💠آیت الله عبدالکریم حق شناس:🔸بنده خودم، از حیث منزل ناراحت بودم.با خودم گفتم: عزیز من؛ به جای این…
انتشار: 2026/08/15 07:03 UTCدریافت: 2026/08/16 21:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 21:12 UTC
💠آیت الله عبدالکریم حق شناس:🔸بنده خودم، از حیث منزل ناراحت بودم.با خودم گفتم: عزیز من؛ به جای اینکه به زید و عمرو و بکر بگویی، برو به خود خدا بگو!🔸خودم یک مقدار پول داشتم ولی بنا بود سی هزار تومان دیگرش هم برسد که نرسید. لذا چلّه زیارت عاشورا گرفتم. وقتی هم که انسان زیارت عاشورا میخواند، نباید وسطش حرف بزند؛ به تمام معنا توجه به دستورات زیارت عاشورا داشته باشد.🔸تقریبا بیست و دوم ماه بود و من وسط لعنها بودم که در را زدند. دیدم پیرمردی آمده است. من تسبیح به او نشان دادم که یعنی مشغولم و نمیتوانم حرف بزنم. او گفت: این کیسه مال شماست! من کیسه را باز کردم و دیدم پانزده هزارتومان درون آن است. در دلم عرض کردم؛ آقاجان؛ من سی تومان خواستم؛ اگر پانزده تومان دیگر را هم میدهید که بدهید، اگر نمیدهید، این پانزده تومان به درد من نمیخورد!🔸گذشت و هنوز زیارت عاشورای روز بیست و پنجم مانده بود که تمام شود، باز همان پیرمرد آمد و در زد. من وسط ذکر بودم و دوباره تسبیح را به ایشان نشان دادم. ایشان فرمودند: این کیسه هم برای شماست. حالا من نمیدانم که از کجا آمد؟ وقتی کیسه را شمردم، دیدم پانزده هزارتومان تمام است. این پانزده تومان به علاوه آن پانزده تومان، سی تومان شد." مَنْ أَصْلَحَ أمر آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللّٰهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ"@varesoon




