد الميم: أنا مدينة العلم وعلي بابهاامام علیهالسلام در پاسخ، پرده از حقیقتی برمیدارند که بدون شناخت مقام نورانی ولایت، فهم آن ممکن نیست:يا مفضل، إنما عنى سلسل الذي تسلسل من نوره، فمعنى قوله: وعلي بابها، يعني أنه هو أعلى المراتب، وباب الميم، ومنه يدخلون إلى المدينة، وعلمُ العلم، وهو المترجم بما يمدّه سيده من علم الملكوت وجلال اللاهوت🌺 این بیان، نشان میدهد که مقصود از «باب»، تنها یک فضیلت اخلاقی یا علمی نیست🔸باب، مجرا است🔸راه ورود است🔸محل اتصال ظاهر به باطن استاز همین رو، امام علیهالسلام فرمودند:منه يدخلون إلى المدينةیعنی هیچ راهی برای ورود به حقیقت علم الهی، جز از طریق این باب وجود ندارد🌿 این همان حقیقتی است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در حدیث دیگری بیان فرمودند:يا علي، أنت باب الله، وأنت الطريق إلى الله📚 بحار الأنوار، ج۳۸، ص۱۱۱باب بودن، یعنی همه راهها به او ختم میشود؛ نه به این معنا که او مقصد مستقل باشد، بلکه چون خداوند چنین قرار داده استهمانگونه که قرآن کریم میفرماید:وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَاهر خانهای را باید از درِ آن وارد شدخانه معرفت الهی نیز بابی دارد، و آن باب، حجت خداست🌺 سپس مفضل حدیث دیگری را مطرح میکند:أنا وعلي كهاتينو امام علیهالسلام در تفسیر آن میفرمایند:ليس يقدر أحد من أهل العلم يفصل بين الاسم والمعنى، غير أن المعنى فوقه؛ لأنه من نور الذات اخترعه، فليس بينه وبين النور فرق ولا فاصل، ولأجل ذلك قال: أنا وعلي كهاتيناین فراز، یکی از دقیقترین تفسیرهای روایی این حدیث استپیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، هرگز سخن از اتحاد شخصی یا یگانگی ذاتی نفرمودند؛ بلکه حقیقتی را بیان کردند که میان «اسم» و «معنا» برقرار استهمانگونه که اسم الهی از معنا جدا نیست و تمام دلالتش به سوی معناست، ولایت علوی نیز از حقیقت محمدی جدایی ندارداز همین جهت، امام علیهالسلام میفرمایند:فليس بينه وبين النور فرق ولا فاصل🌿 این همان سرّی است که در روایت دیگری از امام هادی علیهالسلام نیز آمده است:نحن ظاهر الله ولسنا غير باطنه... الوحدانية معنانا وإن اختلفت أسماؤنا📚 مجمع الأخبار، ص۳۴اختلاف در اسمهاستاما حقیقت واحد استپیامبر، امیرالمؤمنین، فاطمه، حسن، حسین و امامان علیهمالسلام، همگی مظاهر یک نورند؛ همان نوری که خداوند آن را نخستین #تجلی خویش در عالم قرار داد🌺 از همین رو، در روایت دیگری آمده است:كنا بكينونيته قبل الخلق... أوليين أزليين📚 مشارق أنوار اليقين، ج۱، ص۲۵۸یعنی حقیقت نورانی آنان، پیش از عالم ماده و پیش از همه تعینات خلقی، در مقام قرب الهی قرار داشته است؛ هرچند ظهور جسمانی آنان در زمان واقع شده است✨ بنابراین، «باب» بودن امیرالمؤمنین علیهالسلام، تنها باب شهر علم نیست بلکه باب ورود به تمام مراتب معرفت الهی استهر کس از این باب وارد شود، به حقیقت توحید راه مییابد و هر کس این باب را رها کند، هرچند گمان کند خدا را میشناسد، از معرفت کامل محروم خواهد ماند🌿 در بخش آینده، به فراز بسیار مهم دیگری از حدیث الصورة الأنزعیة خواهیم رسید که امام علیهالسلام میفرمایند:من عرف الإشارة استغنى عن العبارة، ومن عرف مواقع الصفة بلغ قرار المعرفةاین فراز، مرز میان معرفت لفظی و معرفت شهودی را روشن میسازد و جایگاه ولایت را در وصول به معرفت حقیقی خداوند تبیین میکند#تجلی#حدیث_انزعیه#امام_زمان
😭برخورد جاهلیت جدید با امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف👉🛎آیا میدانید برخورد شیعیان و مسلمانان و عموم مردم با قائم عجل الله فرجه چگونه خواهد بود؟؟؟!!امتحان سختی است بخوانید و بدانیدجواب از ائمه طاهرین (علیهم السلام)👇👇👇1-امام باقر (علیه السلام) فرمود: قائم ما به حق قیام میکند ،بعد از مایوس شدن از شیعیان ،مردم را سه بار دعوت میکند ،اما کسی جوابش را نمی دهد.📚دلائل الامامه ص455💥الله اکبر 2-امام صادق (علیه السلام) فرمود: اولین قائمی که از ما اهل بیت (علیهم السلام) قیام میکند با شما با احادیثی سخن میگوید که طاقت تحمل آن را ندارید پس بر علیه او خروج میکنید.📚بحار انوار ج52ص375💥الله اکبر3 -امام صادق (علیه السلام) فرمود: زمانیکه پرچم حق ظاهر شود (پرچم قائم) تمام اهل شرق و غرب جهان آن را نفرین می کنند آیا میدانی چرا؟ عرض کردم خیر. فرمود: بخاطر اینکه شخصی از اهل بیتش قبل از امام به سوی مردم می آید.📚غیبت نعمانی ص298💥الله اکبر4-مفضل بن عمر گوید شنیدم امام صادق علیه السلام فرمود : اگر قائم ما قیام کند با شیعیان دروغگو و تکذیب کننده آغاز می کند و آنها را می کشد...📚 اختیار معرفة الرجال للطوسی ج2 ص589 . 📚اثبات الهداة ج3 ص561💥الله اکبر5- هنگامی که قائم قیام کند از امر (ولایت) او کسانی خارج میشوند که همواره چنین به نظر می رسید از یاران او باشند .. 📚غیبت شیخ نعمانی 317💥الله اکبر6-امام صادق(علیه السلام) فرمود: مردم در انتهای غیبت گروه گروه از دین خارج خواهند شد همانگونه که در صدر اسلام وارد می شدند 📚 ملاحم وفتن144💥الله اکبر7- امام باقر علیه السلام فرمود : زمانی که قائم علیه السلام بر نجف کوفه ظاهر شود ، اهل کوفه بر او خروج می کنند در حالی که مصحف ها و کتابهای دینیشان را بر دوش دارند ... پس می گویند : ای فرزند فاطمه ما به تو نیازی نداریم . ما شما را امتحان کردیم و در شما خیری نیافتیم . از همانجایی که آمده اید بازگردید 📚 منتخب الانوار المضيئة ص340💥الله اکبر8- قال الامام الصادق علیه السلام : لو قد قام القائم عليه السلام لأنكره الناس ، لأنه يرجع إليهم شابا موفقا امام صادق (علیه السلام) فرمود : اگر قائم قيام كند مردم او را انكار مى كنند... .📚 الغيبة للنعماني : ص219الله اکبر💥9-امام صادق علیه السلام فرمودند: وقتي قائم ما ظهور كند، با جهل بيشتري نسبت به جاهلان زمان جاهليت رو به رو می شود . او به سوي مردمي ميآيد كه همگي قرآن را عليه او تفسير ميكنند📚غیبت نعمانی ص297⛔️روایات واضحند قائم عجل الله فرجه راتکذیب میکنند ومایوسش میکنند و لعنش میکنند و و بدتر از جاهلیت هستند بر علیه او خروج میکنند و از دین خارج میشوند شیعه و غیر شیعه⛔️به هوش باشید از منکرین و جاهلین نباشیم#آخرالزمان#مهدویت#امام_زمان#علائم_ظهور#جمعه_های_امام_زمانی#اللهم_عجل_لولیک_الفرجگروه↙️https://t.me/+8PZ8_98P5-ExZWNk
💚#شباهت_مهدی موعود به پیامبران الهی (۱) 👤شباهت به حضرت #آدم در خلیفةالهیپیامبر_اکرم ﷺفرمود:مهدی عجل الله فرجه در حالی که قطعه ابری بر سر او سایه افکنده قیام مینماید در آن حال گوینده ای اعلام خواهد داشت که: 🔻🔻🔻👈🌹«این مهدی خلیفه خداوند است از او پیروی کنید .»📚بحار الانوار. ج۵۱. ص۸۱➖➖➖➖➖#اللهم_عجل_الوليك_الفرج #جمعه_های_امام_زمانی#اللهمعجـللولیڪالفـرج
🔹فرازی از سلام روز جمعه به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف🍃🌸🍃#مهدویت حضرت امام حسین علیه السلامدر عالَم مکاشفه به یکی از علمای قم فرمودند :"... #مهدیمادرعصرخودشمظلوماست تا می توانید درباره آن حضرت سخن بگویید درباره ی همه ی معصومین گفته اید ؛چون👈🏻حضرات معصومین همه درعصمت و ولایت و امامت #یکی هستندو چون این #زمان ، 👈🏻 #دورانمهدیمااستسزاوار است درباره او بیشتر گفتگو شود.و در خاتمه فرمودند :✅👈🏻باز تاکید می کنم درباره ی مهدی ما👈🏻زیاد سخن بگویید و بنویسید.👈🏻#مهدیمامظلوماست 👉🏻بیش از آنچه نوشته و گفته شدهباید درباره اش نوشت و گفت." 📚صحیفه مهدیه ، چاپ هفدهم ، صص ۵۲ و ۵۳📚بوستان ولایت : ۱۸/۲ .#جمعه_های_امام_زمانی#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🌿 نور | قسمت هفتم✨ «الزهراء»؛ تجلی نور و اشراق در پرتو قرآن و روایات🔹 آنچه گذشت...در قسمتهای پیشین، دربارهٔ حقیقت نور الهی، «معرفت بالنورانیة» و جایگاه اهلبیت علیهمالسلام به عنوان مظاهر نور الهی سخن گفتیم. همچنین بیان شد که نور در این نگاه، حقیقتی است که از مبدأ الهی سرچشمه میگیرد و در مراتب مختلف ظهور مییابد.✨ الزهراءنام «زهرا» از زیباترین نامهایی است که در فرهنگ اسلامی با مفهوم نور، درخشندگی و ظهور روشنایی پیوند خورده است.این واژه از ریشهٔ «ز هـ ر» گرفته شده است؛ ریشهای که در زبان عربی بر ظهور، آشکار شدن و درخشندگی دلالت دارد.📜ابن فارس در مقاییس اللغة مینویسد:الزاي والهاء والراء أصلٌ صحيح يدلُّ على ضوءٍ وإشراق»یعنی: ریشهٔ «زهر» اصلی صحیح است که بر نور و درخشندگی دلالت میکند.📚 مقاییس اللغة، ابن فارس، ج ۳، ص ۳۶📜ابن منظور در لسان العرب دربارهٔ «زهراء» میگوید:«والمرأةُ زهراء: المشرقةُ الوجه، البيضاءُ المستنيرة»یعنی: زهراء به زنی گفته میشود که چهرهای درخشان و نورانی دارد.📚 لسان العرب، ماده «زهر»، ج ۴، ص ۳۳۱بنابراین، «زهراء» در معنای لغوی، اشاره به حقیقتی دارد که دارای درخشش، ظهور و نورانیت است.✨ حضرت فاطمه سلاماللهعلیها؛ مظهر ظهور نوردر روایتی از امام صادق علیهالسلام آمده است:از حضرت پرسیده شد:❤️«لِمَ سُمِّيَت فاطمةُ الزهراء زهراء؟»چرا فاطمه، زهرا نامیده شد؟امام علیهالسلام فرمودند:«لأنها كانت تزهر لأمير المؤمنين عليه السلام»زیرا برای امیرالمؤمنین علیهالسلام میدرخشید.📚 علل الشرائع، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۱۸۰💠در این روایت، واژهٔ «تزهر» از همان ریشهٔ «زهر» آمده است؛ یعنی حضرت فاطمه سلاماللهعلیها حقیقتی است که نور و درخشندگی در وجود ایشان ظهور یافته است.در برخی منابع حدیثی نیز آمده است:☀️«سُمّيت الزهراء لأن نورها زهرت به السماوات والأرض»یعنی: حضرت زهرا، زهرا نامیده شد؛ زیرا آسمانها و زمین به نور او روشن گردید.📚 بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج ۴۳، ص ۱۲این تعبیر، دقیقا مشابه آیه الله نور السماوات و الارض می باشد.دقیقا همانطور که الله جل جلاله مایه روشنایی و هدایت آسمان ها و زمین است خانم حضرت زهرا سلام الله علیه نیز در این حدیث این گونه معرفی شده اند. 📖 سورهٔ نور، آیهٔ ۳۵این آیه میفرماید:﴿كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ﴾«گویی آن چراغ، ستارهای درخشان و فروزان است.»⭐️«کوکب دُرّی» در لغت عرب، به ستارهای گفته میشود که از شدت صفا و درخشندگی، برجسته و آشکار است.در برخی روایات تفسیری شیعه، اجزای آیهٔ نور بر اهلبیت علیهمالسلام تطبیق شده است💫 تعبیر به کوکب درّی در مورد امام زمان عجّل الله فرجه نشان از زیادتی انوار الهی در وجود آن حضرت است⚡️ این نورانیت فوقالعاده نیز مبدأیی جز وجود صدیقۀ کبری حضرت زهرا سلاماللهعلیها ندارد، چرا که «کوکب درّی» در آیۀ نور به وجود مقدس آن بانوی جبروتی تاویل شده است: «کَأَنَّ فَاطِمَةَ كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ بَيْنَ نِسَاءِ أَهْلِ الْأَرْضِ؛ گویا فاطمه - علیهاالسلام - در میان زنان اهل زمین همانند ستارهای دنبالهدار است»📚 (تفسير قمّی، ج ۲، ص ۱۰۳) ☀️ کما اینکه آن حضرت مبدأ نورانیت حضرات ائمه علیهالسلام هستند: «وَسَلَلْتَ مِنْهَا أَنْوَارَ الْأَئِمَّةِ؛ خدایا تو نور امامان - علیهمالسلام - را به آرامی از فاطمه - علیهاالسلام - بیرون کشیدی»📚 (إقبال الأعمال، ج۲، ص۶۲۵)🏳 از این رو که حضرت حجّت علیهالسلام مظهر انوار صدیقۀ کبری سلاماللهعلیها شدهاند، دولت ایشان در زمان ظهور به نام نامی آن بانوی قدسی خواهد بود و آن حضرت به عنوان «صاحب دولة الزهراء» علیهاالسلام ملقب خواهند شد. ✨ تأمل ذوقی نویسنده در پیوند «اختراع» و «الزهراء»در ادامهٔ مباحث گذشته دربارهٔ تعبیر:«اخترع الله نور محمدٍ من نور عظمته»اگر به معنای ذوقی واژهٔ «اختراع» توجه کنیم، میتوان آن را به مفهوم شکافتن و گشودن دانست؛ گشودنی که در آن حقیقتی پنهان، آشکار میشود.همانگونه که غنچه میشکفد و گلِ نهفته در درون خود را آشکار میسازد، یا نوری که از خورشید ظهور مییابد، «اختراع» در این نگاه ذوقی میتواند اشارهای به ظهور یافتن حقیقتی از مبدأ خویش داشته باشد.و چه لطیف است که یکی از القاب حضرت زهرا سلاماللهعلیها نیز «اُمّالازهار»؛ مادر گلها ذکر شده است.گویی همانگونه که شکفتن غنچه، آغاز ظهور گل است، در سلسلهٔ نورانی اهلبیت علیهمالسلام نیز حضرت زهرا سلاماللهعلیها جایگاه سرچشمهٔ شکوفایی انوار هدایت و ولایت را دارد.🌿 نوری که سرچشمهاش خداوند است، در مظاهر کامل هدایت ظهور مییابد؛ و «الزهراء» نامی است که خود، معنای ظهور، درخشش و آشکار شدن این نور را در خود دارد.🌼ادامه دارد...#نور#الزهراء#حضرت_زهرا#نورالله#اهل_بیت#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
شناخت امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف بنورانیّت در پرتو آیات و روایاتسلسله: اهلبیت علیهمالسلام؛ تجلی ذات حق — قسمت ۴۷🌿 حدیث الصورة الأنزعیة، پس از بیان حقیقت #تجلی، وارد یکی از دقیقترین مباحث توحید میشود؛ یعنی نسبت میان «احد»، «واحد» و حقیقت نور محمدی.امام صادق علیهالسلام میفرمایند:إنَّ الواحدَ الذي أبداهُ الأحدُ من نوره، والأحدُ لا يدخلُ في عدد، والواحدُ أصلُ الأعداد، وإليه عودُها، وهو المكنوندر این بیان نورانی، میان «احد» و «واحد» تفاوتی بنیادین بیان شده است.«احد»، مقام ذات محض الهی است؛ مقامی که هیچ تعین، اسم، رسم، حد و عددی در آن راه ندارد.از همین رو، امام علیهالسلام فرمودند:الأحد لا يدخل في عددزیرا عدد، آغاز کثرت است و ذات الهی، فراتر از هرگونه کثرت و شمارش است.🌺 اما «واحد»، نخستین تعین ظهور است؛ اولین مرتبهای که خلق میتواند از طریق آن، راهی به سوی معرفت پیدا کند.نه اینکه ذات تبدیل به واحد شده باشد؛ 🛎بلکه واحد، نخستین ظهور نور احدی است.از همین رو فرمود:الواحد الذي أبداه الأحد من نورهپس واحد، پرتوی از نور احد است؛ نه چیزی بیرون از او، و نه جزئی از ذات او🌿 همین معنا، سخن امیرالمؤمنین علیهالسلام را روشنتر میکند:أنا المنفرد بالواحدانية في الذات العالية📚 كتاب الطاعة، سلسلة التراث العلوي، ج۹، ص۳۸۰یعنی مقام ولایت، مظهر «واحدانیت» الهی است؛ نه آنکه عین ذات احدیت باشد.از همین جهت، میان «احدیت» و «واحدیت» باید تفکیک کرد؛ همانگونه که میان «#ذات» و «#تجلی» تفاوت وجود دارد🌺 سپس امام علیهالسلام ادامه میدهند:ليس بين الاسم والمعنى فرق ولا فاصلو در ادامه، درباره فرمایش پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله:أنا وعلي كهاتينمیفرمایند:ليس يقدر أحدٌ من أهل العلم يفصل بين الاسم والمعنى، غير أن المعنى فوقه؛ لأنه من نور الذات اخترعه، فليس بينه وبين النور فرق ولا فاصلاین فراز، حقیقتی را بیان میکند که بسیاری از روایات دیگر نیز بر آن دلالت دارند🛎«اسم»، چیزی جدا از «معنا» نیستاسم حقیقی، همان ظهور معناستچنانکه نور، ظهور خورشید است و از آن حکایت میکند، بدون آنکه از آن جدا باشد.اهلبیت علیهمالسلام نیز اسماء حسنای الهیاند؛ زیرا تمام حقیقتشان دلالت بر خداست و هیچ دعوتی به سوی خود ندارند🌿 از همین رو، در حدیث انزعیه آمده است:يدعو إلى مولاه ويشير إلى معناه🩸اسم، همواره به سوی صاحب اسم دعوت میکند🩸اگر کسی در اسم متوقف شود، از معنا محروم خواهد شد🩸و اگر از اسم عبور کند، راهی به سوی معنا پیدا میکند🌺 این همان حقیقتی است که امام صادق علیهالسلام در روایت دیگری فرمودند:من عرفني وصفك، ومن اتصلني عرفك📚 نوائب الدهور، ج۳، ص۲۹۶زیرا شناخت امام، توقف در مخلوق نیست؛ بلکه عبور از اسم به سوی مُسمّی است✨ بنابراین، امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف در عصر غیبت نیز همان «اسم اعظم» الهی در میان خلق است؛ هر کس او را به حقیقت بشناسد، از اسم عبور کرده و به معرفت مُسمّی راه یافته است؛ و هر کس از این باب رویگردان شود، راهی به حقیقت توحید نخواهد یافت.🌿 در بخش آینده، به فراز بسیار دقیق «أنا مدينة العلم وعلي بابها» در تفسیر خودِ حدیث انزعیه خواهیم رسید؛ جایی که امام صادق علیهالسلام رابطه «میم»، «نور ذات»، «مدینه علم» و «باب ولایت» را تبیین میکنند و یکی از عمیقترین اسرار ولایت را آشکار میسازند.#تجلی#حدیث_انزعیه#امام_زمان
🌾🔰از محمد بن سنان از امام صادق علیه نقل است که میگوید شنیدم که حضرت فرمود:🌾🔰«نحن جنب الله و نحن صفوة الله و نحن خير الله و نحن مستودع مواريث الأنبياء و نحن أمناء الله، ونحن وجه الله و نحن أئمة الهدى، و نحن العروة الوثقى و بنا فتح الله و بنا ختم الله ونحن الأولون، ونحن الآخرون و نحن أخيار الدهر ونواميس العصر، و نحن سادة العباد و ساسة البلاد، و نحن النهج القویم و الصراط المستقیم و نحن عین الوجود، و حجّة المعبود و لا يقبل الله عمل عامل جهل حقنا و نحن قناديل النبوة، و مصابیح الرسالة و نحن نور الأنوار و كلمة الجبار، و نحن راية الحق التى من تبعها نجا و من تأخر عنها هوى و نحن أئمّة الدين و قادة الغر المحجلين و نحن معدن النبوة و موضع الرسالة و إلينا تختلف الملائكة و نحن السراج لمن استضاء، والسبيل لمن اهتدى و نحن القادة إلى الجنة و نحن الجسور و القناطر، ونحن السنام الأعظم و بنا ينزل الغيث و بنا ينزل الرحمة، و بنا يدفع العذاب و النقمة، فمن سمع هذا الهدى فليتفقد قلبه فى حبنا فإن وجد فيه البغض لنا و الإنكار لفضلنا، فقد ضل عن سواء السبيل لأننا نحن عین الوجود، و حجة المعبود و ترجمان و حیه و غیبة علمه و میزان قسطه، و نحن فروع الزيتونة و ربائب الكرام البررة، و نحن مصباح المشکاة التی فیها نور النور و نحن صفوة الكلمة الباقية، إلى يوم الحشر المأخوذ لها الميثاق والولاية من الذر:🔹ما جنب خداوند هستیم، 🔹و برگزیدگان خداوند هستیم، 🔹و منتخبان خداوند هستیم، 🔹وارثان پیامبران هستیم. 🔹و ما مورد اعتماد خداوند، 🔹و وجه خداوند، 🔹و ما امامان هدایت، 🔹و ریسمان محکم هستیم. 🔹خداوند با ما آغاز کرد و با ما ختم می کند. 🔹ما اولین و آخرین هستیم، 🔹ما برگزیدگان روزگار، 🔹و ناموس های دوران، 🔹و سادات بندگان، 🔹و سیاست مداران دنیا هستیم، 🔹و راه استوار، 🔹و صراط مستقیم هستیم. 🔹و ما چشمه ی وجود، 🔹و حجت معبود خداوند، 🔹و عمل کسی را که حق ما را نشناسد نمی پذیرد🔹و ما عصاره ی نبوت، 🔹و چراغ های رسالت هستیم. 🔹و ما نور نورها، 🔹و کلمه ی خدای جبار،🔹 و پرچم حق هستیم که هر کس از آن پیروی کند نجات مییابد، 🔸و هر کس از آن عقب بیفتد گمراه می شود، 🔸و ما امامان دین، 🔸و رهبران برجسته ی تکامل، 🔸و معدن نبوت، 🔸و محل رسالت هستیم. 🔸فرشتگان نزد ما رفت و آمد می کنند، 🔸ما چراغ هستیم برای کسی که نور بخواهد،🔸و راه برای کسی که راهنمایی بخواهد. 🔸ما رهبر به سوی بهشت و پل عبور هستیم، 🔸ما کوه مرتفع هستیم. 🔸به خاطر ما باران و رحمت نازل می شود. 🔸و به خاطر ما عذاب و زجر دفع می شود. 🔸پس هر کس این هدایت را شنید باید قلب خود را 🔸بررسی کند که آیا ما را دوست دارد؟ 🔸اگر در قلب خود احساس خشم و انکار فضیلت ما کرد، 🔸او از راه درست گمراه شده است، 🔸چرا که ما چشمه ی وجود، 🔸و حجت معبود، 🔸و تجسم عینی وحی خدا، 🔸و علم غیب او، 🔸و ترازوی عدالت او، 🔸و شاخه های درخت زیتون، 🔸و دست پروردهی کرامت و نیکوکاری هستیم، 🔸ما چراغ مشکات هستیم که در آن نور نورها وجود دارد، 🔸و کلمه ی خالص باقی تا روز محشر هستیم، 🔸که در عالم ذر برای آن میثاق ولایت گرفته شده است.📚بحارالانوار :ج۲۶ص۲۵۹ح۳۶📚مشارق النوار :ص۱۴۸ب؛برکات خاندان#امام_شناسی#فضایل_اهل_بیت#نحن#امام_زمانت_رااینگونه_بشناس#اللهمعجـللولیڪالفـرج
📽 #کلیپ👌#پیشنهاد_دانلود▪️امام حسین علیهالسلام، حقیقت اشک هر مومن#اشک#امام_حسین علیه السلام#اللهم_عجل_الوليك_الفرج
🌿 نور | قسمت ششم✨ از نور عظمت الهی تا نورالله التام؛ راز ظهور نور محمدی🔹 آنچه گذشت...در قسمتهای پیشین دربارهٔ «معرفت بالنورانیة» سخن گفتیم؛ اینکه در نگاه روایات، شناخت نورانیت ولیّ خدا، عیناً شناخت حقیقت هدایت الهی است.اکنون باید به یکی از عمیقترین تعابیر روایی دربارهٔ آغاز این نور توجه کنیم.⭐️در روایتی از امام کاظم صلوات الله علیه آمده است:«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى خَلَقَ نُورَ مُحَمَّدٍ ﷺ مِنْ نُورٍ اخْتَرَعَهُ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ وَجَلَالِهِ، وَهُوَ نُورُ لَاهُوتِيَّتِهِ الَّذِی ابْتَدَأَ مِنْ لَاهٍ...»«خدای متعال نور محمد صلیاللهعلیهوآله را از نوری آفرید که آن را از نور عظمت و جلال خود اختراع کرد؛ و آن، نور لاهوتی او بود که از لاه به وجود آمده بود...»📚 بحارالأنوار، ج ۲۶، ص ۵📚 تأویل الآیات الظاهرة، ص ۳۹۳💠در این روایت، چند تعبیر شایستهٔ تأمل وجود دارد؛ از جمله «نور عظمت و جلال الهی» و «نور لاهوتی».1⃣در این روایت، تعبیر «نور عظمت و جلال الهی» قابل تأمل است؛ یعنی سخن از نوری است که در مرتبهای از ظهورات الهی، نسبت ویژهای با عظمت و جلال پروردگار دارد.2⃣واژهٔ «لاه» در برخی توضیحات لغوی و عرفانی، به عنوان صورت کوتاهشدهای از «إله» یا اشارهای به مرتبهٔ الوهیت الهی بیان شده است؛ یعنی اشاره به مبدأیی که این نور از آن آغاز میشود3⃣اما تعبیر مهمتر، واژهٔ «اختراع» است.📌 واژهٔ «اختراع» از ریشهٔ «خ ر ع» گرفته شده است. در برخی منابع لغوی، این ریشه با معنای شکافتن، گشودن و باز کردن آمده است.در لسان العرب میخوانیم:«الخَرْعُ: الشَّقُّ»یعنی: «خَرع به معنای شکافتن است.»📚 لسان العرب، ماده «خرع»🎇این ریشه، میتواند نکتهای لطیف در فهم این تعبیر روشن کند.در این نگاه، «اختراع» تنها به معنای ایجاد چیزی جدا و بیارتباط با مبدأ نیست؛ بلکه میتواند اشاره به گشوده شدن و ظهور یافتن حقیقتی از سرچشمهٔ خود داشته باشد.همانگونه که در برخی تعابیر روایی آمده است:☀️«کما أن نور الشمس من الشمس»☀️یعنی: همانگونه که نور خورشید از خورشید است.💫نور خورشید چیزی بیگانه از خورشید نیست، بلکه ظهور و پرتوی از همان مبدأ است؛ وابسته به سرچشمهای که از آن آشکار شده است.بر همین اساس، تفاوتی لطیف میان «خلق» و «اختراع» در این تعبیر قابل توجه است؛ زیرا روایت تنها از یک آفرینش معمولی سخن نمیگوید، بلکه بر نحوهٔ نسبت این نور با مبدأ الهی تأکید میکند؛ نوری که به ارادهٔ خداوند ظهور یافته و پیوسته وابسته به سرچشمهٔ خود است.از همین منظر، روایت مشهور از رسول خدا صلی الله علیه و آله را میخوانیم:⚡️«أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِي»«نخستین چیزی که خداوند آفرید، نور من بود.»📚 بحارالأنوار، ج ۱۵، ص ۲۴✅ «اول بودن» در اینگونه معارف، تنها به معنای تقدم زمانی نیست، بلکه میتواند اشاره به نخستین مرتبهٔ ظهور و نزدیکترین به مبدأ فیض الهی داشته باشد.نور، از آن جهت که خود آشکار است و سبب آشکار شدن دیگر چیزها میشود، مناسبترین تعبیر برای بیان این حقیقت است.🔶از این رو، هنگامی که در روایات از «نور محمدی» و سپس نور اهلبیت علیهمالسلام سخن گفته میشود، سخن از حقیقتی واحد است که در مراتب مختلف ظهور یافته است؛ همان حقیقتی که در روایت «کُلُّهُم نورٌ واحد» از آن یاد شده است.♦️و بر همین اساس، تعبیر «🔺نورالله التام🔻» دربارهٔ اهلبیت علیهمالسلام که در زیارتی به آن اشاره شده معنا پیدا میکند؛ نه به این معنا که نور دیگری در برابر آن وجود دارد، بلکه اشاره به این دارد که این نور، تمامترین ظهور نور الهی در مسیر هدایت است؛ نوری که از مبدأ الهی سرچشمه گرفته و چیزی خارج از آن در این مقامِ ظهور باقی نمیماند.♥️نتیجه آن که پس نوری که در آغاز، از عظمت و جلال الهی و با تعبیر «اختراع» بیان شد، همان نوری است که در مسیر هدایت عالم آشکار میشود؛ نوری که آغازش از مبدأ الهی است و کمال ظهورش در حجتهای خداوند نمایان میگردد.🌺ادامه دارد...#نور#نوراللهالتام#اول#اختراع#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
شناخت امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف بنورانیّت در پرتو آیات و روایاتسلسله: اهلبیت علیهمالسلام؛ تجلی ذات حق _ ۴۶🌿 اکنون به یکی از بنیادیترین فرازهای حدیث الصورة الأنزعیة میرسیم؛ فرازی که بسیاری از روایات درباره «وجه الله»، «اسماء الحسنی»، «ظاهر الله»، «باب الله» و «مثل اعلی» را تفسیر میکندامام صادق علیهالسلام میفرمایند:النورُ مِنَ الذاتِ بلا تبعيض، وغائبٌ في غيبِه بلا استتار، ومشرقٌ منه بلا انفصال، كالشعاع من القرصو نیز میفرمایند:يا مفضل... تلك بيوتُ النور، وقُمُصُ الظهور، وألسنُ العبارة، ومعدنُ الإشارة، حجبك بها عنه، ودلك منها إليه، لا هي هو ولا هو غيرها، محتجبٌ بالنور، ظاهرٌ بالتجلّي، كلٌّ يراه بحسب معرفتهاین دو فراز، اساس فهم #تجلی را بیان میکنند.امام علیهالسلام نه از جدایی سخن میگویند، نه از حلول، نه از اتحاد و نه از تجزیه؛ بلکه از# تجلّی سخن میگویندبرای تقریب ذهن نیز مثال میآورند:كالشعاع من القرصشعاع، همه حقیقت خود را از خورشید دارد، اما خورشید نیست؛ از آن جدا نشده، ولی مستقل از آن نیز نیستاهلبیت علیهمالسلام نیز چنیناند؛ نه ذات خدا هستند و نه موجودی مستقل در برابر او؛ بلکه کاملترین مظهر نور الهی و مجرای ظهور اسماء و صفات اویند🌺 همین حقیقت در روایت دیگری از امام صادق علیهالسلام نیز آمده است:أنت كُلّي وأصلي، منك ظهرت، وفيَّ أشرقت... فاطّلعتني ولم تفصلني، فأنت مني بلا تبعيض، وأنا منك بلا حول📚 نوائب الدهور، ج۳، ص۲۹۶یعنی ظهور، بدون انفصال است؛ اشراق، بدون جدایی؛ و تجلی، بدون آنکه ذات الهی دچار تبعیض یا تغییر گردد.از همین رو، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:يا علي، أنت حجةُ الله، وأنت بابُ الله، وأنت الطريقُ إلى الله، وأنت المثلُ الأعلى📚 بحار الأنوار، ج۳۸، ص۱۱۱باب، مقصد نیست؛ اما راه ورود به مقصد، جز از باب ممکن نیست و جدا از او هم نیست پس همه معرفت، عبادت و وصول به خدا، از مجرایی است که خود خدا قرار داده است.از همین حقیقت، دعای رجبیه پرده برمیدارد:««لا فرق بينك وبينها إلا أنهم عبادك وخلقك.»»یعنی در مقام ظهور اسماء و صفات الهی، هیچ گسست و دوگانگی نیست؛ اما همه این مقام، در چارچوب عبودیت محض تحقق یافته است. همین جمله، هرگونه توهم الوهیت، حلول یا استقلال را نفی میکندو به همین جهت، حدیث مشهور نیز میفرماید:العبودية جوهرٌ كنهها الربوبية📚 بحار الأنواریعنی هرچه عبودیت کاملتر شود، ظهور ربوبیت الهی در آن کاملتر خواهد بود؛ نه اینکه عبد رب بالاستقلال یا همان کنه ذات ربوبی باشد 🌿 بنابراین، وقتی در روایات میخوانیم:بِي تُحمَد، وبِي تُعبَدیا:من عرفني وصفك، ومن اتصلني عرفك👈مقصود آن نیست که عبادت متوجه امام باشد؛ بلکه امام، کاملترین مظهر هدایت الهی و باب معرفت خداست؛ همان «بیت نور»، «قمیص ظهور» و «لسان عبارت» که حدیث انزعیه بیان کرده است اما چون کنه ذات دست نیافتنی ست راهی جز پرداختن به ظهورات نیست و دوگانگی هم برداشته شده ✨ پس نتیجه همه این روایات یک حقیقت است:اهلبیت علیهمالسلام نه کنه ذات خدا هستند و نه مستقل از آن ، بلکه کاملترین تجلی نور الهی، جامعترین مظهر اسماء و صفات، و باب معرفت و عبودیت خداوند هستند؛ و از همین رو، شناخت امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف، آغاز معرفت صحیح خداوند و توحید ناب است #تجلی_ذات#حدیث_انزعیه#امام_زمانگروه↙️https://t.me/+8PZ8_98P5-ExZWNk
🌿 نور | قسمت پنجم✨ معرفت بالنورانیة؛ شناخت نور الهی و جایگاه ولیّ خدا در مسیر معرفت🔹 آنچه گذشت...در بخش پیشین ثابت کردیم که منظور از نور واحد حضرات آل الله علیهم السلام هستند⁉️اکنون پرسش مهم این است:شناخت این نور چه ارتباطی با شناخت خداوند دارد؟در مسیر معرفت الهی، انسان با پرسشی بنیادین روبهرو میشود:اگر خداوند غیب مطلق است و ذات او فراتر از هر تصور و احاطهای قرار دارد، انسان چگونه میتواند به معرفت او برسد؟چگونه میتوان به حقیقتی رسید که قرآن از آن با نام جامع «الله» یاد میکند؟در معارف اهلبیت علیهمالسلام، پاسخ به این پرسش در مفهومی عمیق بیان شده است:💫معرفت بالنورانیة.💫امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرمایند:«لَا یَسْتَکْمِلُ أَحَدٌ الْإِیمَانَ حَتَّى یَعْرِفَنِی کُنْهَ مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیَّةِ...»«هیچکس به کمال ایمان نمیرسد، مگر اینکه مرا آنگونه که شایستهٔ شناخت من است، به نورانیت بشناسد.»👈این سخن، از مرتبهای فراتر از شناخت ظاهری سخن میگوید.شناخت تاریخ، ، شجاعت، علم و مقام امیرالمؤمنین علیهالسلام، گرچه ارزشمند است، اما آن حقیقتی که در این حدیث مورد تأکید قرار گرفته، شناخت مقام نورانی ایشان است.زیرا امام در این نگاه، تنها یک شخصیت تاریخی نیست؛ بلکه نشانهای از هدایت الهی و مظهر اسماء و صفات خداوند در عالم است.🌟 الله؛ اسم جامع همه کمالات الهی استحضرت در ادامه میفرمایند:❤️«مَعْرَفَتِی بِالنُّورَانِیَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ، وَمَعْرِفَةُ اللَّهِ مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیَّةِ.»❤️«شناخت من به نورانیت، شناخت خداست؛ و شناخت خدا، شناخت من به نورانیت است.»این تعبیر، یکی از عمیقترین فرازهای این حدیث است.زیرا «الله» در معارف توحیدی، تنها یک نام نیست؛ بلکه اسم جامع الهی است؛ اسمی که همهٔ صفات کمال را در بر میگیرد:علم مطلق،قدرت مطلق،رحمت مطلق،و سرچشمهٔ همهٔ کمالاتاما پرسش اساسی این است:انسان چگونه میتواند با حقیقتی چنین بلند و نامحدود ارتباط معرفتی پیدا کند؟پاسخ این حدیث، معرفت نورانیت ولیّ خداست.ولیّ کامل خدا آینهای است که هدایت، علم، رحمت و دیگر اسماء الهی در او به کاملترین شکل ظهور یافته است.از این رو، توجه و شناخت به مقام نورانی ولیّ خدا، عینا و بدون فاصله شناخت الله است.❌به همین دلیل، حدیث نمیگوید:«علی را بشناس و سپس خدا را بشناس.»✅بلکه با تعبیری عمیقتر میفرماید:شناخت الله در این مرتبه، همان شناخت علی علیهالسلام به نورانیت است.🌱 تفاوت شناخت شخصیت و شناخت نورممکن است انسانی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را از نظر تاریخی بشناسد؛بداند فرزند ابوطالب است،در غدیر چه مقامی یافت،در میدانهای نبرد چه کرد،اما شناخت نورانیت، مرتبهای فراتر است.💠شناخت نورانیت یعنی شناخت حقیقتی که در پسِ این ظاهر تاریخی قرار دارد؛ یعنی شناخت جایگاهی که خداوند برای هدایت و ولایت در عالم قرار داده است.🔰در این مرتبه، امام تنها به عنوان یک شخصیت بزرگ تاریخی دیده نمیشود؛ بلکه به عنوان نشانهای نورانی برای راهنمایی انسان به سوی خداوند شناخته میشود.به همین دلیل است که حضرت میفرمایند:کسی که مرا به این معرفت نشناسد، هنوز در مرحلهٔ شک و تردید است.🌅معرفت نورانی یعنی دیدن امام در جایگاهی که خداوند برای ظهور هدایت و ولایت خود قرار داده است.پس حدیث معرفت بالنورانیة، انسان را از یک شناخت معمولی عبور میدهد و به افقی دیگر میبرد:از شناخت یک شخصیت، به شناخت یک حقیقت؛از شناخت ظاهر، به شناخت نور.✨ اما شاید ژرفترین و تأملبرانگیزترین فراز این حدیث، همین جملهٔ نورانی باشد:❤️ «وَمَعْرِفَةُ اللَّهِ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ.» ❤️درنگ در این جمله، انسان را به اندیشهای عمیق فرامیخواند.🍃گویی این تقابل، هرگونه فاصله را از میان برمیدارد و نشان میدهد که در این مرتبه، دیگر سخن از دو شناخت جداگانه نیست؛ بلکه سخن از یک حقیقت واحد است که اگر از افق ظهورش در ولیّ خدا نگریسته شود، معرفتِ نورانیت نام میگیرد، و اگر از افق انتسابش به حضرت حق دیده شود، معرفتِ الله.از همین رو، حدیث بر واژهٔ «نورانیت» تکیه میکند؛ زیرا سخن از شناخت یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه از شناخت حقیقتی الهی است؛ حقیقتی که خداوند آن را مظهر هدایت و ولایت خویش در عالم قرار داده است.شاید راز ماندگاری این حدیث نیز در همین نکته نهفته باشد؛ اینکه انسان را از شناختِ اشخاص عبور میدهد و به مشاهدهٔ نور رهنمون میسازد؛ نوری که هرجا جلوه کند، جز به خدا دعوت نمیکند و هر که آن را به حقیقت بشناسد، به همان اندازه از معرفت «الله» بهرهمند شده است.🌿 و چه پایان باشکوهی برای این بیان، همان جملهای است که هر بار خوانده شود، افقی تازه از معرفت را میگشایدادامه دارد#نور#الله#نورانیت#معرفت#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🌿 نور | قسمت چهارم✨ کُلُّهُم نورٌ واحِد؛ حقیقتی واحد در جلوههای متعدد🔹 آنچه گذشت...در بخشهای پیشین دیدیم که «نور» در نگاه قرآن، تنها روشنایی ظاهری نیست؛ بلکه حقیقتی است که نشانهٔ هدایت، معرفت و ظهور حقیقت الهی است.و نورالله همان حضرات آل الله علیهم السلام هستند.خداوند دربارهٔ نور الهی میفرماید:🌺﴿يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ﴾🌺(سورهٔ صف، آیهٔ ۸)◀️خداوند در این آیه از «نورِ خود» سخن میگوید؛ نه از انوار متعدد. این تعبیر، اشارهای لطیف به یک حقیقت واحد دارد؛ حقیقتی که سرچشمهٔ همهٔ هدایتها و روشناییهای الهی است و هیچ ارادهای نمیتواند آن را خاموش سازد. اما این پرسش مطرح میشود که اگر حقیقت نور الهی واحد است، چگونه این نور در عالم آفرینش و در طول تاریخ، در جلوههای متعدد ظهور پیدا میکند؟برای پاسخ، باید میان وحدت حقیقت و تعدد ظهورها تفاوت گذاشت.🌈برای نزدیک شدن به این معنا، میتوان به یک مثال در جهان طبیعت توجه کرد؛ مثال منشور.نور سفید، در ظاهر یک نور واحد است؛ اما هنگامی که از منشور عبور میکند، رنگهای مختلف آن آشکار میشود. این رنگها نورهای مستقل و جدا از یکدیگر نیستند؛ بلکه جلوههای همان نور واحد هستند که برای چشم انسان به صورتهای مختلف دیده میشوند.البته این مثال تنها برای تقریب ذهن است، نه اینکه حقیقت نور الهی یا حقیقت اهلبیت علیهمالسلام با یک پدیدهٔ مادی مقایسه شود؛ بلکه تنها نشان میدهد که:کثرت در ظهور، همیشه به معنای کثرت در حقیقت نیست.💫نکتهای قابل تأمل در این میان، کاربرد واژههای «نور» و «ظلمات» در قرآن کریم است. واژهٔ «نور» در تمام قرآن به صورت مفرد آمده است؛ در حالی که واژهٔ «ظلمات» به صورت جمع به کار رفته است.👈این تفاوت در تعبیر، اشارهای لطیف به یک حقیقت عمیق دارد؛ اینکه سرچشمهٔ نور، حقیقتی واحد و یگانه است، اما تاریکیها، حجابها و موانع متعدد و گوناگون هستند.✅از همین منظر، میتوان گفت نور در عالم هستی در اصل، یکی است؛ اما هنگامی که این حقیقت واحد در مراتب مختلف آفرینش ظهور مییابد و به عالم دنیا میرسد، میتواند در مظاهر و جلوههای متعدد آشکار گردد.همانگونه که نور سفید پس از عبور از منشور، در قالب رنگهای گوناگون دیده میشود.☀️در روایات اهلبیت علیهمالسلام نیز بر همین حقیقت تأکید شده است.از جمله آمده است:«کُلُّهُم نُورٌ واحِد»یعنی:«همهٔ آنان یک نور هستند.»📚 بحارالأنوار، ج ۲۵، ص ۱؛ ج ۳۶، ص ۲۸۰این روایت بیانگر آن است که اگرچه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، حضرت فاطمهٔ زهرا سلاماللهعلیها و امامان معصوم علیهمالسلام در زمانهای مختلف و با مسئولیتهای گوناگون در عالم ظهور کردهاند، اما حقیقت نورانی آنان یکی است.در روایت دیگری آمده است:«لأنّا كلُّنا واحدٌ، أوّلُنا محمّد، وآخرُنا محمّد، وأوسطُنا محمّد، وكلُّنا محمّد، فلا تُفرِّقوا بيننا»🌺ترجمه:«ما همگی یکی هستیم؛ اول ما محمد است، آخر ما محمد است، وسط ما محمد است، بلکه همهٔ ما محمد هستیم؛ پس میان ما جدایی نیندازید.»📚 بحارالأنوار 📌این بیان، اشاره به وحدت حقیقت و سرچشمهٔ نورانی اهلبیت علیهمالسلام دارد؛ وحدتی که فراتر از تفاوتهای ظاهری، زمانی و تاریخی است.همچنین امام صادق علیهالسلام در تفسیر عبارت:﴿نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ﴾فرمودند:«إمامٌ بعد إمام»📚 بحارالأنوار، ج ۴، ص ۱۵؛ التوحید، ص ۱۵۷؛ معانی الأخبار، ص ۱۵🖌پس وحدت نور به معنای یکسان بودن نقشهای تاریخی نیست؛ بلکه به معنای وحدت حقیقتی است که در مراتب مختلف ظهور یافته است.بر همین اساس، هر فضیلتی که با دلیل معتبر برای یکی از اهلبیت علیهمالسلام ثابت شود، ریشه در همان حقیقت واحد نورانی دارد.🌤و از همین منظر، حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف وارث و ادامهدهندهٔ همان نور واحدی است که در طول تاریخ هدایت بشر جریان داشته است؛ نوری که از سرچشمهٔ ولایت الهی آغاز شده و در سلسلهٔ حجتهای خداوند ظهور یافته است.خداوند میفرماید:﴿وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا﴾✨(سورهٔ زمر، آیهٔ ۶۹)امام صادق علیهالسلام در تفسیر این آیه فرمودند:«رَبُّ الْأَرْضِ، إِمَامُ الْأَرْضِ»🌸«پروردگار زمین، امام زمین است.»📚 تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۵۳؛ بحارالأنوار، ج ۷، ص ۳۲۶؛ تفسیر اهلبیت علیهمالسلام، ج ۱۳، ص ۳۱۲🌧آری، روزی خواهد رسید که زمین به نور امام خویش روشن خواهد شد؛ نوری که همان حقیقت واحد الهی است که در طول تاریخ، چراغ هدایت انسانها بوده و سرانجام تاریکی جهل و ظلم را کنار خواهد زد.همان نوری که در آغاز آفرینش شناخته شد، در پایان تاریخ نیز آشکار خواهد شد و وعدهٔ الهی را در سراسر هستی به ظهور خواهد رساند.ادامه دارد ...#نور#نور_واحد#احد#حضرت_مهدی#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🔴 🎬 بعد از ظهور چه میشود ؟ #دنیای_بعد_ظهور #عجایب_ظهور #امام_زمان #برای_ظهور#جمعه_های_امام_زمانی#مهدویت۰〰️〰️〰️〰️〰️🤲 اللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّڪَ الْفَرَجگروه↙️https://t.me/+8PZ8_98P5-ExZWNk
آیا واقعاً دو سوم مردم می میرند؟ آیا دوست ندارید که جزو یک سوم باقیمانده باشید؟.. #مهدویت#جمعه_های_امام_زمانی#اللهم_عجل_الوليك_الفرجگروه↙️https://t.me/+8PZ8_98P5-ExZWNk
🌿 نور | قسمت سوم✨ تجلی نور الهی در آیینهٔ اهلبیت علیهمالسلام🔹 آنچه گذشت...در بخش پیشین دیدیم که قرآن، «نور» را تنها روشنایی ظاهری نمیداند، بلکه آن را مثالی برای فهم حقیقتی فراتر از عالم ماده قرار میدهد؛ حقیقتی که سرچشمهٔ هدایت، معرفت و هستی است.⁉️اکنون این پرسش مطرح میشود:اگر خداوند نور آسمانها و زمین است، این نور در جهان آفرینش چگونه تجلی مییابد؟﴿اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾(سورهٔ نور، آیهٔ ۳۵)🔰در ظاهر، این آیه خداوند را نور آسمانها و زمین معرفی میکند؛ اما در روایات اهلبیت علیهمالسلام و در سنت تفسیری شیعه، لایهای عمیقتر از این حقیقت بیان شده است؛ لایهای که «نور الهی» را در وجود پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت ایشان جلوهگر میداند.از مشهورترین این روایات، حدیثی است که اجزای تمثیل آیهٔ نور را بر اهلبیت علیهمالسلام تطبیق میدهد. در این روایت، پیامبر اکرم خطاب به امیرالمؤمنین صلوات الله علیهما و آلهما میفرمایند:«نور، نام من است؛ مشکات، تو هستی؛ مصباح، حسن و حسین هستند؛ زجاجه، علی بن الحسین است؛ کوکب دُرّی، محمد بن علی است؛ شجرهٔ مبارکه، جعفر بن محمد است؛ زیتونه، موسی بن جعفر است؛ لا شرقیة و لا غربیة، علی بن موسی است؛ یکاد زیتها، محمد بن علی است؛ یضیء، علی بن محمد است؛ و نورٌ علی نور، حسن بن علی و سپس حضرت مهدی علیهمالسلام هستند.»📚 منابع: المناقب، ج۱، ص۲۸۰؛ تفسیر اهلبیت علیهمالسلام، ج۱۰، ص۲۵۰.💠بر پایهٔ این روایت که یک روایت از ده ها روایت ذیل این آیه است، تمثیل آیهٔ نور تنها یک تصویر ادبی نیست؛ بلکه بر حقیقت نورانی پیامبر و امامان علیهمالسلام نیز تطبیق داده شده است. ✅در این نگاه، آنان کاملترین مظاهر نور الهی در عالم آفرینشاند.روایت دیگری از امام باقر علیهالسلام، این معنا را روشنتر میسازد. آن حضرت در تفسیر آیهٔ:🌹﴿فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنَا﴾🌹(سورهٔ تغابن، آیهٔ ۸)فرمودند:«به خدا سوگند، مقصود از نور، امامان از آل محمد تا روز قیامت هستند. آنان، به خدا سوگند، نور خدا هستند که نازل شده است. آنان نور خدا در آسمانها و زمیناند. به خدا سوگند، نور امام در قلب مؤمن، از خورشید درخشانتر است.»📚 منابع: الکافی، ج۱، ص۱۹۴؛ تأویل الآیات الظاهرة، ص۳۵۶؛ البرهان؛ تفسیر اهلبیت علیهمالسلام، ج۱۰، ص۲۵۲.🌺در این روایت، تعبیر بسیار ژرفی به چشم میخورد. امام علیهالسلام تنها از نقش هدایتگری اهلبیت سخن نمیگویند، بلکه آنان را «نور خدا» معرفی میکنند. بر این اساس، در این سنت تفسیری، نور الهی در عالم از طریق حجتهای الهی ظهور و تجلی مییابد.♥️در روایت دیگری که از ابن عیاش جوهری نقل شده، خداوند متعال در حدیث اسراء خطاب به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید:يَا مُحَمَّدُ، إِنِّي خَلَقْتُكَ وَخَلَقْتُ عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ مِنْ سِنْخِ نُورِي.»«ای محمد! من تو و علی و فاطمه و حسن و حسین را از سنخ نور خود آفریدم.»📚 منبع: مقتضب الأثر، ابن عیاش جوهری، ص۴۵.♦️در این روایت، واژهٔ «سنخ» اهمیت ویژهای دارد. تعبیر «از سنخ نور من» بیانگر آن است که حقیقت وجودی این خاندان، نسبتی ویژه و سنخیتی ممتاز با نور الهی دارد؛ نسبتی که آنان را از دیگران ممتاز میسازد.در روایتی دیگر نیز آمده است:«اخْتَرَعَنَا اللَّهُ مِنْ نُورِ ذَاتِهِ، لَا يُقَاسُ بِنَا بَشَرٌ.»«خداوند ما را از نور ذات خود اختراع کرد؛ هیچ بشری با ما قابل قیاس نیست.»📚 منبع: بحار الأنوار، ج۲۶.⬅️این تعبیر نیز بر جایگاه ممتاز اهلبیت علیهمالسلام تأکید میکند و منشأ وجودی آنان را با تعابیری نورانی توصیف مینماید.در برخی نقلهای عرفانی و متأخر نیز تعابیری دیده میشود که نهایت قرب پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به خداوند را با زبان نور بیان میکنند؛ مانند این عبارت که:«خداوند مرا از ذات خود اختراع کرد، همانگونه که نور خورشید از خورشید جدا نیست...»📚 منبع نقل: نوائب الدهور، ج۳، ص۲۹۶.📌اگر این روایات را در کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویری هماهنگ پدید میآید.از یک سو، قرآن از «نور خدا» سخن میگوید و از سوی دیگر، در روایات شیعه، اهلبیت علیهمالسلام به عنوان کاملترین مظهر این نور معرفی میشوند؛ نوری که دلهای مؤمنان را روشن میکند، راه هدایت را مینمایاند و انسان را به شناخت خداوند نزدیک میسازد.💎بر همین اساس، بسیاری از مفسران شیعه بر این باورند که آیهٔ ﴿اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾ افزون بر بیان صفت الهی، در لایهٔ تأویلی خود به ظهور این نور در عالم نیز اشاره دارد؛ ظهوری که کاملترین جلوهٔ آن در پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت علیهمالسلام دیده میشود.☀️ادامه دارد...#نور#نورالله#اهل_بیت#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
شناخت امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف بنورانیّت در پرتو آیات و روایاتسلسله: اهلبیت علیهمالسلام؛ تجلی ذات حق — قسمت ۴۵🌿 در بخشهای گذشته روشن شد که حدیث انزعیه، همواره دو حقیقت را در کنار یکدیگر حفظ میکند:🔹 تنزیه مطلق ذات الهی.🔹 اثبات کاملترین ظهور اسماء و صفات الهی در حجت خدا.اکنون به فراز دیگری از این حدیث میرسیم که جایگاه اهلبیت علیهمالسلام را در هدایت خلایق روشنتر بیان میکند.حضرت میفرمایند:تلك بيوت النور، وقمص الظهور، وألسن العبارة، ومعدن الإشارة، حجبك بها عنه، ودلك منها إليه، لا هي هو ولا هو غيرها، محتجب بالنور، ظاهر بالتجلي، كل يراه بحسب معرفته، وينال على مقدار طاعته.🍃 در این فراز، چند حقیقت اساسی بیان شده است:نخست آنکه اهلبیت علیهمالسلام «بیوت نور» هستند؛ یعنی محل ظهور نور الهی، نه سرچشمه مستقل آن.دوم آنکه آنان «قُمُصِ ظهور»اند؛ یعنی لباس و مظهر ظهور اسماء الهی در عالم خلق.سوم آنکه خداوند بندگان را به وسیله آنان به سوی خویش هدایت میکند:«دلّك منها إليه»نه اینکه آنان مقصد مستقل باشند، بلکه راه شناخت خداوندند.این همان حقیقتی است که قرآن کریم درباره «وجه الله» و «صراط مستقیم» بیان میکند و روایات فراوان نیز آن را درباره اهلبیت علیهمالسلام تطبیق دادهاند.🌺 از همین رو رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند:«يا علي، أنت حجة الله، وأنت باب الله، وأنت الطريق إلى الله، وأنت الصراط المستقيم، وأنت المثل الأعلى.»📚 بحار الأنوار، ج۳۸، ص۱۱۱این تعبیرها، همگی بیانگر یک حقیقتاند:👈حجت خدا، باب معرفت خدا است؛ نه شریک خدا و نه مستقل از خدا.🌿 همین معنا را امام هادی علیهالسلام نیز چنین بیان فرمودهاند:«نحن ظاهر الله ولسنا غير باطنه... نحن ظله، وعنّا أشرقت شمسه... الوحدانية معنانا وإن اختلفت أسماؤنا.»📚 مجمع الأخبار، ص۳۴یعنی:👈اهلبیت علیهمالسلام، ظهور اسماء الهیاند؛ نور خدا از آنان بر عالم تابیده است و حقیقت توحید در آنان شناخته میشود.🌺 بنابراین، هر کس اهلبیت را مستقل ببیند، گرفتار غلو شده است؛ و هر کس آنان را صرف انسانهای عادی بداند، حقیقت مقام الهیِ ولایت را انکار کرده است.راه صحیح، همان است که خود آنان بیان فرمودهاند:❌نه حلول،❌نه اتحاد،👈بلکه ظهور کامل اسماء الهی در کاملترین عبد خدا.✨ از همین جهت، در حدیث انزعیه آمده است:«كل يراه بحسب معرفته، وينال على مقدار طاعته.»یعنی هر کس به اندازه معرفت و طاعت خود، از این تجلی بهره میبرد.👈پس اختلاف انسانها در دیدن حقیقت، از تفاوت نور ولایت نیست؛ بلکه از تفاوت ظرفیت دلهاست.🌿 و شاید همین معنا، راز این سخن امیرالمؤمنین علیهالسلام باشد که فرمود:«لو كُشف الغطاء ما ازددت يقيناً.»اگر پرده ها کنار برود بر یقین من اضافه نخواهد شدزیرا برای ولیّ خدا، حجاب میان ظاهر و باطن برداشته شده و حقیقت #تجلی را همانگونه که هست مشاهده میکند.#تلنگر_معرفتیدر این میان، امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) به عنوان «خلیفه الله» در دوران ما، همان «وجه الله» و «نورممتد» الهی است که بندگان را به سرچشمه هستی رهنمون میسازد. از آنجا که فرمودهاند «کل یراها بحسب معرفته»، میزان بهرهمندی از فیض امام عصر (عجل الله فرجه) مستقیماً به ظرفیت وجودی و طاعتِ ما گره خورده است؛ گویی امام (عجل الله فرجه) خورشیدی است که حجابهایِ ما، مانع دیدنِ آن میشود، و یقین کامل تنها زمانی حاصل میگردد که با سیر در مسیرِ معرفت و اطاعت، حجابها کنار رفته و حقیقتِ «#تجلی_نور» در وجود مبارک حضرتش آشکار گردد.ادامه دارد...#تجلی#حدیث_انزعیه#امام_زمانمطالب مرتبط کامنت پیام ↙️
🎙#صوت | اهلبیتن خلقت خدا ، مابقی کار علیِ (سلام الله علیه) 3:37 😍✨آمد حسن (جل عظمته) به میدان آن زن شده گریان ، یک ضربه زد پی شد شتر ، ای جانم به زورش 4:52 😍✨#دانلود_ویژه 👌حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه می فرمایند:نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِناما دست پرورده های نیکوی پروردگار می باشیم؛ و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده های ما خواهند بود📚 بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج53، ص: 178#اللهمعجـللولیڪالفـرج 🤲 #فضایل_مولا جل مقامه#فضایل_اهل_بیت علیهم السلام #مداحی شورگروه↙️https://t.me/+8PZ8_98P5-ExZWNk
🌿 نور | قسمت دوم✨ چرا خداوند «نور» را برگزید؟🔹 آنچه گذشت...در بخشهای پیشین، با پیشینهٔ واژهٔ «نور» آشنا شدیم، جایگاه آن را در کتابهای آسمانی دیدیم...💫چرا خداوند برای بیان حقیقت خویش، از «نور» سخن گفته است؟یکی از پرسشهای اساسی در مطالعهٔ قرآن این است که چرا خداوند بارها از «نور» سخن میگوید. در میان همهٔ پدیدههای عالم، چرا نور چنین جایگاه ویژهای در بیان حقایق الهی دارد؟ چرا هدایت، ایمان، وحی، قرآن، پیامبران و حتی ذات الهی با مفهوم نور توصیف شدهاند؟(توضیحات در ادامه مبحث نور)پاسخ را باید از خود قرآن آغاز کرد.خداوند در آیهٔ مشهور سورهٔ نور، پس از بیان این حقیقت که:«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»بیدرنگ میفرماید:«مَثَلُ نُورِهِ...»📌این تعبیر بسیار تأملبرانگیز است.خداوند تصریح میکند که آنچه پس از این میآید، «مَثَل» است؛ یعنی برای نزدیک کردن حقیقتی فراتر از فهم عادی انسان، از نمونهای آشنا بهره میگیرد. حقیقت نور الهی را نمیتوان با واژههای محدود انسانی به طور کامل بیان کرد؛ از همین رو، قرآن از محسوسترین پدیدهٔ عالم، یعنی نور، پلی به سوی حقیقتی نامحدود میسازد.👈در این نکته، رازی بزرگ نهفته است.اگر خداوند نور را به عنوان «مثال» برگزیده، پس در نور ظاهری ویژگیهایی وجود دارد که میتواند انسان را به شناخت نور حقیقی نزدیک کند.👈 مثالهای قرآن هرگز تصادفی نیستند؛ هر مثال، به سبب شباهتی عمیق میان ظاهر و باطن انتخاب شده است.🔻به ویژگیهای نور بیندیشیم.نور، خود آشکار است و دیگران را نیز آشکار میکند.خود دیده میشود و سبب دیده شدن همهٔ اشیا است.تاریکی را میزداید، راه را نمایان میکند، سرچشمهٔ حیات بسیاری از موجودات است، گرما و انرژی میبخشد و بدون آن، شناخت جهان پیرامون تقریباً ناممکن میشود.تا نور نباشد، چشم رنگها را نمیشناسد، شکلها را تشخیص نمیدهد و زیباییهای جهان پنهان میمانند.🌅قرآن میخواهد از همین حقیقت محسوس، ما را به حقیقتی برتر رهنمون شود.همانگونه که جهان ماده بدون نور دیده نمیشود، عالم معنا نیز بدون نور الهی شناخته نخواهد شد.همانگونه که چشم بدون نور کارایی ندارد، عقل و قلب نیز بدون نور الهی راهی به حقیقت پیدا نمیکنند.از همین رو، قرآن تنها یکبار از نور سخن نمیگوید. این مفهوم همچون رشتهای زرین، سراسر آیات الهی را به هم پیوند میدهد.گاه خداوند، خود را نور میخواند.گاه قرآن را نور معرفی میکند.گاه پیامبر را «سراجاً منیراً»؛ چراغی فروزان مینامد.گاه ایمان را نور میخواند.و گاه وعده میدهد که مؤمنان در قیامت با نور خود حرکت خواهند کرد.این تکرار نشان میدهد که «نور»، یکی از بنیادیترین مفاهیم در نظام معرفتی قرآن است؛ مفهومی که از عالم ماده آغاز میشود، اما مقصد آن حقیقتی فراتر از ماده است.این نگاه، تنها به قرآن اختصاص ندارد. در دیگر کتابهای آسمانی نیز نور، نماد حضور خداوند، هدایت، پاکی، حیات و حقیقت است. گویی همهٔ پیامبران، برای اشاره به حقیقتی که در قالب واژهها نمیگنجد، به زبان مشترکی به نام «نور» سخن گفتهاند.پس هرگاه خداوند از نور سخن میگوید، نباید ذهن خود را تنها به روشنایی ظاهری محدود کنیم.نور محسوس، تنها دریچهای است برای شناخت نوری که نه محدود به زمان است، نه مکان، نه رنگ دارد و نه خاموش میشود؛ نوری که سرچشمهٔ هر وجود، هر آگاهی، هر هدایت و هر کمال است.💛از این رو، تأمل در نور، تنها مطالعهٔ یک پدیدهٔ طبیعی نیست؛ بلکه آغاز سفری است برای شناخت یکی از ژرفترین حقایق الهی؛ حقیقتی که قرآن بارها انسان را به اندیشیدن دربارهٔ آن دعوت میکند.✨نور از لحاظ علم فیزیک⁉️اصلاً نور چیست؟پیش از آنکه انسان سخن گفتن بیاموزد، نور در جهان سخن میگفت.پیش از آنکه نخستین واژه بر زبان جاری شود، نخستین پرتو، تاریکی را شکافت و امکان دیدن را آفرید. شاید به همین دلیل است که هرگاه بشر خواسته از حقیقت، آگاهی، زندگی یا خداوند سخن بگوید، زبانش بیاختیار به سوی «نور» رفته است.اما نور از لحاظ علم چیست؟علم امروز، پس از قرنها پژوهش، هنوز با شگفتی از آن سخن میگوید.روزی گمان میکردند نور تنها موجی است که در فضا منتشر میشود. سپس دریافتند که نور همچون ذره نیز رفتار میکند. امروزه فیزیک کوانتوم نشان میدهد که نور نه صرفاً موج است و نه صرفاً ذره؛ بلکه حقیقتی ژرفتر از هر دو است. گاه چهره موج به خود میگیرد و گاه سیمای ذره، و این رفتار به شیوه مشاهده و برهمکنش آن با جهان بستگی دارد. ✅گویی نور، خود را در قالبهای محدود ذهن انسان محصور نمیکند.♻️ادامه دارد...گروه↙️https://t.me/+8PZ8_98P5-ExZWNk#نور#فیزیک#علم#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#استاد_هروی 《8》💞 ربوبیت معصومین علیهم السلام💚🎤_ "نزِّلونا عن الربوبيَّة وقولوا فينا ما شِئتم"ما را از مقام ربوبی پائین بیاورید و هر آنچه خواستید در مورد ما بگوئید _...هفتاد سال عمر تمام شد یکساعت از امیرالمومنین (علیه السلام) حرف نزدی_امر به معروف نکردی ، امر به معروف، معروف علی ست_امر به معرف یعنی نشر فضایل امیرالمومنین (علیه السلام)، تبلیغ امیرالمومنین علیه السلام_اسلام علی علیست (علیه السلام)#پیشنهاد_دانلود#کلیپ_معرفتی#فضایل_مولا#امام_شناسی
شناخت امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف بنورانّیت در پرتو آیات و روایاتسلسله: اهلبیت علیهمالسلام؛ تجلی ذات حق — قسمت ۴۴🌿 پس از آنکه روشن شد «تجلی» به معنای حلول، اتحاد یا انتقال ذات نیست، اکنون یکی از بنیادیترین فرازهای حدیث انزعیه همین حقیقت را با تعابیری بسیار دقیق بیان میکند:«واعلم أن النور لم يكن باطناً في الذات فظهر منه، ولا ظاهراً منه فبطن فيه، بل النور من الذات بلا تبعيض، وغائب في غيبه بلا استتار، ومشرق منه بلا انفصال كالشعاع من القرص...»این فراز، یکی از عمیقترین بیانهای روایی درباره نسبت میان ذات الهی و نور محمدی ـ علوی است.✨ امام علیهالسلام ابتدا هر دو تصور نادرست را نفی میکند:🔹 نه چنین است که نور، قبلاً در ذات پنهان بوده و سپس از آن خارج شده باشد.🔹 و نه چنین است که بیرون از ذات بوده و بعد در آن بازگردد.زیرا هر دو تصور، لازمهاش حرکت، تغییر، انتقال و حدوث است؛ در حالی که ذات اقدس الهی از هرگونه تغییر و تحول منزّه است.از همین جهت، امام علیهالسلام میفرماید:«بل النور من الذات بلا تبعيض.»👈یعنی نسبت نور با ذات، نسبت جدا شدنِ جزئی از کل نیست.👈نور، «پارهای از ذات» نیست؛ زیرا ذات الهی جزء ندارد.👈و «چیزی بیگانه با ذات» نیز نیست؛ زیرا هر چه غیر او باشد، مخلوق خواهد بود.🌺 برای تقریب ذهن، امام علیهالسلام مثال بسیار لطیفی بیان میفرماید:«كالشعاع من القرص.»همانند شعاع خورشید نسبت به قرص خورشید.👈شعاع از خورشید جدا نیست؛ اما خود خورشید نیز نیست.اگر کسی شعاع را عین قرص بداند، خطا کرده است.و اگر آن را کاملاً بیگانه از خورشید بداند نیز دچار اشتباه شده است.این مثال تنها برای تقریب ذهن است؛ نه تشبیه ذات اقدس الهی به مخلوقات؛ زیرا:لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌهیچ حقیقتی همانند مثل او نیست.(اهل بیت علیهم السلام)🌿 از همین رو، در ادامه حدیث میفرماید:«والاسم من نور الذات بلا تبعيض، وظاهره بلا تجزّي، يدعو إلى مولاه ويشير إلى معناه.»👈پس اسم الهی نیز از سنخ تجزیه و انفصال نیست؛ بلکه راهنما و دلالتکننده به سوی حقیقت است.و این همان معنایی است که پیشتر از روایات «نحن أسماء الله الحسنى»، «نحن وجه الله» و «أنت المثل الأعلى» به دست آمد.اهلبیت علیهمالسلام حقیقتی هستند که انسان را به خدا میرسانند؛ نه اینکه میان خدا و بندگان، حجابی مستقل باشند.🌸 همین معنا در دعای رجبیه نیز با بیانی لطیف آمده است:«لا فرق بينك وبينها إلا أنهم عبادك وخلقك.»یعنی هیچ تفاوتی از جهت دلالت بر کمالات الهی نیست؛ تنها تفاوت، عبودیت و مخلوق بودن ایشان است.👈پس هرگز سخن از الوهیت بالاستقلال نیست؛ بلکه سخن از کاملترین مجرای ظهور اسماء و صفات الهی است.✨ هرچه معرفت انسان نسبت به حجت خدا کاملتر شود، شناخت او نسبت به اسماء الهی نیز کاملتر خواهد شد؛ زیرا امام، آینهای است که بدون تحریف، کمالات الهی را برای بندگان آشکار میکند.معرفت به امام زمان (عجل الله فرجه) در پرتو نورانیت، شناختِ ایشان به مثابه «آیینهی تمامنمای» اسما و صفات حق است. همانطور که شعاع، بیآنکه از خورشید جدا باشد، حقیقتِ تابشِ آن را به عالم میرساند، وجود مقدس امام نیز بدون هیچگونه انحراف و حجابی، تجلیگاهِ مطلقِ اراده و جمال الهی است؛ لذا شناختِ حقیقتِ آن حضرت، عینِ معرفت به اسماءِ حسنای پروردگار و صراط مستقیمِ رسیدن به توحید است.گروه↙️https://t.me/+8PZ8_98P5-ExZWNk#تجلی#حدیث_انزعیه#امام_زمان
🌿 نور | قسمت اول✨ خدا؛ نور آسمانها و زمین🔹 آنچه گذشت...در بخش نخست دیدیم که «نور» واژهای است با پیشینهای کهن در زبانهای سامی؛ واژهای که از آغاز، تنها به روشنایی ظاهری محدود نبوده و همواره با مفاهیمی چون زندگی، آگاهی، حقیقت و هدایت همراه بوده است.⁉️اکنون این پرسش پیش میآید: آیا این نگاه به نور، تنها در قرآن دیده میشود یا در دیگر کتابهای آسمانی نیز سابقه دارد؟✅پاسخ، مثبت است.📜در کتابهای مقدس یهودیان و مسیحیان نیز مفهوم «خدا نور است» یا «خدا سرچشمهٔ نور و روشنایی است» بارها بیان شده است؛ هرچند تعبیر شگفتانگیز «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» با این ساختار و عمق معنا، ویژگی ممتاز قرآن کریم است.در قرآن میخوانیم:«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»«خدا نور آسمانها و زمین است.»(سوره نور، آیه ۳۵)📌بیشتر مفسران بر این باورند که مقصود از «نور» در این آیه، تنها روشنایی مادی نیست؛ بلکه خداوند سرچشمهٔ هستی، هدایت، حقیقت و هر گونه روشنایی در سراسر عالم است.📜در عهد جدید نیز آمده است:«خدا نور است و در او هیچ تاریکی نیست.»(رساله اول یوحنا، ۱:۵)این عبارت، از نزدیکترین تعابیر به مفهوم آیهٔ نور در قرآن است.📜همچنین در انجیل یوحنا میخوانیم:«نور حقیقی که هر انسانی را روشن میسازد، به جهان آمد.»(یوحنا ۱:۹)🔰که در الهیات مسیحی، این نور به حضرت عیسی علیه السلام تفسیر میشود.🔺در عهد قدیم نیز بارها از خدا با زبان نور یاد شده است. برای نمونه، حضرت داوود علیه السلام در کتاب مزامیر میگوید:📜«خداوند نور و نجات من است؛ از که بترسم؟»(مزمور ۲۷:۱)و در جای دیگری آمده است:«زیرا نزد تو چشمهٔ حیات است؛ در نور تو، نور را میبینیم.»(مزمور ۳۶:۹)📜اشعیا نبی نیز میگوید:«خداوند، نور جاودانی تو خواهد بود.»(اشعیا ۶۰:۱۹–۲۰)♻️این آیات نشان میدهند که در سنت یهودی و مسیحی نیز «نور» نماد حضور خدا، حقیقت، پاکی و هدایت است.اما قرآن گامی فراتر برمیدارد.قرآن تنها نمیگوید «خدا نور است»؛ بلکه میفرماید:«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»💠یعنی خداوند، منشأ هر نور، هر هدایت، هر حقیقت و نور همهٔ آسمانها و زمین است. در این نگاه، هر روشناییای که در عالم دیده میشود، پرتوی از نور اوست.از همین رو، بسیاری از پژوهشگران ادیان، آیهٔ ۳۵ سورهٔ نور را یکی از ژرفترین، زیباترین و شاعرانهترین توصیفهای خداوند در میان متون مقدس جهان دانستهاند؛ آیهای که هم از نظر ادبی، هم از منظر فلسفی و هم در عرفان، جایگاهی بیهمتا دارد.ادامه دارد...#نور#مسیحیت#یهودیت#قرآن#تورات#انجیل#زبور#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
شناخت امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف بنورانّیت در پرتو آیات و روایاتسلسله: اهلبیت علیهمالسلام؛ تجلی ذات حق — قسمت ۴۳🌿 در بخش گذشته دیدیم که امام صادق علیهالسلام، «ذات» را فراتر از اسم و صفت معرفی کردند و بیان فرمودند که اسم اعظم و مشیت، نخستین مرتبه ظهور برای شناساندن ذات به خلق است.اکنون حدیث، گامی عمیقتر برمیدارد و نسبت میان ذات، نور و ظهور را تبیین میکند؛ نسبتی که اگر درست فهم نشود، انسان یا گرفتار تعطیل میشود و یا به ورطه تشبیه و غلو میافتد.امام علیهالسلام میفرمایند:««واعلم أن النور لم يكن باطناً في الذات فظهر منه، ولا ظاهراً منه فبطن فيه، بل النور من الذات بلا تبعيض، وغائب في غيبه بلا استتار، ومشرق منه بلا انفصال كالشعاع من القرص.»»📚 کتاب الطاعة (حديث الصورة الأنزعية)🌺 این فراز، یکی از دقیقترین بیانات درباره حقیقت «تجلی» است.امام علیهالسلام نخست دو تصور نادرست را نفی میکنند:🔹 نه اینگونه است که نور ابتدا در ذات پنهان بوده و سپس از آن خارج شده باشد.🔹 و نه اینگونه است که نور چیزی بیرون از ذات باشد که دوباره به آن بازگردد.بلکه نور، از ذات است؛ اما نه با تبعیض، نه با جدا شدن و نه با انتقال.به همین جهت، برای تقریب به ذهن، مثال شعاع خورشید را بیان میفرمایند:همانگونه که شعاع از خورشید جدا نیست، اما خودِ قرص خورشید نیز نیست، نور الهی نیز بدون انفصال، مظهر ذات است.🌿 این همان نکتهای است که پیشتر درباره تفاوت «تجلی» و «ظهور» بیان شد.تجلی، انتقال ذات نیست؛ بلکه ظهور کمالات ذات بدون تغییر، تجزیه و محدود شدن ذات است.به همین دلیل، هر اندازه مظهر کاملتر باشد، ظهور اسماء و صفات نیز کاملتر خواهد بود.از همینرو اهلبیت علیهمالسلام کاملترین مجلای اسماء و صفات الهیاند؛ نه اینکه ذات الهی در آنان حلول کرده باشد.این معنا با دعای شریف رجبیه نیز کاملاً هماهنگ است:«لا فرق بينك وبينها إلا أنهم عبادك وخلقك.»📚 مصباح المتهجد، شیخ طوسی، ص۸۰۳یعنی تمام شباهت در مقام ظهور اسماء و صفات است؛ اما حقیقت عبودیت آنان، مرز همیشگی میان خالق و مخلوق باقی میماند.🌺 بنابراین، هر جا سخن از نور اهلبیت علیهمالسلام است، سخن از نوری است که:✔ از ذات جدا نیست؛✔ ولی ذات خدا نیز نیست؛✔ مظهر کامل اوست؛✔ و همه معرفت خداوند از همین طریق برای خلق ممکن میشود.ازاینرو شناخت امام، صرف شناخت یک انسان کامل نیست؛ بلکه شناخت کاملترین مظهر اسماء و صفات الهی است؛ همان نوری که خداوند بندگان را به وسیله آن به سوی خویش هدایت میکند.ادامه دارد...➖➖➖➖➖🌹او «وجهالله» است؛ همان تجلی بیانفصالِ نور حق در آینه هستی. وقتی از شناخت امام زمان (عجل الله فرجه) سخن میگوییم، از درک نوری میگوییم که ذات اقدس الهی را در قامت بنده نشان میدهد؛ او همان شعاع بیفاصلهای است که اگر نباشد، شناختِ حقیقت «خالق» در ظلمات دنیا، نه ممکن است و نه مقدور. شناختِ امام، آینه گرفتنِ جان به سوی خورشیدی است که هرگز از حقیقتِ مطلق جدا نبوده است.#تجلی#حدیث_انزعیه#امام_زمان
🌿 نور | مقدمه ✨ نور؛ واژهای به قدمت روشنایی«نور» از کهنترین واژههای خانوادهٔ زبانهای سامی است؛ واژهای که پیش از آنکه در عربی، عبری، آرامی و دیگر زبانهای همخانواده ثبت شود، مفهوم روشنایی و تابش را در ذهن مردمان باستان زنده میکرد.ریشهٔ سامی نور (N-W-R) در زبان عربی به صورت «نور»، در عبری با صورتهایی همریشه و در دیگر زبانهای سامی با واژگان نزدیک به آن دیده میشود. در زبان سریانی نیز واژهٔ ܢܗܝܪܐ (nehīrā) به معنای «درخشان، نورانی و روشن» به کار رفته است. هرچند «نور» و «nehīrā» هممعنا هستند، اما زبانشناسان آنها را بازماندهٔ میراث مشترک زبانهای سامی میدانند، نه اینکه یکی لزوماً از دیگری گرفته شده باشد.اما اهمیت «نور» تنها در پیشینهٔ زبانی آن نیست.از نگاه تاریخی، نور صرفاً نام یک پدیدهٔ طبیعی نیست؛ بلکه در فرهنگهای باستانی، نماد زندگی، آگاهی، حقیقت، هدایت و حضور الهی بوده است. از همین رو، این واژه در متون دینی و ادبی جایگاهی ویژه یافته و معنایی فراتر از روشنایی ظاهری پیدا کرده است؛ نوری که هم چشم را روشن میکند و هم دل را.در قرآن کریم نیز «نور» تنها به معنای روشنایی فیزیکی نیست؛ بلکه در بسیاری از آیات، نشانهٔ ایمان، هدایت، علم و حقیقت الهی است. همین گستردگی معنا سبب شده است که این واژه در طول قرنها، هم در زبان و هم در اندیشهٔ انسانها، یکی از ژرفترین و ماندگارترین مفاهیم باقی بماند.ریشهشناسی تاریخی نشان میدهد که «نور» نه واژهای وامگرفته از یک زبان خاص، بلکه یادگاری از میراث مشترک زبانهای سامی است؛ واژهای که هزاران سال با همان مفهوم بنیادینِ روشنایی، در زبانها و فرهنگهای گوناگون زندگی کرده و همچنان نماد امید، دانایی و هدایت است.🌱 برای اندیشیدن...اگر «نور» در قرآن تنها به معنای روشنایی ظاهری نیست، پس حقیقت این نور چیست؟ چگونه یک واژه میتواند هم به خورشید اشاره کند، هم به علم، هم به ایمان و هم به ذات الهی؟در قسمت بعد، از ریشهٔ واژه عبور میکنیم و به این پرسش میپردازیم که نور در نگاه قرآن و اندیشمندان مسلمان، دقیقاً به چه معناست؟در این مجموعه سعی می کنیم واژه نور را در آیات قرآن و کلام معصومین علیهم السلام با دقت ویژه بررسی کنیم و به ارتباط آن با مطلب #نفس_الله که قبلا به آن پرداختیم ، اشاره کنیملذا از تمامی خوانندگان محترم تقاضا داریم ضمن مطالعه در انتشار آن نیز مساعدت نمایند.ادامه دارد....#نور#روشنایی#زبان_شناسی#عربی#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#استاد_هروی 《7》انا الصلاه المومنین یعنی چه ؟#معرفتے #امام_شناسی #فضائل_مولا
شناخت امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف بنورانیّت در پرتو آیات و روایاتسلسله: اهلبیت علیهمالسلام؛ تجلی ذات حق — قسمت ۴۲🌿 در پایان بخش گذشته روشن شد که اهلبیت علیهمالسلام کاملترین مجاری ظهور اسماء و صفات الهیاند؛ نه ذات خداوندند و نه جدا از او، بلکه بندگان برگزیدهای هستند که خداوند کمالات خویش را از طریق آنان به خلق معرفی کرده است.❄️اکنون نوبت آن است که وارد یکی از عمیقترین روایات معارف اهلبیت علیهمالسلام، یعنی حدیث الصورة الأنزعية شویم؛ حدیثی که بدون شناخت مبانی توحید، تنزیه، تجلی و نورانیت، فهم آن ممکن نیست.🌺 مفضل بن عمر از امام صادق علیهالسلام پرسشی بنیادین مطرح میکند:آیا ذات الهی قابل تصور است؟ آیا ذات، تجزیه یا تبعیض میشود؟ چگونه غیب مطلق برای مخلوق ظاهر میشود؟ و چگونه مخلوق ضعیف توان مشاهده خالق را دارد؟این پرسش، در حقیقت همان پرسشی است که قرنها ذهن متکلمان، فلاسفه و عارفان را به خود مشغول کرده است.اما پاسخ امام علیهالسلام، برخلاف انتظار، با نفی و اثباتهای صرف آغاز نمیشود؛ بلکه ابتدا ظرفیت مخاطب را متذکر میشوند:««يا مفضل، علمنا صعبٌ مستصعب، وسرُّنا وعرٌ بعيدٌ على اللسان أن يترجم عنه إلا تلويحاً، وما يعرف شيعتنا إلا بحسب درايتهم لنا ومعرفتهم بنا.»»یعنی معرفت این مقام، تنها با الفاظ حاصل نمیشود؛ بلکه هر کس به اندازه معرفت خود از نور اهلبیت علیهمالسلام بهره میگیرد.🌿 این همان حقیقتی است که در روایات دیگر نیز آمده است؛ شناخت خداوند، بدون شناخت حجت او کامل نمیشود؛ زیرا آنان وجه الله، اسماء الحسنی، باب الله و المثل الأعلى هستند؛ نه از آن جهت که الوهیتی استقلالی داشته باشند، بلکه چون خداوند آنان را کاملترین آینه معرفی خویش قرار داده است.از همین رو در دعای رجبیه میخوانیم:«لا فرق بينك وبينها إلا أنهم عبادك وخلقك.»یعنی تمام این مراتب، در عین عظمت، هرگز عبودیت آنان را از بین نمیبرد؛(در مقام مخلوقی) بلکه اساس همه این مقامات، بندگی کامل خداوند است.🌺 سپس امام صادق علیهالسلام، پیش از هر سخنی درباره نور، مشیت یا خلقت، اصل تنزیه را بیان میکنند:««واعلم أن الذات تجلَّ عن الأسماء والصفات، غيبٌ ممتنع، لا يمتنع عنه باطن، ولا يستر عنه خفي...»»یعنی ذات الهی، برتر و منزه از آن است که در حد اسم و صفت محدود گردد؛ او غیب مطلق است و هیچ چیز بر او پوشیده نیست.دقت کنید؛ امام نمیفرمایند ذات، فاقد اسماء و صفات است؛ بلکه میفرمایند ذات، برتر از محدود شدن به مفاهیم اسم و صفت است.این همان حقیقتی است که امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهجالبلاغه فرمودند:««وكمال الإخلاص له نفي الصفات عنه.»»مقصود، نفی کمالات الهی نیست؛ بلکه نفی هرگونه مغایرت و ترکیب میان ذات و صفات است؛ زیرا اگر صفات چیزی غیر از ذات باشند، لازمه آن کثرت در ذات واجب خواهد بود، در حالی که ذات حق، احدی و بسیط محض است.🌿 بنابراین، حدیث انزعیه از همان آغاز، دو اصل را همزمان تثبیت میکند:🔹 ذات خداوند، فراتر از احاطه عقل و وهم است.(الله اکبر ان من یوصف)🔹 شناخت او تنها از راه مظاهر و مجاریای ممکن است که خود او معرفی کرده است.بر همین اساس، هر جا در ادامه حدیث از «نور»، «صورت»، «اسم»، «ظهور» یا «تجلی» سخن گفته میشود، نباید آن را به معنای حلول ذات در مخلوق یا تجزیه ذات دانست؛ بلکه سخن از ظهور کمالات الهی در کاملترین مظهر است.🌺 از همینجا، دروازه ورود به حقیقت نورانیت اهلبیت علیهمالسلام گشوده میشود؛ حقیقتی که بدون حفظ همزمان تنزیه مطلق ذات و کمال ظهور اسماء الهی، هرگز به درستی فهمیده نخواهد شد.🌸شناخت نورانیت امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) فراتر از یک باور تاریخی، گشودنِ دریچهای به سوی حقیقتِ «وجهالله» است. همانطور که ذات حق از دسترس عقل و وهم بیرون است، معرفت به امام نیز تنها از مسیرِ پذیرشِ او به عنوانِ عالیترین مجرای تجلیِ اسماء الهی ممکن میشود.امام زمان (عجل الله فرجه) در این نظامِ معرفتی، آینهای است که کمالاتِ نامحدودِ پروردگار را در قالبِ بندگیِ محض بازتاب میدهد. بنابراین، شناخت ایشان به «نورانیت»، درکِ این حقیقتِ توحیدی است که حجابهای میان خلق و خالق، تنها با تمسک به «بابِالله» و «نورِ متمم» کنار میرود؛ نه آنگونه که ذات خدا در مخلوق حلول کند، بلکه آنگونه که حقیقتِ بندگیِ ایشان، یگانهراهِ مشاهدهیِ جلواتِ ربوبی در عالمِ امکان است.در حقیقت، امام زمان (عجل الله فرجه) «اسمِ اعظمِ» پروردگار در زمانهی ماست؛ وجودی که مرز میان تنزیه (عدم تشبیه ذات) و تجلی را در عمیقترین لایههای معرفتی حفظ کرده است. پس شناخت ایشان، نه شناختِ یک شخصِ جدا از خدا، که درکِ حقیقتِ «تجلیِ محض» در آینهیِ عبودیتِ کامل است.ادامه دارد...#تجلی#حدیث_انزعیه#توحید#امام_زمان